آب    حيات   منست   خاك  سر  كوى  دوست

گر   دو  جهان خرميست ما و غم روى دوست

ولوله  در  شهر  نيست  جز  شكن  زلف  يار

فتنه   در  آفاق  نيست  جز  خم  ابروى دوست

داروى   مشتاق  چيست  زهر  ز  دست  نگار

مرهم  عشاق  چيست  زخم  ز  بازوى دوست

دوست   به   هندوى   خود   گر   بپذيرد   مرا

گوش   من  و  تا به حشر حلقه هندوى دوست

گر    متفرق   شود   خاك   من   اندر   جهان

باد    نيارد   ربود   گرد  من  از  كوى  دوست

گر     شب   هجران   مرا   تاختن   آرد   اجل

روز   قيامت   زنم   خيمه  به  پهلوى  دوست

هر   غزلم  نامه  ايست  صورت  حالى  در او

نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوى دوست

 

امروز امير در ميخانه تويي، تو

اللهم اعزه به، وانصره وانتصر به، وانصره نصرا عزيزا، وافتح له فتحا يسيرا، واجعل له من لدنک سلطانا نصيرا. اللهم اظهر به دينک و سنة نبيک، حتي لا يستخفي بشي ء من الحق مخافة احد من الخلق
خدايا! زمين از زمزمه ذکر تو به دور است.
نه حراي معرفتي، نه عزلت نشين حيرتي، نه بويي از معرفت، نه زمزمه اي از محبت.
اي مهربان!
آيا صداي گوشه نشينان منتظر مهدي، عجل الله تعالي فرجه، را بي پاسخ خواهي گذاشت؟
آيا گرفته ترين نگاهها را که در سپيده دمان و آنگاه که سرخي شفق مي درخشد، بر مهدي تو، عجل الله تعالي فرجه، سلام مي فرستند فراموش خواهي کرد؟
آيا اين سينه هاي سوخته که از ميان جماعت مرداب زده به عشق تو و مهدي تو، عليه السلام، زنده اند در بي پناهي رها خواهي کرد؟
کاسه هايشان خالي است. ديگر اشک هم ياري نمي کند.
لهيب فروزان عطش در صحراي صبر مي سوزاندشان.
اضطرابشان را بنگر در امواج بغضهاي فرو خورده.
گويي اندوه تمام حنجره ها در آواز وداعشان نهفته است.
امروز امير در ميخانه تويي تو فريادرس اين دل ديوانه تويي تو مرغ دل ما را که به کس رام نگيرد آرام تويي، دام تويي، دانه تويي تو اي مهربان پروردگار ما!
پيروزي را قرين او گردان و سوختگانش را پيروز گردان. فتحي که عالم را در برگيرد و سروش عشق، نواي فتح سر دهد.
دروازه اي از برکات به رويش بگشا که افق پيروزي و نصر در آن سلطنت باشد.
مهربان!
به وسيله او در هنگامه اي که فتنه ها دين را در جهان غريب مي گردانند اسلام را ظاهر گردان و سنت پيامبر، صلي الله عليه وآله، را به دست او آشکار فرما...
آنچنان سلطنتي که انسان زير چتر آسايش آن آرام گيرد و احدي از مردمان از آن گمراه نشود.
خدايا! اباصالح، عجل الله تعالي فرجه، را سلامت بدار و مؤمنان را به وسيله او به دار عافيت روانه کن.

سيد اميرحسين اصغري

اطاعت حاكمي در آفريقا از حضرت مهدي (ع) وجنگ او در ياري حضرت

إذا ملك رجل الشام ، وآخر مصر ، فاقتتل الشامي والمصري ، وسبا أهل الشام قبائل من مصر ، وأقبل رجل من المشرق برايات سود صغار قبل صاحب الشام ، فهو الذي يؤدي الطاعة إلى المهدي . قال أبو قبيل : يكون بإفريقية أمير اثنا عشر سنة ثم تكون بعده فتنة ، ثم يملك رجل أسمر يملأها عدلا ، ثم يسير إلى المهدي فيؤدي إليه الطاعة ويقاتل عنه "
ملاحظة : ورد ما يؤيد الفقرة الثانية من الرواية الأولى في أحاديث أهل المشرق ، و لعل بقيتها وبقية الرواية الثانية مما تفرد به كعب وأبو قبيل الذي يظهر من روايته الأخيرة أنه يريد أن يجعل المهدي عليه السلام من إفريقية ! "

