نظر آیت ‌الله العظمی صافی درباره استفاده از فیس بوک


حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی در پاسخ به استفتایی نظر خود را در خصوص استفاده از فیس بوک اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتایی در خصوص استفاده از فیس بوک اظهار کرد: به طور کلی استفاده از فضاهای مجازی برای جهات مشروع و صحیح که موجب فساد عقیده و اخلاق نشود بلکه بتوان از آن در جهت تبلیغ و ترویج معارف دینی استفاده کرد ‌مانعی ندارد بلکه مطلوب است، اما رفتن در سایت‌هایی که باعث سست‌شدن عقیده و فساد اخلاق و یا ترویج باطل باشد، حرام است.

نظر مراجع تقلید درباره چادر مشکی

 

حجاب گوهر زن است این جمله ای است که برای امروز و دیروز نیست.از قرن ها پیش حتی قبل از اسلام، حجاب و عفاف در فرهنگ ایرانی حضور پررنگ داشته است و نجابت و پوشیدگی زنان ایرانی زبانزد همگان بوده است.بعد از ورود اسلام به ایران، این امر در ایران اسلامی تجلی بیشتری یافت و در لایه های زندگی مردم ردپای آن به وضوح بیشتر و بیشتر دیده شد.اما با پیشرفت فن آوری های ارتباطی، حجاب دستمایه خوبی برای جنگ فرهنگی غرب با ایران محسوب شد.غرب و صهیونیسم حجاب را که در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی اهمیت ویژه دارد هدف آماج حملاتخود قرار دادند و با انواع و اقسام شیوه های ضد فرهنگی سعی در رواج بی حجابی بخصوص در نسل جوان کشور دارند.  

ادامه نوشته

آیا حجاب از ضروریات دین است؟

 

آیا حجاب از ضروریات دین است؟حکم کسانی که به آن بی اعتنایی می کنند، چیست؟

آیت الله خامنه ای:اصل حجاب، ضروری دین محسوب است و بی اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.

آیت الله صافی گلپایگانی: اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است ولی بی اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن، فسق است.

آیت الله تبریزی: اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی اعتنایی نمایند حکم بی اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.

آیت الله سیستانی: اصل حجاب از مسلّمات شریعت است و در قرآن آمده است ولی کسانی که توجه به وضوح آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بی اعتنایی، عملی گناه است.

آیت الله مکارم شیرازی: آری حجاب از ضروریات دین است ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمی شود.

آیت الله بهجت(ره): بی اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.

اقسام نماز

نماز به دو دسته تقسيم مى شود:
1 - نمازهاى واجب
2 - نمازهاى مستحب
الف - نمازهاى واجب
عبارتند از:
1 - نمازهاى يوميه (شبانه روزى )
2 - نماز آيات
3 نماز ميت
4 - نماز طواف واجب خانه كعبه
5 - نماز قضاى خود و قضاى پدر و مادر كه بر عهده پسر بزرگتر است .
6 - نمازى كه با جير شدن يا به نذر و قسم واجب مى شود.
ادامه نوشته

مقام مجاهد

رزمندگان و مجاهدانى كه با تجاوز گران مى جنگند و آنها را در هم مى كوبند، يا براى باز گرفتن حقوق از دست رفته خود و ملتش فداكارى مى كنند، يا به جهت قطع زنجير بردگى ، رهائى از قيد اسارت و رسيدن به استقلال و آزادى دست به اسلحه مى برند و جان بر كف جهاد و مبارزه مى نمايند، از ديدگاه اسلام داراى مقام ارجمند و عالى مى باشند:
((و من يقاتل فى سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوثيه اجرا عظيما))
و آن كس كه در راه خدا پيكار كند و كشته شود يا پيروز گردد پاداش بزرگى به او خواهيم داد.
سرنوشت مجاهدانى كه عاشقانه و آگاهانه به ميدان رزم شتافته اند، و در راه خدا مبارزه مى نمايند از دو حال خارج نيست ، يا شهيد مى شوند و يا با در هم كوبيدن دشمن ، بر او پيروز مى گردند، و در هر صورت از پاداش بزرگ الهى بهرمند مى شوند.
در آيه ديگر مى فرمايد:
((لا يستوى القاعدون من المومنين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل الله باموالهم و انفسهم ، فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجه ))
افراد با ايمانى كه بدون بيمارى و ناراحتى از جهاد بازداشتند با مجاهدانى كه در راه خدا با مال و جان خود جهاد كردند يكسان نيستند، خداوند مجاهدانى را كه با مال و جان خود جهاد نمودند بر قاعدان برترى بخشيده
ادامه نوشته

