عید غدیر در سیره اهل ‏بیت (علیه السلام)

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.

مسابقه «غدیر» و «عیدگرفتن‏» این روز مقدس، به زمان ‏پیامبراكرم(ص)مى‏رسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى‏ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع)و امام‏رضا(ع)آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مى‏داشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع)احیاگر این عید بود.

(بقیه مطلب در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

توصیه ‌های آیت‌الله ‌مظاهری در آستانه عید غدیر

حضرت آیت‌الله مظاهری در پاسخ سئوالی در خصوص کم و کیف اعمال روز مبارک غدیر آن را از افضل اعیاد عنوان کردند. 

به گزارش خبرگزاری حوزه، معظم‌له تاکید کردند: روز عید غدیر بهترین روزها است و عیدی افضل از این عید نداریم و شیعه باید روز عید غدیر را خیلی اهمیت بدهد، بلکه هفته غدیر و هفته ولایت داشته باشد.

روز عید غدیر باید جشن‌ها و دید و بازدیدها عالی باشد، البته باید در ضمن آنها گناه نباشد که امیرالمومنین‌(ع) را ناراحت کند؛ بلکه باید مداح‌ها مدح بخوانند و اهل منبر منقبت اهل‌بیت‌(ع) مخصوصا امیرالمومنین‌(ع) را بگویند و البته باید اغراق نباشد و بهانه دست مخالفان داده نشود.

همچنین افراد متمکن، دیگران را اطعام کنند و نهار و شام بدهند، البته بدون اسراف و تبذیر و بهتر از آن، کمک به مستمندان است که باید در این روز بزرگ زیاد باشد، چنانکه

همه باید سعی کنند با نماز،‌دعا و توسل و اعمال نیک، شباهتی به امیرالمومنین‌(ع) داشته باشند.

و آنچه مهمتر از همه اینها است، اینکه همه باید گناه نداشته باشند؛ چه در خانه و خلوت و چه در بیرون از خانه و  جلوت؛ زیرا امیرالمومنین‌(ع) فرموده‌اند:«عید روزی است که در آن روز گناه نباشد».

و در پایان عمل به اعمال مستحب عید غدیر که مرحوم محدث قمی‌ (ره) در مفاتیح‌الجنان به صورت مفصل نقل کرده است، سفارش می‌شود.

عيد غدير والاترين عيد اسلامي

عيد غدير، عيد الله الاکبر و عيد آل محمد و ارزشمندترين و والاترين عيد اسلامي‏است. هيچ روزي در طول سال، فرخنده‏تر و مبارک‏تر از اين روز مقدس نزد شيعيان اهل‏بيت نيست.

امام صادق سلام الله‏عليه مي‏فرمايد:«ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحي و الجمعه کالقمر بين الکواکب...» روز عيدغدير خم در ميان سه عيد فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگي ماه در ميان‏ستارگان است.

چه تعبير ظريفي امام دارد که عيد غدير را تشبيه به ماه کرده است وديگر اعياد را به ستاره; زيرا در اين روز بزرگ بود که خداوند اعلام کرد: امروزدين را بر شما تکميل کردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «اليوم اکملت‏لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا». نعمت‏بزرگ اسلام که ازهر نعمتي ارزنده‏تر و گران‏بهاتر است، کامل نمي‏شود و محقق نمي‏گردد جز با ولايت علي‏عليه السلام «و مانودي بشي‏ء مثل ما نودي بالولايه‏». محب الدين طبري از علماي بزرگ اهل سنت نقل مي‏کند که رسول خدا(ص) فرمود: «اذاجمع الله الاولين و الاخرين يوم القيامه و نصب الصراط علي جسر جهنم، لم‏يجزها احدالا من کانت له براءه بولايه علي بن ابي طالب‏».  در روز قيامت که خداوند تمام مردم را جمع مي‏کند و صراط بر پل دوزخ زده مي‏شود،هيچ کس از آن نمي‏گذرد جز کسي که با ولايت علي ابن ابي‏طالب، گذرنامه بي‏زاري وبرائت از جهنم را داشته باشد.

