آبى كه طاهر بوده ولى نمى دانيم نجس شده يا نه ؟ طاهر است و آبى كه نجس بوده و نمى دانيم طاهر شده يا نه نجس است و نيز آبى كه نمى دانيم نجس است يا طاهر پاك مى باشد.
چگونگى تطهير با آب :  
1 -
اگر شى ء نجس ظرف باشد با آب كر يك مرتبه و با آب قليل سه مرتبه بايد آن را آب كشيده و شست .
2 -
اگر اشياء غير ظرف باشد هر گاه با ادرار نجس شود با آب كر يك مرتبه و با آب قليل دو مرتبه و اگر به غير ادرار باشد با آب كر يك مرتبه و با آب قليل يك مرتبه .
3 -
هر گاه زمين نجس شده باشد پس از برطرف كردن عين نجاست با آب كر و آبى كه متصل به كر است ، مثل آب لوله كشى منازل يك بار و با آب قليل دو بار پاك مى شود. همينطور ديوار نجس
4 -
براى تطهير اشياء اول بايد نجاست را برطرف كرد سپس تطهير نمود مثلا اگر لباس يا دست به خون آلوده باشد بايد اول خون را پاك كرد سپس ‍ آن را آب كشيد و طاهر كرد.
5 -
اگر فرش يا لباس نجس شود و بخواهيم طاهر كنيم چنانچه با آب قليل باشد يك بار آب بريزيم و آن را فشار دهيم تا آب داخل آن را خارج شو سپس با آب دوم طاهر كنيم .
6 -
آب لوله كه به منبع كر متصل است در حكم آب كر مى باشد و نجس ‍ نمى شود مگر آنكه بو يا رنگ يا طعم نجاست بگيرد و هر چيز نجسى را كه عين نجاستش برطرف شده به يكبار طاهر مى شود.
2 -
زمين :  
زمين خود يكى از پاك كننده هاست و با سه شرط كف پا و ته كفش و نوك عصا را پاك مى كند. اين شرطها عبارتند از:
1 -
زمين بايد خود پاك باشد.
2 -
زمين بايد خشك باشد.
3 -
عين نجاست بايد باتماس به زمين برطرف شود در اين صورت كف پا و ته كف شو نوك عصاى نجس بر روى فرش ، موزائيك ، حصير، چمن ، آسفالت ، پاركت كه با چوب فرش شده پاك نمى شوند.
3 -
آفتاب :  
خود يكى از مطهرات و پاك كننده هاست و مى تواند چيزهايى زير را پاك كند.
زمين ، ساختمان ، چيزهايى كه در ساختمان به كار رفته و نمى توان آن را برداشت مثل در به و پنجره ، ميخى كه در ساختمان به كار رفته ، درخت و گياه .
آفتاب با شرايط زير پاك كننده است :  
1 -
آفتاب از پشت ابر و يا پرده نتابد مگر آنكه ابر و يا پرده رقيق و نازك بوده بطورى كه مانع از تابش نور آفتاب نباشند.
2 -
آفتاب به تنهايى محل نجاست را خشك كند نه توسط باد ولى اگر باد كم باشد مانعى ندارد.
3 -
هنگام تابش آفتاب عين نجاست وجود نداشته باشد.
4 -
آفتاب مقدارى از ساختمان كه در آن نجاست نفوذ كرده به يكباره خشك كند.
5 -
بين ديوار و ساختمانى كه نجاست در آن نفوذ كرده چيز طاهرى فاصله نباشد.
6 -
ساختمان و يا ديوارى كه نجس شده بايد تر باشد و اگر خشك باشد بايد بر آن آب ريخت تا آفتاب آن را خشك كند.
4 -
اسلام :  
اگر شخص كافر مسلمان شود و شهادتين را بگويد(شهادت به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر -(ص ) ) تمام بدن او پاك مى شود، حتى لباسى كه به هنگام اسلام آوردن بر تن دارد ولى لباسهايى كه قبلا به تن داشته و با عرق بدنش نجس شده بايد آنها را آب بكشد و طاهر كند.
5 -
استحاله :  
اگر شى ء نجسى از آن حالت اول خارج شود پاك مى گردد. مثل اين كه سگ در نمكزار نمك شود يا چوب نجس پس از سوزاندن خاكستر گردد.
ولى اگر شى ء نجس تغيير ماهيت ندهد طاهر نمى شود. مثل اينكه گندم نجس را آرد كنند ونان بپزند كه در اين صورت باز نجس است .
6 -
انتقال :  
مثل اين كه خون بدن انسان و يا حيوان كه خون جهنده دارد به بدن پشه كه خون جهنده ندارد منتقل شود و جزء خون بدن او حساب شود پاك است ولى زالو كه خون انسان يا حيوان را مكيده و جزء بدن او حساب نمى شود و مى گويند خون انسان يا حيوان است در اين صورت نجس است .
7 -
تبعيت :  
يعنى چيز نجسى بخاطر پاك شدن چيز نجس ديگرى بالتبع پاك شود مثل اينكه اگر شراب سركه شود ظرفى هم كه شراب در آن بوده پاك مى شود.
8 -
بر طرف شدن عين نجاست :  
بدن حيوان و باطن بدن انسان پس از برطرف شدن نجاست پاك مى شود و نياز به آب كشيدن ندارد. مثلا منقار او پاك مى باشد و اگر داخل گوش يابينى يا چشم نجس شود در اين صورت اگر خون در دهان باشد نبايد فرو ببرد و بايد بيرون ريخت در اين صورت لبها كه نجس شده اند، بايد پاك و طاهر كرد.
9 -
استبراء:  
يعنى حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده مثل مرغ و جوجه و غيره بول و غائط آنها نجس مى باشد و اگر بخواهيم كه پاك شوند بايد مدتى بجاى نجاست غذاى پاك به آنهاداد و جلوى نجاستخوارى آنها را گرفت .به چنين كارى استبراء گويند.
10 -
غائب شدن مسلمان :  
اگر لباس ، بدن ، ظرف ، و فرش مسلمان نجس شود و او غايب گردد بعد كه او را ملاقات مى كنيم اگر احتمال دهيم كه آنها را آب كشيده است ، آن چيز پاك خواهد بود و اجتناب از آن ها لازم نيست