زندگینامه شهید مصطفی بهادری


 

نام و نام خانوادگی:مصطفی بهادری

نام پدر:ابراهیم

تاریخ تولد:۱۳۴۵

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۱۰

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شلمچه

وصیتنامه:

((  و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا …. ان الله لا یحب المحتدین))

در راه خدا با آنانکه با شما به جنگ برخیزند جهاد کنید و لیکن ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد. ( ۱۸۱ بقره)


(( و قاتلوهم حتی لا … فتنه و یکون الذین فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین ))

با کافر جهاد کنید. تا فتنه و فساد از روی زمین برطرفشود و همه را آئین دین خدا باشد و اگر از فتنه و نبرد دست کشیدن با آنها عدالت کنید که ستم جزء بر ستمکاران روا نیست. (۱۹۲ بقره)

امام خمینی : اکنون وقت آنست که ما وارث این خونها هستیم و بازماندگان جوانان و شهدای بخون خفته هستیم از پای نشوییم تا فداکاری آنها را به ثمر نرسانیم و با اراده … و … محکم بقای رژیم ستمکار و توطئه گران جیره خوار شرق و غرب را در زیر پای شهدای فضیلت دفن کنیم.

در صحنه روزگار همواره جنگها و ستیزها بر روی آب و خاک و جان و مکان و … زیاد بوده و همیشه این مسائل در جهان هستی بوده و هست. یکطرف زورگو متجاوز و بیدادگر سرکش و طرف دیگر مظلوم و مستضعف و در این جنگی که ابر قدرتها بر ملت ما متحمل کرده اند مستضعفین مسلمان هستند که طرفدار حاکمیت قرآن بر زمینند. زورگویان و جنگ طلبان امروز کسانین که از اسم قرآن وحشت دارند.

اینحقیر قطره ای از دریای مقاومت ملت غیور ایران می باشم که …………… برقراری……….. .و … در داخل سرزمین امام زمان (ع) می باشد. و در این رابطه اگر ……. رژیم … … عراق هجوم نبریم و سرنگونش ننمائیم هرگز ملت ما روی آرامش و امنیت را نخواهد دید.

سخنی با شما آشنایان عزیزم و خلاصه همه آنهایی که …………………….. است بدانیدبعد از مرگم … راهم … جاوید می ماند تا طلوع نور ……… جهان تحکم بخشد.

و از شما می خواهم دنباله رو این راه باشید و اسلام را برای زندگی انتخاب کنید و به … پایبند باشید و حامی خدمتگذاران …. و صدیق بوده که آنان ………. خالق و خدمت به خلق خدا ندارند. در هر رکجا که خدمت می کنید آنجا را سنگری کنید … یاوه گویان و آنهائی که می خواهند استقامت و پایداری ملت را تضعیف کنند.

حرفی .. برای پدر و مادر عزیز و دلبندم دارم . زحماتی که شما برایم کشیدید ….. مرا از تشکر … …. هم ناتوان می کند خداوند اجرتان را بدهد . مرا حلال کنید . انشاء الله دیگر هم رزمانم …. خون من و شهیدان دیگر را از ظالمان بعثی به سر کردگی دیگر ابر قدرتها خواهند گرفت.

به امید پیروزی دیگر رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل

مختصری از زندگینامه و وصیتنامه شهید مصطفی بهادری

...بسم رب الشهداء  و الصدیقین...    

نام و نام خانوادگی:مصطفی بهادری

نام پدر:ابراهیم

تاریخ تولد:۱۳۴۵

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۱۰

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شلمچه

وصیت نامه:

((  و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا …. ان الله لا یحب المحتدین))

در راه خدا با آنانکه با شما به جنگ برخیزند جهاد کنید و لیکن ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد. ( ۱۸۱ بقره)
(( و قاتلوهم حتی لا … فتنه و یکون الذین فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین ))

با کافر جهاد کنید. تا فتنه و فساد از روی زمین برطرفشود و همه را آئین دین خدا باشد و اگر از فتنه و نبرد دست کشیدن با آنها عدالت کنید که ستم جزء بر ستمکاران روا نیست. (۱۹۲ بقره)

امام خمینی : اکنون وقت آنست که ما وارث این خونها هستیم و بازماندگان جوانان و شهدای بخون خفته هستیم از پای نشوییم تا فداکاری آنها را به ثمر نرسانیم و با اراده … و … محکم بقای رژیم ستمکار و توطئه گران جیره خوار شرق و غرب را در زیر پای شهدای فضیلت دفن کنیم.