 ولايت علي(ع) همان دين حنيف است که فرمود:«فاقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها». پس اي پيامبر (همراه با پيروانت) به سوي آيين پاک اسلام روي‏آور که فطرت الهي‏است و مردم بر آن مفطور شده‏اند.

و ولايت علي همان طريقه و روش صحيح زندگي است که اگر مردم آن روش را برگزينند،خداوند در روز رستاخيز، از آب گواراي حوض کوثر به دست علي عليه السلام‏سيرابشان مي‏گرداند. «و ان لو استقاموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا.» 

 و ولايت همان نعمتي است که حتما از آن سؤال مي‏شود که با آن چگونه رفتار کرديد«ثم لتساءلن يومئذ عن النعيم‏.»  آلوسي، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسير کبير روح المعاني پس از ذکر آيه شريفه‏«وقفوهم انهم مسئولون‏» و آنان را متوقف کنيد و ايست‏بدهيد که مسئوليت دارند وبايد پاسخگو باشند، در ذيل تفسير اين آيه، اقوال گوناگوني را نقل مي‏کند و سپس‏نتيجه مي‏گيرد و مي‏گويد:

«سزاوارترين و صحيح ترين سخن اين است که در آن روز از عقايد و اعمال انسان‏سؤال مي‏شود و از همه مهم‏تر و عظيم‏تر، قطعا ولايت علي کرم الله وجهه است‏». و در اين روز بزرگ که يادآور نصب و تعيين اميرالمؤمنين به دست مبارک رسول‏اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و به امر پروردگارش است، بايد اين فطرت الهي‏را در دل‏ها زنده کرد و پرده‏هاي ظلمت و جهالت و تارهاي ناداني و غفلت‏را ازديدگان غافلان برداشت تا بر طريقه حق پايدار گردند و به صراط مستقيم الهي روي‏آورند و دينشان کامل شود. مفضل از امام صادق عليه السلام مي‏پرسد:

مولاي من! آيا به من دستور مي‏دهي که‏اين روز را روزه بداريم؟ حضرت پاسخ مي‏دهد: «اي و الله اي و الله انه اليوم الذي نجي فيه ابراهيم‏من النار فصام لله شکرا لله عزوجل ذلک اليوم، و انه اليوم الذي اقام رسول الله‏اءميرالمؤمنين علما و ابان فضله و وصيته، فصام ذلک اليوم، و ذلک يوم صيام وقيام و اطعام الطعام و صله الاخوان و فيه مرضاه الرحمن و مرغمه الشيطان‏». آري، به خدا قسم آري، به خدا قسم! اين همان روزي است که خداوند، حضرت‏ابراهيم را از آتش رها ساخت، پس او به شکرانه اين لطف الهي، اين روز را روزه‏گرفت. و همانا اين روز، روزي است که رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم اميرالمؤمنين عليه السلام را بر مردم نصب کرد و بزرگواري و فضلش رانمايان ساخت و او را وصي و جانشين خود قرار داد، پس او هم در اين روز، روزه‏گرفت و اين روز، روز روزه گرفتن و دعا کردن و مسلمانان را اطعام نمودن و به‏ديدار برادران ديني رفتن است و در اين روز، رضايت‏خداي رحمان به دست مي‏آيد وبيني شيطان به خاک ماليده مي‏شود (مايوس مي‏گردد)

امام صادق عليه السلام اعمال اين روز مهم را در چهار چيز خلاصه مي‏کند:

1/ صيام: در برخي روايات وارد شده که روزه اين روز برابر است‏با صد بار حج‏و صد بار عمره. و در روايت ديگري، کفاره شصت‏سال گناه است. پس حتما برادران وخواهران به اين فضيلت‏بسيار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند.

2/ قيام: اصطلاحا قيام بر عبادت و زنده نگه داشتن اين يوم الله با مناجات ودعا و استغفار، اطلاق مي‏شود ولي ممکن است قيام کنايه از استقامت و پايداري درراه حق و قيام در برابر دشمنان اسلام و مسلمين و مبارزه با طاغوت‏ها و ستم‏پيشگان‏باشد.  بهر حال خود قيام عليه باطل و جهاد در راه خدا، نيز يک عبادت بزرگ است‏بلکه‏از اهم فرائض و واجبات است.