جنگ و جهاد

كلمه ((جنگ )) از جمله واژه هايى است كه در زواياى دل و اعماق قلب انسان نسبت به آن تنفر و انزجار وجود دارد، زيرا در بيشتر موارد ((جنگ )) وسيله از پا در آوردن رقيب ، رسيدن به قدرت ، انتقام جوئى ، اشباع غريزه شهرت طلبى ، كسب مدال قهرمانى ، توسعه خاك ، كشور گشائى ، سيطره بر منابع زير زمينى و رسيدن به اهداف شوم استعمارى و... بوده است .
و گرنه ((جنگ )) اگر به جهت دفاع از عقيده ، وطن ، ناموس ، مال ، حمايت از مستضعفين و محرومين ، دفع متجاوز و رهائى از زير سلطه استعمار و بيگانگان و... باشد، نه تنها مبغوض نيست كه قابل ستايش است ، زيرا نهائى ترين راهى كه عزت ، شرف و استقلال يك ملت را بيمه مى نمايد و انسان در راه مانده را به هدف و مقصد مى رساند، و جامعه شكست خورده را به پيروزى سوق مى دهد ((جنگ )) است .
ادامه نوشته

احكام حج

حج يكى از مراسم با شكوه اسلام و تجسم عملى ايمان است كسانى كه موفق به رفتن حج شده اند توان و قدرت ايمان را عملا ديده اند و تنها ايمان و اسلام است كه ميليونها مسلمان از اطراف جهان در يك نقطه گردآورى كرده كه همه بايك لباس و يك شعار برگرد خانه توحيد بگردند و ايمان خود را اظهار كنند اين يك خانه مكعبى شكل كه زير بنايش را آدم نهاد، و ابراهيم قهرمان توحيد به تعميرش پرداخت يك الگو و نمونه است چنين نيست كه بعضى ها تصور مى كنند كه اين خود، بت پرستى است زيرا ما كعبه را مانند بت نمى پرستيم ما خدا را پرستش مى كنيم و به گفته قرآن كه هر طرف رو كنيد خدا آنجاست خداوند ماده نيست كه نياز به مكان داشته باشد، در اين صورت كعبه سنبل وحدت و يكپارچگى امت اسلامى است . خداوند اين مكان را بعنوان جلوه اى از قدرت و توان خويش به نمايش گذاشته و هه را بسوى آن دعوت كرده تا قبله گاه خود قرار دهند و وحدت و يكپارچگى امت برقرار
ادامه نوشته