در صحنه روزگار همواره جنگها و ستیزها بر روی آب و خاک و جان و مکان و … زیاد بوده و همیشه این مسائل در جهان هستی بوده و هست. یکطرف زورگو متجاوز و بیدادگر سرکش و طرف دیگر مظلوم و مستضعف و در این جنگی که ابر قدرتها بر ملت ما متحمل کرده اند مستضعفین مسلمان هستند که طرفدار حاکمیت قرآن بر زمینند. زورگویان و جنگ طلبان امروز کسانین که از اسم قرآن وحشت دارند.

اینحقیر قطره ای از دریای مقاومت ملت غیور ایران می باشم که …………… برقراری………...و … در داخل سرزمین امام زمان (ع) می باشد. و در این رابطه اگر ……. رژیم …… عراق هجوم نبریم و سرنگونش ننمائیم هرگز ملت ما روی آرامش و امنیت را نخواهد دید.

سخنی با شما آشنایان عزیزم و خلاصه همه آنهایی که …………………….. است بدانیدبعد از مرگم … راهم … جاوید می ماند تا طلوع نور ……… جهان تحکم بخشد.

و از شما می خواهم دنباله رو این راه باشید و اسلام را برای زندگی انتخاب کنید و به … پایبند باشید و حامی خدمتگذاران …. و صدیق بوده که آنان ………. خالق و خدمت به خلق خدا ندارند. در هر رکجا که خدمت می کنید آنجا را سنگری کنید … یاوه گویان و آنهائی که می خواهند استقامت و پایداری ملت را تضعیف کنند.

حرفی .. برای پدر و مادر عزیز و دلبندم دارم . زحماتی که شما برایم کشیدید ….. مرا از تشکر … …. هم ناتوان می کند خداوند اجرتان را بدهد . مرا حلال کنید . انشاء الله دیگر هم رزمانم …. خون من و شهیدان دیگر را از ظالمان بعثی به سر کردگی دیگر ابر قدرتها خواهند گرفت.

به امید پیروزی دیگر رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل...

زندگینامه شهید کوروش خواجه محمدی

نام و نام خانوادگی: کوروش خواجه محمدی

نام پدر: سبزعلی

تاریخ تولد: ۱۳۳۸/۱۲/۰۸

تاریخ شهادت:۱۳۶۵/۰۷/۱۲

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شوشتر

زندگینامه: شهید کوروش خواجوی محمدی در سال ۱۳۳۸ در خانوادهای متوسط و کار گر به دنیا آمد دومین فرزند خانواده بود و چون تنها فرزند پسر بود بسیار محبوب و مورد عللاقه والدین و فامیل بود . وی همواره شخصی با محبت و کار دان بود و به کار هی فنی علاقمند بود و به همین دلیل رشته برق را در هنر ستان جهت ادامه تحصیل انتخاب نمود و در این رشته بسیار موفق و کار امد بود . سالهای در سو مدرسه را با موفقیت سپری نمود . و بلا فاصله بعد از دیپلم با علاقه راهی خدمت نظام وظیفه شد هر چند شرایطی وجود داشت و می توانست از این خدمت معاف شود ولی شهید که همواره شخصی مستقل و میهن دوست بود طی این خدمت را لازم و ضرو ری برای هر مرد ایرانی می دانست .