3/ اطعام الطعام: مهماني کردن و اطعام نمودن برادران باايمان از ويژگي‏هاي‏تمام اعياد به ويژه اين عيد بزرگ است که بر آن تاکيد شده است. و قطعا خرسندنمودن مؤمنين، از برترين عباداتي است که رضايت پروردگار را به دنبال دارد.

4/ صله الاخوان: احسان و نيکي به برادران مؤمن و ديد و بازديد و زيارت آنان‏پيوسته از اعمال بسيار پسنديده و نيکو است ولي در اين روز، تاکيد بر آن شده‏است. در روايت دارد که هر وقت‏با برادر مومني ديدار کرديد، براي تهنيت‏به اوبگوييد: «الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمؤمنين والائمه‏عليهم السلام‏» سپاس و حمد خداي را که ما را جزء تمسک‏جويان به ولايت اميرمومنان وديگر امامان درود خداي رحمان بر آنان قرار داد.  فرا رسيدن اين اعياد بزرگ اسلامي را به مقام شامخ ولي الله الاعظم ارواحنالتراب مقدمه الفداء، علماي اعلام، مقام معظم رهبري، ملت‏بزرگ ايران و عموم‏مسلمانان و شيعيان و پيروان امامان، تبريک و تهنيت عرض نموده، از خداي بزرگ‏خواهانيم ما را جزء شيعيان و ولايت‏پذيران واقعي قرار دهد.

ای امام زیبایی ها

ای امام زیبایی ها! سلام.

پائیز هم آمد، می بینی؟

گویی او هم منتظر است. ابرهایش را بنگر،

برای دوری از تو اشک می ریزند. برگ ریزان برای توست؛

 او هر سال به امید آمدنت زمین را فرش می کند.

چشم برگ ها به آسمان خیره مانده، بلکه منت نهی و بر سرشان قدم گذاری.

 درخت هم عریان می شود تا وقتی تو می رسی، لباس نو بر تن کند و سبز بپوشد.

ولی آقای من؛ بین پائیز و بهار، تنها یک زمستان فاصله است.

 اما بین من و تو جاده ای بی انتها به نام انتظار.

من مسافر این جاده ام. جمعه منزلگه من است و اشک، تنها دارایی ام.

 هر کجا تو باشی، مسیر زندگی من از همان می گذرد.

مولای من؛ می ترسم از خزان.

نکند تو نیایی و قلب من در این جمود یخ زده منجمد شود!

و در این راه، پیش از آنکه به تو برسم، چشمانم به راه سپیدت

خیره بماند و تو را ندیده بمیرم...

آداب و اعمال ماه ذی الحجه

1. روزه گرفتن، 9 روز اول این ماه ثواب روزه تمام عمر را دارد.

2. خواندن دو ركعت نماز در دهه اول، ما بین نماز مغرب و عشاء كه در هر ركعت بعد از خواندن حمد وتوحید، آیه زیر را می خوانی:"و واعَدنا مُوسی ثَلاثین لیله واَتممنا ها بِعشرٍ فَتَمّ  میقاتُ رَبِّه اَربعینَ لیله و قال موسی لاخیهِ هارونَ اخلُفنی فی قومی وَ اصلح ولا تَتَّبع  سبیل المفسدینَ"   (142 اعراف)

روز هشتم: هشتم ذی الحجه روز ترویه است و این روزی است که حجاج نیت حج تمتع می نمایند و محرم شده از مکه سمت منی حرکت می نمایند و شب را در آنجا بیتوته می کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار می گردند.