امر به معروف و نهى از منكر


جهانى كه در آن زندگى مى كنيم جهان عمل و عكس العمل است . تمامى موجودات از انسان گرفته تا حشرات در برابر دنياى بيرون خود عكس ‍ العمل نشان مى دهند و انسان كه از نيروى انديشه وعقل برخوردار است عكس العملش بسيار گسترده تر است . كرمى كه درخاك زندگى مى كند به محض احساس خطر خود را جمع مى كند و يا در درون خاك ، خود را پنهان مى سازد و انسان هم در برابر كارهايى كه مخالف با فطرت و ذات اوست ، از خود عكس العمل نشان مى دهد كارهايى را كه فطرتش پاسخ مثبت به آن مى دهد مى پذيرد مانند تمامى كارهاى خوب و آنچه در فرهنگ دينى بعنوان واجبات و مستحبات از آن ياد شده است و كارهايى كه فطرت به او پاسخ منفى مى دهد نمى پذيرد و آن را رد مى كند مانند كارهاى حرام و مكروه ، اينجاست كه انسان بر اساس انديشه و فطرت و آگاهى هاى خود مى كوشد كه ديگران را به كارهاى نيك وادار سازد و آنها را از كارهاى زشت باز دارد. از اين رو فصلى در فرهنگ اسلامى به نام امر به معروف و نهى از منكر به وجود مى آيد. پس امر به معروف و نهى از منكر فضولى در كارهاى ديگران نيست بلكه پاسخى است به فطرت انسانى از اين رو على (ع ) درباره امر به معروف و نهى از منكر در نهج البلاغه مى فرمايد: (بدانيد كه امر به معروف و نهى از منكر سبب انجام واجبات و ترك محرمات مى گردد و با آن مى توان امينت اجتماعى به وجود آورد تا پيروان همه مذاهب آسمانى در كنار هم با صلح و صفا زندگى كنند، بديهى است كه با اين ابزار، مى توان ريشه هاى فساد را خشكاند، و نابود كرد و براى مردم محيط سالم به وجود آورد).
ادامه نوشته

فصل در وضوء

دراين فصل مسائل مربوط به واجبات و شرائط و موجبات و غايات و احكام خلل وضوء ايراد مى گردد.
واجبات وضوء 
مساءله 1 - واجب است در وضوء شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا و منظور از صورت درطرف طول از محل رويش موى سر تا چانه است و در طرف عرض آن مقدارى است كه بين انگشت ابهام و انگشت وسط قرار گيرد البته اين درباره افراد معمولى است كه صورتى متناسب با انگشتان و انگشتانى متناسب با صورت دارند پس كسى كه صورتش از حد متعارف بزرگتر و يا انگشتانش درازتر و يا كوتاهتر است بايد به افراد متناسب الاعضاء رجوع كند و از پهناى صورتش آن مقدارى را بشويد كه افراد متعارف مى شويند و شستن زيادتر از حدى كه گفته شد واجب نيست ، بله شستن كمى بيشتر از حد نامبرده براى اينكه يقين حاصل كند كه آن حد را شسته بر همه واجب است .
مساءله 2 - بنابراحتياط واجب است صورت از طرف بالا به پائين شسته شود و بنابر احتياط شستن برعكس يعنى از پائين ببالا جائز نيست ، بله اگر آب را از پائين ببالا بريزد ولكن نيتش اين باشد كه با برگشت آب از بالا بپائين وضوء بگيرد جائز است .
مساءله 3 - دروضوء شستن مقدارى از موى ريش كه از حد صورت خارج شده واجب نيست و اما آن مقدارى كه داخل در حد صورت است واجب است و آنچه واجب است تنها شستن ظاهر ريش است و اما باطن آن واجب نيست چه اينكه ريش پرپشت باشد و چه كم پشت البته اين درصورتى است كه ريش عرفا صورت را پوشانيده باشد ولى تخليل - يعنى رساندن آب به زير موى صورت - درخصوص ريش كم پشت احوط است و اما دست ها واجب است شستن آنها از مرفق تا نوك انگشتان دراينجا نيز واجب است كمى بالاتر از مرفق
ادامه نوشته