خدمت جنگ در شلمچه بود و اولین نشانه های جنگ در این نطقه رخ می نمود و شهید در ایم مرخصی برای خانواده از بر خوردهای که با عراقی ها پیش می امد برای خانواده صحبت می نمود تا اینکه با لا خره اتش جنگ رسما نیز شروع شد و شهر های ضروری مورد حمله عراق نیز قرار می گرفت و پاد گانی که شهید در ان خدمت می نمود پاد گان شلمچه نقطه اوج این حملات بود ، و شهید از شهادت و دلاوریهای که جوانان این پادگان و سایر هموطنان در مقابل دشمن و دفاع از وطن و ایران عزیزاز خود نشان می دادند یاد می نمود . و این ایام برای خانواده کوروش برای انان چشم امید بود با کندی و اضطرا ب سپری می شد و مادر که بی قراریهایش را تمامی نبود چشم انتظار امدن او لحظه شماری می کرد در همان روز های اغازین جنگ دختر عمه  ما که در ابادان کارمند ند در حملات هوایی به این شهر به شهادت رسیدند پدر رو سایر فامیل برای انتقال پیکر ایشان به مسجد سلیمان به ابادان سفر نمودند با پادگان شهید تماس گرفتند و خبر شهادت دختر عمه را به او دادند .پس از مدتها فر صتی پیش امد و کوروش جهت شر کت در مراسم ئسوگواری به مرخصی امد جنگ در این زو زها کاملا چهره خود را نشان داده بود شهدایی که از شهرهای مرزی به شهر ما انتقال داده  می شد شهر مان را در عزا و سوگ فرو برده بود .مادر م که در این زمان بسیار نگران سلامتی کوروش بود از او می خواست که بیشتر مواظب حود باشد با همان رو حیه بالا و سر خوش خود او را دلداری می داد روز ها می گذشت و جنگ شعله ور تر می شد و کوروش تمامی دو ران خدمت خود را در همان ممنطقه جنگی شلمچه گذرانید و پس از طی این د.ره بر گشتن ایشان به اغوش خانواده وارد محیط کار شد و در کشت و صنعت کارون شوشتر مشغول شد به عنوان تکنسین . خونگرم و کاردانی ایشان در امور فنی کار خانه خیلی زود ایشان را در بین کار گران عزیز و محترم نممود بگونه ای که همکاران ایشان همواره از ایشان به خوبی یاد کرده و پدر و مادر را بخاطر داشتن جنین فرزندی تحسین می کردند .

 کوروش در عر صه زندگی اجتماعی و معاشرت نیز بسیار موفق بود او که بسیار خونگرم بود بین دوستان و فامیل جایگاه خاصی داشت همواره در مشکلا ت دیگران شر کت می کرد و رفتار و خلق و خوی پسندیده او در جمع باعث افتخار و سر بلندی خانواده بود .شهید کوروش به درس و ادامه تحصیل خواهرانش بسیار اهمیت می داد و در بر خورد با پدر و مادر کمال ادب و احترام را رعایت می کرد و انچنان با ایشان صمیمی بود که مانند یک دوست می نمود . و اما مصلحت بر این بود که در تاریخ ۱۲/۷/۶۵ ایشان در بمباران هوایی که به کار خانه کشت و صنعت کارون حق را لبیک گفته و به دیدار معبود خود شتافته رساندن خبرشهادت  ایشان به خانواده ام  بسیار سختی بود و همکاران ایشان توان بیان ان را نداشته و هم لطف خداوند و صبر جمیلی که در این مصیبت بزرگ ایشان مرحمت می نماید شامل حال همگی ما شد که قادر به تحمل این مصیبت شدیم حال که کوروش به خیل عظیم شهدای کشور عزیمان پیوسته با زندگی بر روی دوش خسته پدر و مادر م سنگین تر شد اما خاطرات خویش اوست که همگی را به او می دارد که همان گونه که او زندگی کرد با شهامت در مقابل مشکلات صبر پیشه کنیم و در این مسیر دوستان و فامیل که سالها در عزای کوروش رخت عزا از تن بیرون نکردند جای خالیش را برایما ن قابل تحمل می نمایند و نسبت به پدر و مادر و ما لطف بسیار دارند و خاطرات آن عزیز را بسیار گرامی می دارند.

دلجویی ایشان برای ما بسیار ارامش بخش می باشد . و ما سعی داریم که در سایه لطف خداوند و محبت دوستان یاد و خاطره این شهدای همیشه زنده وطنمان را زنده نگه داریم حالا ما در خانه دو کوروش کوچک داریم که مفتخر به همنامی به این شهید عزیز شده و هر دو را با یاد او بسیار با  احترام  صدا می زنیم و با وجودی که هیچ کدام شهید را ندیده  و سالها بعد از او به دنیا امدند اما کاملا با شخصیت او اشنا بوده و بسیار از او یاد می کنند و دل پدر بزرگ و مادر بزرگ را با شیرین زبانی بسیار شاد می کنند فو چه شیرین است به زبان اوردن نام این شهید و به چهره این دو  که نو جوانی ر ا در اغوش گرم پدر و مادر بزرگ سپری می کنند و چشم امید داشتن به اینکه و طنمان همواره مهد پرورش جوانانی با غیرت مانند این شهید بزرگوار باشد .