علت نامگذاری: ترویه در لغت به معانی زیر آمده است : سیراب کردن ، سیراب گردانیدن ، کسی را بر روایت شعر داشتن ، در کاری اندیشه کردن اندیشیدن ، در کار و نگریستن پایان آن را و تعجیل نکردن در جواب (لغت نامه دهخدا) در علل الشرایع در سر نامیدن این روز به ترویه حدیثی از امام صادق علیه السلام که راوی می گوید: از حضرت پرسیدم چرا روز ترویه را روز ترویه نامیده اند؟
حضرت فرمود: زیرا در عرفات آب نبود و حاجی ها روز هشتم ذی حجه از مکه آب برمی داشتند و به عرفات می بردند و برخی از ایشان به بعضی دیگر می گفتند: تروّیتم، تروّیتم (سیراب شدید، سیراب شدید) لذا به خاطر هیمن، روز هشتم را روز ترویه نامیدند. (1)
باز نقلی دیگر آمده است که زمانی که ابراهیم علیه السلام مأمور شد خانه کعبه را بسازد مکان آنرا نمی دانست در نتیجه خداوند جبرئیل سلام الله علیه را نازل کرد تا مکان خانه را برای ابراهیم مشخص کند و خداوند تعالی پایه های کعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نیز نازل شد. سپس ابراهیم برای کعبه دو در قرار داد، دری در سمت مشرق و دری در سمت مغرب که مستجار نامیده می شود. وقتی ساخت کعبه به اتمام رسید ابراهیم و اسماعیل حج بجا آوردند و جبرئیل در روز هشتم ذی حجه (روز ترویه) بر آن دو نازل شد و گفت برخیزید و آب جمع آوری کنید، چون در زمین عرفات آبی وجود ندارد. بهمین دلیل این روز، روز ترویه (یعنی ذخیره کردن آب) نامیده شد. سپس ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را محلی امن قرار بده و اهل آن را از میوه ها بهره مند کن...(سوره ابراهیم/35)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: منظور از بهره مندی از ثمرات، ثمره قلوب یعنی محبت مردم و تمایل آنها نسبت به مکه است تا بسوی آن بروند.(2)
همانطور که آشکار گردید وجه تسمیه یوم الترویه یا روز ترویه در کلام امامان معصوم برداشتن و ذخیره نمودن آب در روز هشتم ذی حجه می باشد.
از ابن عباس نقل شده که حضرت ابراهیم علیه السلام در خواب دید که فرزندش را سر می برند. فأصبح بروی یومه أجمع «پس صبح بیدار شده و همه آن روز را می اندیشید» که آیا خواب او امری است از جانب خدا یا نه؟ از این رو آن روز ترویه نامیده شد، پس از آن در شب دوم در خواب دید فلّما أصبح عرف أنّه من الله «چون صبح شد دانست که آن از جانب خداست» از این رو آن روز عرفه نامیده شد.(3)

منزلت روز ترویه :روز ترویه یکی از ارزشمندترین روزهای زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصی دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدای تبارک و تعالی از هر چند چهار شماره برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و از پیغمبران چهار نفر برای مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داوود و موسی و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید و از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوکند به تین و زیتون و طورسینین و این بلد امین پس مقصود از تین مدینه است و از زیتون بیت الممقدس و از طورسینین کوفه و از بلدامین مکه و از زنها چهار زن برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه سلام الله علیها و از اعمال حج چهار عمل را برگزید: قربانی کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف و ازماهها چهار ماه که ماههای حرامند برگزید: رجب و شوال و ذی القعده و ذی الحجه و از روزها چهار روز برگزید: روز جمعه و روز ترویه (هشتم ذی حجه) و روز عرفه و روز عید قربان.(4)
شیخ صدوق در امالی آورده است که از جمله اعمال مستحبی حج اینکه روز ترویه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است.(5)
طبق این روایات منزلت روز ترویه تا جائی است که درک آن مساوی با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترویه در اصل آماده شدن برای وردود به عرفات و عید قربان است.

اعمال این روز :محمدبن ابی عمیر از یکی از یارانش از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: روزه روز ترویه کفاره گناهان یک سال و روزه روز عرفه کفاره گناهان دو سال است.(6)
محدث قمی در مفاتیح الجنان روزه این روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده است و آورده است که شیخ شهید غسل این روز را مستحب دانسته است.