مطهرات يا پاك كننده ها

چيزهايى كه اشياء را پاك مى كنند عبارتند از: 
1 - آب 2 - زمين 3 - آفتاب 4 - اسلام 5 - استحاله 6 - انتقال 7 - تبعيت 8 - برطرف شدن عين نجاسات 9 - استبراء حيوان نجاستخوار 10 - غايب شدن مسلمان
1 - آب :  
در صورتى پاك كننده است كه مطلق بوده و مضاف نباشد آب مطلق همان آب خالص است و آب مضاف عبارت از آبى است كه از چيزى گرفته شده باشد مثل آب سيب و يا آب هنداونه يا با چيزى مخلوط شده باشد.
آبهاى پاك كننده كه به آن مطلق مى گويند عبارت است از:
1 - آب چاه 2 - آب جارى 3 - آب باران 4 - آب راكد، كه اگر مقدار آن زياد باشد يعنى وزن 419/377 كيلوگرم باشد آب كر است و اگر كمتر از اين مقدار باشد آب قليل است .
اينك در مورد آب به نكات زير توجه كنيم :
1 - آب قليل با برخورد به نجاست نحس مى شود.
2 - تمام آبهاى مطلق بجز آب قليل با برخورد به نجاست نجس نمى شود، مگر آنكه رنگ يا بو يا طعام آن با نجاست تغيير كند كه در اين صورت نجس ‍ است .
3 - آب باران اگر بر زمين و يا فرش و لباس نجس ببارد آن ها راپاك مى كند مگر آن كه عين نجاست مثل خون باقى بماند و پاك نشده باشد.

ادامه نوشته

نجاسات

اسلام ، همه اشياء را پاك مى داند، مگر يازده چيز و آنچه كه با اينها در تماس ‍ باشد.
اشياء نجس بدين شرح است :  
1 و 2 - بول و غائط:  
(ادرار و مدفوع ) از انسان و حيوانات حرام گوشت كه داراى خون جهنده اند يعنى وقتى آنها را سر ببريد خون با فشار از بدن آنها خارج مى شود. در اين صورت :
الف - ادرار و مدفوع حيوانات حرام گوشتى كه خون جهنده ندارند پاك است .
ب - ادرار و مدفوع حيواناتى كه گوشتشان مكروه است مثل اسب و الاغ پاك است .

ادامه نوشته

غسل

غسل عبارت از شستشوى بدن به گونه اى است كه خداوند خواسته است . در موقعى كه انسان جنب شده و منى از او خارج شده يا با همسر خود همخوابگى كرده باشد يا زن و دختر از خون حيض پاك شده باشند بايد غسل كنند.
غسل به دو صورت انجام مى گيرد:
1 غسل ترتيبى :  
پس از پاك كردن هر قسمت از بدن و نيت ، سر و صورت خود را مى شويد، سپس سمت راست بدن و بعد سمت چپ را مى شويد، در غسل ترتيبى لازم نيست قبل از غسل ، بدن كاملا طاهر باشد بلكه شخص مى تواند هر قسمتى را كه مى خواهد به نيت غسل بشويد طاهر كند.

ادامه نوشته

طهارت

از مجموعه برنامه هاى عملى در اسلام ، احكام است كه از جمله احكام ، واجبات بوده و بخشى از واجبات ، نماز است كه از بهترين عامل ارتباط با خداوند است و از مقدمات آن ، طهارت مى باشد.
طهارت داراى دو شاخه است :
الف - طهارت باطنى كه با وضو، غسل و تيمم بدست مى آيد و بايد با قصد قربت انجام شود.
ب - طهارت ظاهرى كه عبارت است از طهارت بدن و لباس نمازگزاران كه در آن قصد شرط نيست ، هر چند اگر قصد قربت كند اجر و ثواب دارد و بايد توجه داشت كه مساءله طهارت غير از پاكيزگى و نظافت است و چه بسا كه چيزى پاكيزه است ولى از نظر احكام ، نجس مى باشد، مثل لباسى كه آلوده به آب نجس باشد.
اينك به بحث پيرامون و نجاست مى پردازيم :
طهارت و پاكيزگى در اسلام شرط اصلى نيايش با خداست . كسى كه مى خواهد نماز بخواند بايد مقدمات آن را كه طهارت بدن و لباس و سجده گاه است فراهم كند و اگر نجس باشد، آنها را طاهر نمايد و لازم است كه براى نمازش وضو بگيرد.

