زندگی نامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ای دختر عقل و خواهر دین
وی گوهر درج عز و تمکین
قسمت شده پای بند مویت
ای علم و عمل مقیم کویت
ای میوه شاخسار توحید
همشیره ماه و دخت خورشید
وی گوهر تاج عالمیت
فرخنده نگین خاتمیت
گل خاطره شمیم رویت
صد سلسله دل مقیم کویت
خاک قدمت شفای دلهاست
خشنودی تو رضای زهراست
تو بنت کریمه رسولی
تو زاده عصمت بتولی
بانو به دعای مستجابی
دریاب مرا به یک نگاهی...

حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود.
پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.
آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است)...
فاطمه ای دیگر از نسل پیامبر(صلی الله علیه و آله): «فاطمه» در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی ، این است که پیروان فاطمه(س) به سبب او، از آتش دوزخ بریده ، جدا شده و برکنارند. بنابراین چون صدیقه کبری(س) در مقام عصمت ، پاکدامنی و تقدس روحی و جسمی در بالاترین مقام قرار داشت، به همین اسم نامیده می شد.
موسی بن جعفر(ع) نیز نام دخترش را چون پیامبر(ص)، فاطمه نهاد. فاطمه معصومه(س) نیز مانند مادرش دارای عالی ترین مقامات معنوی و پاکترین مکانت روحی است. آن بزرگوار همانند زهرای مرضیه، همچون پاره ای است که از آتش دورافتاده و در بالاترین جایگاه قدسی قرار گرفته است. آن حضرت علاوه بر طهارت ظاهری و حجب و حیای بیرونی، طهارت روحی و باطنی خاصی دارد که معنویت و نورانیت خاصی به او بخشیده است.

تجلیگاه عصمت زهرا(سلام الله علیها) : حضرت فاطمه معصومه(س) بانویی بهشتی و آراسته به زیباییهای معنوی و روحی است که فضایلش دلیلی جز عصمت ندارد. آن بانوی مقدس، پرورش یافته دامان بزرگ مردی است که چون پیامبر(ص)، جایگاهی رفیع و مقامی بلند در نزد خداوند داراست. همچون مادرش(زهرای اطهر)، پاکی رفتار و پاکی کردار پدر را تجربه نموده و همانند او خود از زینتهای مادی و زیورهای ظاهری بریده است. عصمت معصومه(س) همان عصمت زهراست و شاید از دلایلی که او را معصومه نامیده اند، این باشد که مقام عصمت مادرش، زهرای اطهر(س) در او تجلی یافته باشد. بی شک به دلیل همین مقام عصمت است که جایگاهی بلند در بین ائمه معصومین(ع) یافته است.
بنابر روایات، لقب معصومه اولین بار از سوی امام رضا(ع) بر خواهر نهاده شد و ایشان از روی محبت و اشتیاق به خواهر، او را بدین نام فراخواند. آن گونه که آن امام در جایی می فرماید:«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.»(1)
(بقیه مطلب در ادامه مطلب )

مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی - قدّس سره - بارها برای طلاب می فرمودند:
علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین (ع) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی (ع) را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟
عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.
عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟
حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها- عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه ی زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - برود.
مرحوم صدر المتألهین شیرازی (ملاصدرا)، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» که یکی از شاهکارهای مهم در زمینه ی علم فلسفه به شمار می رود - در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، به قم آمد و در روستای کهک - از توابع این شهر - مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان نقل کرده است:
هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم.
مرحوم آیت الله طباطبایی - علامه، فیلسوف و عارف وارسته ی قرن اخیر - در ماههای رمضان، پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه ی اهل بیت، فاطمه ی معصومه - سلام الله علیها - مشرف می شدند و با بوسه زدن بر ضریح مطهر آن بانوی بزرگوار،روزه ی خود را افطار می کردند.
آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می فرماید: «روزی به حرم مطهر حضرت فاطمه ی معصومه (س) مشرف شدم و پس از اینکه زیارت را خواندم، خدمت آن حضرت عرض کردم که من امروز آمده ام و هیچ حاجت دنیوی ندارم. فقط یک حاجت دارم و آن این است که درفهم آیه ی «تطهیر» مورد عنایت شما واقع شوم و این آیه را درست بفهمم و مشکلاتم در این زمینه حل گردد. پس به خانه آمدم و مشغول نوشتن مطالبی پیرامون این آیه ی شریفه شدم؛ پس مسائل و مطالبی به برکت حضرت فاطمه ی معصومه (س) برای من روشن شد که شاید اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندم آن مطالب برای ما روشن نمی شد!»
آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی (ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه (س) رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم:"آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟"
حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی - رحمة الله علیه - برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم(5). که این رؤیای صادقه، مؤیّد حدیثی از امام صادق (ع) است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه (س) - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»
مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، براي رفتن به زيارت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ بسيار جديت داشتند و با داشتن مرض قلب هر روزه به حرم مشرف ميشدند.
شيخ عبدالجليل قزويني، مينويسد تكريم و زيارت حضرت معصومه، اختصاصي به شيعه نداشت، بلكه اهل سنت و علما و دانشمندان آنان نيز به زيارت آن بانو ميرفتند و فرمايش او در اين مورد چنين است: و اهل قم به زيارت حضرت معصومه روند كه ملوك و امرا و علماي حنفي و شافعي به زيارت آن تربت، تقرب نمايند.
مرحوم محدث قمي ميگويد: «... و امّا از ميان فرزندان موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ، افضل آنها حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ است كه مزار شريفش در بلده طيبه قم است. و روشني چشم اهل قم و همه مسلمانان است، افتخارات سرزمين قم فراوان است از آن جمله آرامگاه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ ميباشد.
حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره می گوید: هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد.بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) عالمه غیر معلمه بوده است.
مظهر فضایل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیر مومنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.
مقام علمی حضرت معصومه
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش .

كشف حجاب در ايران رسما و علنا از سال 1314 و با فرمان رضاشاه وارد ايران شد اما پيشينه اين حركت به دوران قاجار بازمي گردد به ويژه زماني كه ما با غرب درگير مي شويم و مردم ما با جوامع غربي بيشتر آشنا مي شوند كه عمدتا ديپلمات ها، بازرگانان و فرزندان اشراف جزء اين گروه مي باشند، زيرا فقط اين گروه بودند كه فرصت خروج از كشور و آشنايي با جوامع غربي را داشتند. شايد اولين تمثيلها را از جوامع غربي بتوان در آثار ميرزا ابولحسن خان ايلچي سفير وقت ايران در انگلستان مشاهده كرد. وي در سفرنامه خود تحت عنوان «حيرت نامه سفرا» به وضعيت زنان در غرب و به ويژه به بي بند و باري آنان اشاره مي كند. ايلچي در كتاب خود مي نويسد خانمها در غرب در ميهماني هاي مختلط با مردها شركت مي كنند، بدون اين كه حجابي داشته باشند و با حيرت و حسرت از اين مساله ياد مي كند. ما در اواخر دوران محمد شاه و دوران ناصر الدين شاه شاهد ظهور فرقه بابيت و بهائيت در ايران هستيم كه در صدد شكستن ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي در كشورمان بودند. اساسا فرقه بابيه و بهائيت براي اين به وجود آمدند كه بتوانند اقتدار تشيع و اقتدار روحانيت شيعه را در ايران از بين ببرند و يكي از مسائلي كه اين فرقه دنبال مي كرد تشويق بي حجابي بود.

حجاب گوهر زن است این جمله ای است که برای امروز و دیروز نیست.از قرن ها پیش حتی قبل از اسلام، حجاب و عفاف در فرهنگ ایرانی حضور پررنگ داشته است و نجابت و پوشیدگی زنان ایرانی زبانزد همگان بوده است.بعد از ورود اسلام به ایران، این امر در ایران اسلامی تجلی بیشتری یافت و در لایه های زندگی مردم ردپای آن به وضوح بیشتر و بیشتر دیده شد.اما با پیشرفت فن آوری های ارتباطی، حجاب دستمایه خوبی برای جنگ فرهنگی غرب با ایران محسوب شد.غرب و صهیونیسم حجاب را که در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی اهمیت ویژه دارد هدف آماج حملاتخود قرار دادند و با انواع و اقسام شیوه های ضد فرهنگی سعی در رواج بی حجابی بخصوص در نسل جوان کشور دارند.



حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

عدم رعايت حجاب داراي آثار منفي فراواني در زندگي دنيا و آخرت است كه ما به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
الف. بدحجابي زمينه ساز رذايل اخلاقي
پرسش: بدحجابي چگونه زمينه ساز رذايل اخلاقي و سقوط ارزش الهي بانوان مي گردد؟
پاسخ: بدحجابي منشا برخي از رذايل اخلاقي و در نتيجه باعث سقوط زن از مقام و منزلت الهي و انساني خويش مي گردد زيرا ابتذال در پوشش و بدحجابي ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد چه بسا افرادي كه به خاطر ابتذال در حجاب و پوشش دچار بيماري هاي روحي و رواني مثل كبر غرور و عجب و ريا و... مي گردند و چه بسيار كساني هستند كه به خاطر مدپرستي كه منشا هواپرستي دارد در دام انواع مفاسد گرفتار مي شوند چون بدحجابي مقدمه بي بندوباري و زمينه ساز لذت هاي شهواني نامشروع

چراغهای مسجد دسته دسته روشن میشوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.