وقایع این روز:در این روز؛ فرستادن نامه امام حسین علیه السلام به کوفه پس از شهادت مسلم بن عقیل:
بسم الله الرحمن الرحیم: از طرف حسین بن علی بسوی برادران مؤمن و مسلمان
سلام علیکم
.... من روز سه شنبه هشتم ماه ذی حجه که روز ترویه است از مکه معظمه بسوی شما حرکت نموده ام. موقعی که فرستاده من بر شما وارد شد در کار خود شتاب کنید و کوشا باشید زیرا من در همین روزها نزد شما خواهم آمد و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
مورخین خروج اما حسین علیه السلام از مکه به سمت کوفه را هشتم ذی حجه یعنی روز ترویه نگاشته اند که اکنون به بررسی آن می پردازیم.

دیدگاه فقها:از دیدگاه فقهی این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت سخن نادرست است زیرا امام علیه السلام در روز هشتم ذی حجه (یوم ترویه) از مکه خارج شد، در حالی که اعمال حج که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی حجه آغاز می شود، بنابراین امام علیه السلام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نیمه تمام گذارد. ایشان در هنگام ورود به مکه عمره مفرده انجام داد. البته مشهور است در برخی از کتابها مانند ارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد بدلیل اینکه قادر نبود حج خود را تمام نماید که این نظر بعید است.
روایتی نیز از امام صادق علیه السلام ذکر شده است که فرمود: قد اعتمر الحسین بن علی علیه السلام فی ذی الحجه ثم راح یوم الترویه الی العراق و الناس یروحون الی منی و لا بأس باعمره فی ذی الحجه لمن لا یرید الحج(7): امام حسین علیه السلام در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. که می توان دلایل این خروج را بطور خلاصه چنین ذکر نمود: 1- خطر جانی 2- شکسته نشدن حرمت بیت الله الحرام.
ایشان به عبدالله بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند، اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم به خداوند سوگند: اگر من به لانه ای از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آنچه را از من می خواهند به دست آورند.(8)

 شب نهم:كه شب عرفه است و احیاء آن شب بسیار ثواب دارد و بر خواندن زیارت امام حسین(ع) ودعاهای وارده بسیار تاكید شده است.این شب از لیالی متبرکه است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است و کسی که آنشب را بعبادت بسر آورد اجر صو هفتاد سال عبادت را داشته باشد و از برای آن چند عمل است:

 اول: بخواند این دعا را که روایت شده هر که بخواند آن را در شب عرفه و یا در شبهای جمعه خداوند بیامرزد او را:

اللهُمَ یَا شَاهِدَ کُلِ نَجویی و مَوضِعَ کُل ِ شَکوی وَ عالِمَ کُلِ خَفیة...(برای این دعا به مفاتیح الجنان مراجعه کنید)

دوم:بخواند هزار مرتبه تسبیحات عشر که سید ذکر فرموده و در اعمال روز عرفه در مفاتیح ذکر شده است

سوم:بخواند دعای اَللهُمَ مَن تَعَبّا و تَهیّا...(برای این دعا به مفاتیح الجنان مراجعه کنید)

چهارم: زیارت کند امام حسین علیه السلام و زمین کربلا را و بماند در آنجا تا روز عید تا آنکه از شر آن سال نگاه داشته شود.

روز نهم:روز عرفه است كه غسل، زیارت امام حسین (ع) و خواندن دعای عرفه تاكید شده است و بعد از نماز عصرقبل از خواندن دعای عرفه دو ركعت نماز زیر آسمان بجا آوردن واعتراف به گناهان نمودن و از حق تعالی طلب آمرزش نمودن كه سبب آمرزیده شدن گناهان می گردد.

شب دهم:شب عید قربان است. كه خواندن زیارت امام حسین(ع) و خواندن دعای مخصوص شب جمعه وارد شده است.

روز دهم:روزعید قربان است .غسل ،نماز عید قربان و خواندن دعاهای چهل و هشتم وچهل وششم صحیفه سجادیه بسیار تاكید شده است. همچنین خواندن دعای ندبه وخواندن تكبیر مخصوص این روز كه در ذیل آمده است:"الله اكبر،الله اكبر،لا الله الا الله والله اكبر الله اكبر ولله الحمد ،الله اكبر علی ما هدینا،الله اكبر علی ما رزقنا من بهیمةِالانعام و الحمد لله علی ما ابلانا"

شب و روز هیجدهم: شب و روز عید غدیر خم است كه اعمال بسیار وارد شده است، و از آن جمله، غسل، زیارت امیر المومنین علی (ع) بسیار تاكید شده است.همچنین عقد اخوت و برادری.