شهید داریوش اشرفی شهنی

                    بسم رب الشهداء و الصدیقین      

نام و نام خانوادگی: داریوش اشرفی شهنی

نام پدر: اسحاق

تاریخ تولد: ۱۳۴۲/۰۸/۱۶

تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۰۸/۱۹

محل تولد: مسجدسلیمان

محل شهادت: شرهانی

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت نامه سرباز شهید داریوش اشرفی شهنی

من طلبنی وجدنی ومن وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و امن احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فا نادیته

با سلام و درود فراوان به امام امت و ملت شهید پرور ایران بخصوص شهدای شهر عزیزم مسجدسلیمان و سلام بر پدر و مادر و برادر و خواهر گرامیم . اکنون ملت شهید پرور ما شاهد جنگی است نابرابری که بر اساس آن سرنوشت خود را معین خواهد کرد لگر این جنگ شکست بخورد دیگر آبرویی برای ما نخواهد گذاشت و ما باید تا آخرین قطرۀ خون خود دست به دست هم بدهیم و در مقابل تجاوزکاران غرب و شرق و نوکران آنها بجنگیم و پرچم اسلام را در سر تاسر دنیا بر پا کنیم .

مردم شریف و غیور مسجدسلیمان حال که سر سپردگان شرق و غرب بوسیلۀ غاصب خود صدام کافر شهر ما را با موشکهای دور برد به خاک و خون می کشید و طفلان مظلوم ما را به شهادت می رساند چه کسی باید در مقابل این جنایتها بایستد . طفلان و پیرمردان ما را که نمی توانند تفنگ بر دست بگیرند و بجنگند ما جوانها باید بجنگیم و دشمنان خود را از سرزمین مقدس خود کربلا و قدس و فلسطین و … بیرون کنیم و به خون شهیدانمان قسم که تا آخرین قطرۀ خون خود با آنها میجنگیم . و بقول امام عزیزم شما نباید از اینکه فرزندانتان در این راه به آرزوی خود بشهادت رسید ناراحت شوید و باید این را افتخاری برای خود بدانید و در مرگ من گریه و زاری نکنید.

جنگ جنگ تا پیروزی . مرگ بر آمریکا و شوروی و اسرائیل و صدام غاصب

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

داریوش اشرفی شهنی

۱۱/۸/۶۲

زندگی نامه شهید صفر احمدی

                                                                