ادامه نوشته

شناخت احكام

ارزش انسان در اين است كه تلاش كند برنامه زندگى خود را بر اساس قوانين و مقررات اسلامى پايه گذارى نمايد اين مقرارت عبارتند از:
1 - مبانى اعتقادى كه شامل اصول دين است . اين نوع چون مربوط به اساس دين است بايد از روى دليل باشد، هر چند كه دليل ساده باشد. در اين صورت در مسائل اعتقادى و اصول دين ، جاى تقليد نيست .
2 - احكام يا دستورات عملى كه مربوط به فروع دين است .اين نوع چون مربوط است به فروع دين و كارهايى كه انسان بايد انجام دهد مربوط مى شود به احكام و دستورات دين كه از طريق تقليد و پيروى از مجتهد و كارشناس متخصص صورت مى گيرد.
3 - اخلاق كه مربوط است به پرورش روح سالم سازى روان و ايجاد صفات پسنديده در انسان .
مسائل اخلاقى گاهى بصورت اخلاق عملى و سيره زندگى امامان و بزرگان مطرح مى شود و گاهى به صورت اخلاق نظرى است كه از طريق آشنايى به احاديث و روايات بدست مى آيد.
بايد توجه داشت كه احكام اسلامى به دو دسته تقسيم مى شود:  
1 - تكليفى : 
احكامى است كه وظيفه انسان را نسبت به رفتار خود مشخص مى كند مثل اينكه عملى واجب يا حرام يا
ادامه نوشته

سرقفلى قرض   

سرقفلى به پولى گفته مى شود كه به شخص ديگرى بدهد تا خانه يا مغازه اى كه در اجاره اوست به وى واگذار كند در اينصورت شخصى كه مدت اجاره اش تمام شده حق ندارد از صاحب ملك پولى دريافت كند تا مغازه را تخليه نمايد.
مساءله : اگر محلى از شخصى اجاره كرده و حق واگذارى به غير را نداشته باشد نمى تواند به ديگرى اجاره دهد و يا سرقفلى بگيرد.
مساءله : اگر محلى را از كسى اجاره كرده و حق داشته باشد كه آن را به ديگرى اجاره دهد و مدتى كه استفاده كرده ملك ترقى نموده مى تواند آن محل را به ديگرى به همان مبلغ اجاره دهد و سرقفلى را بگيرد.
مساءله : اگر شخصى ملكى را به كسى اجاره داد و سرقفلى هم نگرفته و با مستاءجر شرط كرده كه حق واگذارى و يا گرفتن سرقفلى را ندارد مستاءجر نمى تواند سرقفلى بگيرد يا جاى خود را به شخص ثالثى اجاره دهد.

ادامه نوشته

خريد و فروش

داد و ستد يكى از كارهايى است كه از دوران بسيار دور، بين مردم رواج و رونق داشته و امروز عده زيادى به شغل تجارت و معامله مشغولند در اسلام براى اين كه انسان به معاملات حرام آلوده نشود لازم است احكام معاملات بمقدارى كه مورد نياز است بداند زيرا اگر انسان نداند معامله اى كه انجام داده صحيح است يا باطل ، نمى تواند در مالى كه گرفته تصرف نمايد ولى اگر در موقع معامله احكام را مى دانسته ولى پس از معامله در صحت آن شك كند معامله صحيح و تصرف در آن بلا اشكال است .
معاملات به پنج دسته تقسيم مى شود:  
1 - معامله واجب :  
و آن وقتى است كه براى تحصيل مخارج زندگى هيچ راهى بجز معامله نداشته باشد در اين صورت واجب است كه شخص مخارج زندگى خود را از اين راه به دست بياورد.
2 - معامله حرام : 
و آن معاملاتى است كه اسلام آنها را حرام دانسته است .مثل خريد و فروش ‍ چيزهاى نجس از قبيل مشروبات الكلى ، گوشت خوك و يا مردار و يا خون و مواد مخدر و غيره .
و يا خريد و فروش چيزهايى كه از راه دزدى به دست آمده و يا چيزهائى كه منافع حرام بدنبال دارد مثل ابزار قمار يا خريد و فروش كتابهائى كه سبب گمراهى و انحراف مردم مى شود، بديهى است همانطور كه فروش بستنى فاسد و مسموم به مردم ، حرام
ادامه نوشته