روز بیست وچهارم:روز مباهله است. و غسل، روزه وخواندن دعای مباهله در این روز بسیار فضیلت دارد.

روز آخر:این ماه نماز مخصوصی دارد که دو رکعت نماز، در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید و آیة الکرسی هر یک ده مرتبه خوانده شود و بعد از نماز بگوید: " اللهمَّ ما عملت فی هذه السنة من عمل نَهَیتَنی عَنهُ و لَم تَرضَهُ وَ نَسیتُهُ وَ لَم تَنسَهُ وَ دَعَوتَنی الی التَّوبَةِ بَعدَ اجتِرائی عَلیکَ اللهمَّ فَانّی اَستَغفِرُکَ مِنهُ فَاغفِرلی وَ ما عَمِلتُ مِن عَمَلٍ یقَرِّبُنی اِلیکَ فَاقبَلهُ مِنّی وَ لا تَقطَع رَجائی       مِنکَ یا      کریم."
وقتی فرد این دعا را خواند شیطان گوید: وای بر من هر چه در حق این فرد، در این سال سختی کشیدم، همه را با این دعا خراب کرد، و شهادت می دهد که او سال گذشته را به خیر ختم نمود.

.........................................................................................................................................

پی نوشت :

1-علل الشرایع ج 2 ص 399 باب 171
2-قصص النیاء ص 193
3-صحیفه سجادیه ترجمه و شرح فیض الاسلام ص 322
4- خصال ترجمه مهری ج 1 ص 249
5-امالی شیخ صدوق ترجمه کمره ای ص 651، احتجاجات ترجمه ج 4 بحارالانوار ج 2 ص 391
6-ثواب الاعمال ترجمه انصاری ص 145
7-کافی ج 4 ص 536
8-وقعه الطف ص 152

انتظار...!

صدای زمزمه های حضور را در میان بغض های هر شبم می شنوم

ولی تمام جمعه های خوب من تهی زآمدنت

غروب شد،سحر برفت،سکوت آمد و برفت ونم نم سپید اشک روی گونه ام روان آمد و برفت تو باز هم

 نیامدی

خسته ام!

ز بهر سالهای بی امان سالهای سبز انتظار وخسته از ستم،از گناه های شیعیان وباز هم...

و جمعه جمعه ندبه ام وندبه ندبه اشک و آه و باز هم ...وبازهم...وباز هم نیامدی.

بیا و با دوباره بودنت تمام کاش های کاش من تمام کن بیا و باز هم بپاش رنگ عشق

رنگ آبی حقیقتی را به روی ، ای کاش های کاش من.

 دلم بسی گرفته است...بهر سالهای با تو بودن ونبودنت،از تو خواندن وندیدنت،از تو گفتن و... .

خواندنی ترین سروده ی من تا ابد به یاد ماندنی.

سخت و مبهمی انتهای انتها.

در جواب و حل تو و امانده ام.

هر کجا می روم هرچه می روم باز هم حضور می باید و ظهور.

بوی عطر سبز پیرهنت عطر خوب آمدنت حسرت دلهای بی قرارمان شده است.

امید روح خفته ام بیا و روشنی بده به قلب های بی قرار.

به بغض های بی امان به انتظارو  انتظار و انتظار...

زندگی نامه  استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

ولادت و نسب استاد

استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد  مشهور به (عارف القرا’) در سال 1927 در روستاى «مراعزه» یکى از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مکانى پاک که به امر قرآن کریم از حیث حفظ و تجوید اهتمام مىشد متولد شد، جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن که از نظر حفظ قرآن کریم و تجوید و احکام آن مردى متمکّن بود، و پدر بزرگِ مادرى او عارف بالله استاد جلیل ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت، مى باشد، اما پدرش استاد حاج محمد عبدالصمد یکى از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن کریم بود، دو برادر او محمود و عبدالحمید در آموزشگاه (مکتب) قرآن را حفظ مى کردند و برادر کوچک آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به ایشان ملحق گردید. به خانه ی ایشان « بیت القرآن » گفته می شد.