در سال ۱۳۳۹ دردامنه کوهستانهای زاگرس در محلی به نام جهانگیری از توابع شهرستان مسجدسلیمان ونزدیک بخش لالی دیده به جهان گشود. خانواده اش در دامنه کوههای سرسبز از طریق کشاورزی ودامپروری امرار معاش می نمود. وی در خانواده ای صادق ومذهبی وبدور از زرق وبرق رشد ونمو کرد. دوران ابتدایی را در همان منطقه گذراند واو هر روز مسیر چهار کیلومتری تا مدرسه را با پای پیاده طی می کرد. دوران راهنمایی را در شهرستان مسجدسلیمان گذراند. پدرش علی رغم بیماری که داشت اهل کار بود وبه دنبال تشدید بیماری پدر او را در اهواز در یکی از بیمارستانها بستری کرد. او به کمک برادرش نان آور خانواده شد. ضمن اینکه از تحصیل غافل نمی شد.سال ۱۳۵۴ پدرش دار فانی را وداع گفت واو غم سنگین یتیمی را به دوش کشید وبه دنبال استخدام یکی از برادرانش در شرکتی در شوش به اتفاق خانواده به شهرستان مذبور مهاجرت کردند. مادری صبور ومتدین تربیت صفر را به عهده گرفت. او علیرغم سن کمی که داشت هرکاری به او سپرده می شد به خوبی انجام می داد ونهایت سعی خود را می کرد تا کسی از او ناراحت نشود واز همان کودکی دشمن کارهای خلاف وزور گویی بود. طلوع انفجار نور بود. امام در کالبد جوانان روحی تازه دمید. آغاز نوجوانیش را در کنارحرم حضرت دانیال(ع) سپری کرد وباهدایت شهید دانش، به زندگی سیاسی خود شکل تازه ای بخشید وشهر شوش شاهد شعارهای کوبنده این جوان رعنا ودیگر دوستانش بود. او در اجتماعات مختلف به سخن وافشاگری علیه رژیم فاسد پهلوی پرداخت. غروب یکی از روزها در کوچه ای روبروی حضرت دانیال نبی(ع) دستگیر شد. وقتی مامورین می خواستند از او تعهد بگیرند که دیگر فعالیت سیاسی نکند او گفت:”من فقط در برابرخدا تعهد دارم.”
دهه فجر آمد وامام شهیدان به آغوش وطن بازگشت. وی ضمن تحصیل در سالهای آخر دبیرستان همراه با دیگر جوانان در شوش کمیته را تشکیل داد ومدتی بعد به عضویت سپاه درآمد وبه کارهای فرهنگی پرداخت. با به وجود آمدن غائله کردستان داوطلبانه رفت ووقتی فهمید دشمن تا نزدیکی شوش پیش تاخته است وزیر آتش دشمن در حال پرپر شدن است به شهرش بازگشت وبه اتفاق جمعی از همرزمانش در کنار کرخه و۳ کیلومتری شهر شهیدان گمنام به دفاع از کیان اسلامی پرداخت. در همان جا از ناحیه بازوی دست مجروح گشت ودر بیمارستان شهدای شوش به علت نبودن آمپول بی حسی بازویش را در این حالت بخیه کردند. او با همان دست مجروح به دفاع از شهر پرداخت وبه شناسایی مواضع دشمن می پرداخت ویاور حسن درویش آن سرور استوار جبهه های شوش بود. او در عملیات فتح المبین شرکت کرد ودر عملیات بیت المقدس به فرماندهی گردان حضرت دانیال(ع) منصوب وبه کوشک اعزام شد که در آنجا از ناحیه دو دست وپا وناحیه شکم به شدت مجروح گشت ودر حالیکه بدنی پر از ترکش داشت به تیپ امام حسن(ع) پیوست وبه عنوان جانشین گردان شهید دانش در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد که در این عملیات هم از ناحیه پهلو ودنده ها مجروح وبه تهران اعزام گشت. وی در بیمارستان دوام نیاورد ومی گفت:”رختخواب نرم جای من نیست، جای من سنگرهای نمناک وسرد هستند”.او در حالی که بدنی پر از تیر وترکش داشت ومی گفت:”هنوز خود را لایق پوشیدن لباس سبز نمی بینم.”در شهریور سال ۱۳۶۲ ازدواج نمود و بلافاصله به جبهه برگشت وسردار فداکار عرصه های نبرد در عملیات خیبر در اسفند سال ۱۳۶۲ خیبری شد واکنون مزارش در شوش پرچمی پر افتخار برای دفاع از ولایت فقیه است.

شهید حسین صادقی

طلبه شهید حسین صادقی در سال ۱۳۴۸ در محله کلگه مسجدسلیمان دریک خانواده مذهبی بدنیا آمد و در سال ۱۳۶۴ وارد حوزه علمیه مسجدسلیمان شد
درسال ۱۳۶۵ در عملیات والفجر ۱۰ تپه رشن مقابل شهرسید صادق در استان سلیمانیه عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد
مزار این شهید عزیز در گلزار شهدای فتح الفتوح کلگه می باشد

روحش شاد و راهش پر رهرو باد...

ادامه نوشته

زندگینامه شهید داریوش محمدی

نام و نام خانوادگی: داریوش محمدی

نام پدر: عبدالعلی

تاریخ تولد: ۱۳۳۸

تاریخ شهادت: ۱۳۵۷/۱۰/۱۹

محل تولد: مسجد سلیمان

محل شهادت:مسجد سلیمان

ادامه نوشته

وصیت نامه شهید احمدعلی رستمی نیا

احمدعلی رستمی نیا

نام پدر:رمضانعلی

تاریخ تولد:۱۳۴۶/۰۷/۲۲

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۰/۲۱

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شلمچه

ادامه نوشته

خلاصه ای از زندگینامه شهید بهنام محمدی

شهید بهنام محمدی

اولین رزمنده شهید١٣ساله جنگ تحمیلی

محل تولد:شهرستان مسجدسلیمان

تاریخ تولد:١٢/١١/١٣۴۵

محل و چگونگی شهادت:خرمشهر براثر برخوردترکش خمپاره به گلو

تاریخ شهادت:٢٨/٧/۵٩

محل دفن:قبل از ١٣ ابان٨٩گلزار شهدای کلگه مسجدسلیمان

بعد از ١٣ ابان٨٩ قطعه شهدای گمنام مسجدسلیمان
ادامه نوشته