غصب - نذر - عهد - سوگند - وصيت و ارث

غصب عبارت از تسلط انسان بر مال يا حق كسى از راه تجاوز و ظلم است . غصب يكى از گناهان بزرگى است كه در قيامت كيفر سختى بدنبال دارد. اگر انسان چيزى را از كسى غصب كند بايد به صاحب و مالك او برگرداند واگر تلف شود بايد عوض آنرا بدهد و اگر شى ء مورد غصب سود و منفعتى داشته باشد آن سود و منفعت مربوط به مالك است مثل گوسفندى كه بزايد و ياشير دهد.
مساءله - اگر طلايى دزديده و بعد زرگر تبديل به گوشواره كند و مالك همان را بخواهد بايد بدهد و حق مزد ساخت را ندارد.
مساءله - اگر در زمين غصبى زراعت كند يا درخت بكارد و يا ساختمانى كند سود آنها مربوط به آنها به مالك است و چنانچه مالك زمين بخواهد ملكش را بصورت اول بازگرداند بايد درختها را بيرون آورد و يا ساختمان را تخريب نمايند و به مالك آن برگردانند. از اين رو كسى كه لباسى غصب كرده و يا زمينى را از مالك به زور گرفته نمى تواند با آن لباس يا در آن زمين نماز بخواند.
نذر وعهد وقسم خوردن :  
نذر عبارت است از آن است كه بر خود واجب كند كه كار خيرى را انجام دهد يا كارى را كه نكردن آن بهتر است ترك نميد. در نذر لازم است كه صيغه نذر را بخواند ولازم نيست به عربى باشد. در اين صورت اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود براى خدا بر من لازم است كه صدتومان به فقير بدهم نذر او صحيح است زن شوهر دار نمى تواند بدون اجازه شوهر چيزى را نذر كند هر چند مالى را كه مى خواهد بدهد مربوط به خودش ‍ باشد نه شوهر.

ادامه نوشته

ازدواج

هر موجودى براى ادامه نسل و زندگى خود نياز به قانون تركيب و ازدواج دارد.
انسان كه عالى ترين نمونه خلقت است ، پس از رسيدن به سن بلوغ و شكوفا شدن غرائزش ، نياز به ازدواج دارد تا بتواند در سايه آن غريزه خود را معتدل ساخته و در كنار تشكيل خانواده و انتخاب همسر از اضطراب درونى خود بكاهد و با آرامش زندگى كند.
در دوران بلوغ كه دوران آشفتگى و ناآرامى است ، رها شدن پسران و دختران و زندگى در كنار هم ، بسيار خطرناك است .در اين دوران انواع فريبها، و دروغ پردازيها آغاز مى شود و جوان اصولا به آينده پرمخاطره خود نمى انديشد زيرا طغيان به سركشى شهوت ، ديده درك و عقل وى را از بين مى برد و تنها به آنچه جوان مى انديشد تخليه خود از نيروى غريزه جنسى است .
اينجاست كه بايد پدران و مادران مراقب اين دوره بحران باشند واز فرزندان خود مانند يك باغبان دلسوز از شكوفه هاى خود مراقبت كنند و در عين حالى كه زياد سخت نگيرند آنها را هم بحال خود رها نسازند.
قرآن براى تشكيل خانواده دو تعبير زيبا دارد:
از يك طرف زن و شوهر را مانند لباس براى هم مى داند و مى فرمايد: (زنان براى شما بمنزله لباسند و شماهم براى آنها به منزله لباسيد).
مى دانيم كه لباس براى انسان جنبه حفاظت ونگهدارى از سرما و گرما و خطرها دارد، علاوه كه لباس ، موجب آبرومندى و عزت و احترام انسان است .اكنون زن و مرد نسبت به يكديگر نقش حفاظت و نگهدارى از حوادث و خطرها و لغزشها را دارند چنانكه تحقيقا موجب حفظ آبروى يكديگر در انظار و عدم بروز بدنامى خواهند بود.
و از طرف ديگر قرآن درباره فلسفه ازدواج و تشكيل خانواده مى فرمايد: (ازدواج براى آن است كه به شما آرامش و راحتى دهد و شما از تشكيل خانواده و انتخاب همسر لذت بريد
ادامه نوشته