* * *


* تبيع ، از كعب ، روايت كرده ، و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در اين روايت آمده است : زمانيكه مردى در شام وديگرى در مصر به حكومت برسند با يكديگر نبرد كرده تا آنكه اهل شام قبيله هائى از مصر را به اسارت مى گيرند ، آنگاه مردى از مشرق با پرچمهاى سياه و كوچك بطرف شام خروج مى نمايد و او همان كسى است كه با حضرت مهدى عليه السلام بيعت كرده واز آن حضرت اطاعت مى نمايد وجنگ مي كند از طرف آن حضرت .

ادامه نوشته

اسم و نسب و صفات ومشخصات سفياني


از علي عليه السلام : فرزند خورندهء جگرها ( مراد سفيانى استكه از فرزندان هند جگر خوار مى باشد ) از محلى بنام ، يابس ، خروج كرده متوسط القامة بوده وصورتى وحشى وهيكلى بزرگ وچاق داشته كه در صورت او اثر آبله ديده مى شود وزمانى كه به او نگاه كنى خيال مى كنى يك چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عنبه واز نسل ابو سفيان مى باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط مى گردد .

منبع حديث

المصادر :
* : كمال الدين : ج 2 ص 651 ب 57 ح 9 - حدثنا محمد بن علي ماجيلويه رضي الله عنه قال : حدثنا عمي محمد بن أبي القاسم ، عن محمد بن علي الكوفي ، عن محمد بن أبي عمير ، عن عمر بن أذينة قال : قال أبو عبد الله عليه السلام : قال أبي عليه السلام : قال أمير المؤمنين عليه السلام : -
* : إعلام الورى : ص 428 ب 4 ف 1 - كما في كمال الدين ، مرسلا عن ابن أبي عمير عن ابن أذينة ، عن الصادق ، عن أبيه ، عن أمير المؤمنين عليهم السلام ، وفيه ( . . وهو رجل قبيح الوجه . . وأبوه عيينة ) وليس فيه ( . . ربعة . . ) .
* : الخرائج : ج 3 ص 1150 ب 20 ح 58 - كما في كمال الدين مرسلا .
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 721 ب 34 ف 4 ح 26 - عن كمال الدين ، وفيه ( . . وخشن الوجه ضخيم الهامة . . وأبو عيينة ) .
وفي : ص 732 ب 34 ف 8 ح 80 - عن إعلام الورى ، وفيه ( . . وهو رجل مربعة وخشن الوجه ) .
* : البحار : ج 52 ص 205 ب 25 ح 36 - عن كمال الدين بتفاوت يسير

اسم او اسم من است ( اسم پيامبر (ص) ) وكنيهء او كنيهء من


متن حديث

 " يخرج في آخر الزمان رجل من ولدي ، اسمه كإسمي وكنيته ككنيتي ، يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا "

* * *


* عبدالعزيز بن محمود بن بزاز ، از ابن عمر نقل كرده كه گفت ، از رسول الله صلى الله عليه وآله نقل شده كه آن حضرت فرمود : در آخر الزمان مردى از فرزندانم كه نام او نام من وكنيهء او مثل كنيه من است ظهور مىكند و زمين را پر از عدل مىكند همانگونه كه از جور پر شده است .
ادامه نوشته