بيمه

بيمه قرارداد و عقدى است بين بيمه كننده و مؤ سسه و شركت و يا شخصى كه بيمه را مى پذيرد و اين عقد مقل ساير عقدها محتاج به ايجاب و قبول است ودر بيمه علاوه بر شرايطى كه در ساير عقود است مثل بلوغ و عقل و اختيار و غيره چند شرط ديگر هم دارد كه عبارتند از:
1 -
تعيين مورد بيمه كه فلان شخص است يا فلان مغازه يا كشتى و يا اتومبيل يا هواپيما و غيره .
2 -
تعيين دو طرف عقد كه اشخاص هستند يا مؤ سسات و شركتها و يا دولتها.
3
تعيين مبلغى كه بايد بپردازند
4 -
تعيين اقساطى كه بايد بپردازد و تعيين زمان پرداخت .
5 -
تعيين زمان بيمه كه از اول فلان ماه است يا سال
6 -
تعيين راههايى كه موجب خسارت مى شود مثل حريث يا غرق يا سرقت و غيره .
مساءله - در قرارداد بيمه لازم نيست ميزان خسارت تعيين شود. در اين صورت اگر قرار بر اين بگذارد كه هر مقدار خسارت كه وارد شد جبران كنند صحيح است .
مساءله - صورت عقد بيمه به صورتهاى مختلفى انجام مى پذيرد مثلا بيمه شونده مى گويد بعهده من فلان مقدار است كه در فلان زمان از قرار ماهى فلان مقدار بدهم و در مقابل هر خسارتى كه به مغازه من از طريق آتش ‍ سوزى و يا سرقت كه وارد شود جبران نماييد و طرف قبول كند.
مساءله - اقسام بيمه ها با شرايطى كه بيان شد چه بيمه عمر و يا بيمه كالا و يا ساختمان يا بيمه كارمندى درست و صحيح مى باشد.

مساءله در احكام تخلى

مساءله 1 - درحال تخلى مانند ساير احوال برمكلف واجب است عورت خودرااز بيننده محترم چه مرد باشد و چه زن حتى از ديوانه و طفلى كه داراى تشخيص باشد بپوشاند همچنانكه بر او حرام است كه بصورت ديگرى نگاه كند هرچند كه آنديگرى مجنون و ياطفل مميز باشد، بله پوشاندن عورت از غير مميز واجب نيست همچنانكه نظر كردن بر عورت طفل غير مميز حرام نيست و نيز زن و شوهر و مالك و كنيز او مى توانند بعورت يكدگر نظر كنند و واجب نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند و اما زن آزاد و غلام او مشمول اين حكم نيستند و نمى توانند بعورت يكديگر نظر كنند بلكه به ساير نقاط بدن يكديگر نيزنبايد نظر كنند و منظور از عورت زن در مسئله نظر كردن عورت جلو و عقب است و در مردان شامل بيضه ها نيز مى شود و اما ران ها و سرين و بلكه عانه (يعنى زيرناف ) وعجان (يعنى فاصله بين دبر و دوبيضه ) عورت نيست بله احتياط مستحب آنست كه ازنظر كردن و نيز از نشان دادن اطراف عورت اجتناب شود و پوشاندن بالاى عورت تا ناف و پائين آن تا زانو نيزمستحب است .
مساءله 2 - درپوشاندن عورت پوشش خاصى لازم نيست بهرچيزى كه آن رابپوشاند هر چند دست خود و يا مثلا دست همسر خود باشد كافى است .

ادامه نوشته