استخراج گنجهاي بيت المقدس ازشهرهاي روم


متن حديث

" غزا طاهر بن أسماء بني إسرائيل فسباهم وسبا حلي بيت المقدس وأحرقها بالنيران وحمل منها في البحر ألفا وسبعمائة سفينة حلي حتى أوردها رومية ، قال حذيفة : فسمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول : ليستخرجن المهدي ذلك حتى يرده إلى بيت المقدس ، ثم يسير ومن معه حتى يأتون ( كذا ) خلف الرومية ، مدينة فيها مائة سوق في كل سوق مائة ألف سوق فيفتحونها ، ثم يسيرون حتى يأتون مدينة يقال لها قاطع على البحر الأخضر المحدق بالدنيا ، ليس خلفه إلا أمر الله ، طول تلك المدينة ألف ميل وعرضها خمسمائة ميل ، لها ثلاثة آلاف باب ، ذلك البحر لا يحمل جارية السفينة لان ( لأنه ) ليس له قعر ، وكل شئ ترونه من البحار إنما هو خلجان من ذلك البحر ، جعله الله منافع لابن آدم . قال رسول الله صلى الله عليه وآله فالدنيا مسيرة خمسمائة عام "
ملاحظة : " الظاهر أن كلام الراوي اختلط بكلام حذيفة وحديث النبي صلى الله عليه وآله وتوجد أحاديث أخرى عن النبي صلى الله عليه وآله وعن أهل بيته ( ع ) وعن التابعين ( رض ) أن المهدي عليه السلام يستخرج كنوز بيت المقدس التي كان أخذها الرومان وغيرهم من مدينة روما من تحت بلاطة في إحدى كنائسها ، وسيأتي بعضها في أحاديث الروم . وكما قال الشافعي في بيانه لا نحكم بصحة مثل هذا الحديث خاصة لما تضمن من أمور جغرافية خاطئة ، ولكن أوردناه لأنه روي ، ولأنه ينفع في اعطاء تصور عما كان في أذهان الرواة من فتح المهدي عليه السلام لبلاد الغرب وإعماره بيت المقدس "

ادامه نوشته

استخراج تورات وانجيل وتابوت سكينه


" بلغني أنه على يدي المهدي يظهر تابوت السكينة من بحيرة الطبرية حتى تحمل فتوضع بين يديه ببيت المقدس ، فإذا نظرت إليه اليهود أسلمت إلا قليلا منهم ، ثم يموت المهدي "
ملاحظة : " مضافا إلى الأحاديث التسعة التي سنوردها في هذا الفصل عن اليهود ، فقد ورد ذكرهم في عدد آخر من الأحاديث في أماكن متفرقة مثل أحاديث الروم والدجال وأحاديث نزول عيسى عليه السلام وغيرها "

* * *


   يحيى بن سعيد عطار بصرى ، از سليمان بن عيسى نقل مىكند و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، وى گفت : به من خبر رسيده كه تابوت سكينه ( ميراث حضرت موسى عليه السلام ) كه در محل درياچهء طبريه ، مى باشد بدست حضرت مهدى عليه السلام ظاهر شده ودر مقابل ، بيت المقدس قرار داده مى شود ، وهنگاميكه يهود به آن مىنگرند ، جز تعداد اندكى همه ايمان آورده ، ومسلمان مى گردند ، وپس از آن حضرت مهدى عليه السلام از دنيا خواهد رفت .

منبع حديث

 - المصادر :
* : ابن حماد : ص 99 - 100 - حدثنا يحيى بن سعيد العطار البصري ، عن سليمان بن عيسى قال : - ولم يسنده إلى النبي صلى الله عليه وآله .
* : عقد الدرر : ص 147 ب 7 - عن ابن حماد ، بتفاوت يسير ، وليس فيه " ثم يموت المهدي " وقال " أخرجه الحافظ أبو عبد الله نعيم بن حماد في كتاب الفتن " .
* : عرف السيوطي ، الحاوي : ج 2 ص 83 - كما في عقد الدرر ، عن ابن حماد ، وقال " وأخرج نعيم ، عن جعفر بن يسار الشامي قال : - ولم نجده في ابن حماد عن الشامي .
* : القول المختصر : ص 24 ب 3 ح 34 - مرسلا ، " يستخرج تابوت السكينة من غار أنطاكية " .
وفي : ص 25 ب 3 ح 48 - كما في ابن حماد بتفاوت يسير ، مرسلا ، وليس فيه " ثم يموت المهدي " .
* : برهان المتقي : ص 157 ب 8 ح 8 - عن عرف السيوطي
   

از بين رفتن وهلاكت سفياني در جنگ بيت المقدس

متن حديث يكون بين المهدي وبين طاغية الروم صلح بعد قتله السفياني ونهب كلب ، حتى يختلف تجاركم إليهم وتجارهم إليكم ، ويأخذون في صنعة سفنهم ثلث سنين ، ثم يهلك المهدي فيملك رجل من أهل بيته يعدل قليلا ثم يجور فيقتل قتلا ، ولا ينطفئ ذكره حتى ترسي الروم فيما بين صور إلى عكا فهي الملاحم " * * * براح از ارطاة ، نقل كرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در اين روايت آمده است : ميان حضرت مهدى عليه السلام وحكومت روم بعد از كشته شدن سفياني وغارت شدن قبيله او بدست حضرت ، صلح واقع مى گردد تا آنجا كه تجار وبازرگانان دو طرف ، به كشورهاى يكديگر سفر مى كنند وسه سال مشغول ساختن كشتيهاى خود مى گردند ، . . . . منبع حديث المصادر : * : ابن حماد : ص 142 - حدثنا الحكم بن نافع ، عن جراح ، عن أرطأة قال : - ولم يسنده إلى النبي صلى الله عليه وآله

شوهران از زنان خود چه می خواهند؟

خانم خوبم، کمکم کن برای فرزندانم یک قهرمان باشم. از من و از کارهای خوبی که کرده ام تعریف کن. فقط از کاستی هایم حرف نزن.
*****************************
همان طور که به بچه هایمان هم گفته ام: « تو را دوست دارم و به تو افتخار می کنم». نیاز دارم که من هم همین را از تو بشنوم: « که دوستم داری و به عنوان یک شوهر و یک پدر به من افتخار می کنی».

*****************************
یک شوهر به تحسین و احترام دائم نیاز دارد. بخشی از این تحسین و احترام را می تواند در محیط کار و والدین و سایرین دریافت کند. اما مشتاق است که بخش عمده آن را از همسرش دریافت کند.
ادامه نوشته

ده قاعده برای همیشه و بهتر دوست داشتن

زندگی زوجین مانند یک بازی است که مهره های آن دائم در حال جابجایی هستند. در بهترین حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شکن هستند و راه یکدیگر را روشن میکنند. همچنین نقاط ضعف هم را آشکار میکنند که موجب رشد دوطرف و پایداری علاقه میشود. اما این تعادل را چگونه میتوان حفظ کرد؟ خیلی ساده و با رعایت قواعد بازی میتوان این کار را انجام داد.

مهمترین قواعد دوست داشتن به قرار زیر است:
ادامه نوشته

چه روشی در برخورد با اختلاف‌نظرها دارید؟

آیا شما در برخورد با کوچک ترین اختلاف نظر، جوش می‌آورید یا فرد خودداری هستید که معمولا خود را کنترل می‌کنید؟
تاکنون روش برخورد خود را در مناسبات و اختلافات زناشویی کشف‌کرده‌اید؟ در این مقاله، پائولا هال(paula hall) روانپزشک، روش هایی را که معمولا از سوی خانمها در این مواقع، اعمال می‌شود را مورد بررسی قرار می دهد.

برخوردمسالمت جویانه: شما مشاجره را دوست‌ندارید و آرام بودن و دسته‌بندی مسایل را در جهت کمک به این وضعیت وظیفه خود می‌دانید؛ حتی اگر این برخورد، این مفهوم را تداعی‌کند که نسبت به احتیاجات شخصی خودتان یا نداشتن دیدگاههای خاص خودتان، بی‌توجه‌هستید و آنها را نادیده‌می‌گیرید.
ادامه نوشته