این کودک با استعداد به مکتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال کرد چرا که آثار مهارت هاى قرآنى را(که با شنیدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح و شام براى او حاصل شده بود) دراو دیده بود، استاد او خیلی از امتیازات و استعدادها را در شاگرد مستعدش مى دید که او را از سایرین ممتاز مى ساخت مانند سرعت فراگیرى، هوش و ولع شدید در تبعیت از استاد، و دقت و نبوغ او در خوب اداء کردن مخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زیبایى که گوش ها را با شنیدن و یا گوش دادن به آن مى نواخت…

ادامه نوشته

زندگینامه استاد محمد رفعت

زايري كه سال ها قبل به شوق زيارت « بيت الله الحرام » به حجّ مشرف شده بود ، نقل مي كند كه هنگام بيتوته در مناء به مسجد خويش وارد شدم ، ناگهان خيل عظيمي از زايران شهرهاي مختلف را مشاهده نمودم كه در اين مسجد گرد آمده و به تلاوت قاري نابينايي كه در بالاي صفّه نشسته و با صدايي بسيار زيبا و ملكوتي قرآن را قرائت مي كرد ، گوش سپرده اند . در آن لحظه از نواي قرائت استادانه او متحيّر شده ، از خود بيخود گشتم ، چرا كه تاكنون چنين صوت زيبايي را كه متناسب با معني آيات قرآن باشد از ديگري نشنيده بودم . آنگاه كه او دهان به تلاوت مي گشود خيل جمعيت كه از كشورهاي گوناگون در آن محل جمع شده بودند ، مهر سكوت بر لب زده و مشتاقانه قرائت وي را استماع مي كردند .

 و... آن قاري كسي جز امير القرّاء ، استاد شيخ محمد ، محمود رفعت نبود . گويند : در آن زمان كه كودكي بيش نبود ، چون شيخ علي محمود ، صوت زيباي او را شنيد ، به شدّت گريست ، تا بدانجا كه به حالت اغما افتاد. وي زماني كه دريافت كه اين كودك نابينايي است كه چنين زيبا نغمات قرآن را سر مي دهد ، در حالي كه مي گريست ، به همراهان او وعده داد كه در آينده اي نه چندان دور به مرتبه اي بس والا خواهد رسيد . و به حقيقت نيز چنين شد ، تا بدانجا كه گوي سبقت را از شيخ علي محمود و احمد ندا در ربوده و بر آنان در اين مجالس پيشي گرفت .

ادامه نوشته

مصاحبه با استاد محمد عبدالوهاب طنطاوي

سوال1- لطفاً مطالبي را در خصوص خودتان و زندگي شخصيتان و اين كه چه مدتي است به كار تلاوت و قرائت پرداخته ايد بيان بفرماييد؟

 من در ارتباط با زندگي شخصيم بايد عرض كنم كه متأهل هستم و داراي هفت فرزند،3پسر و4دختر هستم كه خوشبختانه همه آنها در دانشگاه الازهر مشغول به تحصيل هستند.

 سوال2- آيا فرزندانتان از شما بهرة قرائت هم برده اند؟

 بله، درسته آنها بهره مي برند ولي اين موهبتي است كه خدا به هر كس عطا مي كند.

 سوال3- لطفاً بفرماييد كه چند ساله هستيد؟

 من متولد1947 هستم يعني تاكنون54 سال دارم.

 سوال4- شما تلاوت قرآن را به طور جدي از چند سالگي آغاز كرديد و همچنين به سبك كدام استاد علاقه مند بوديد و بيشترين استفاده را از آن برديد؟

 من از همان دوران تحصيل كودكي خودم مشغول به قرائت قرآن بودم ولي به صورت حرفه اي از زماني كه وارد دانشگاه الازهر شدم اين كار را ادامه دادم. استاد بنده آقاي شيخ صلحي محمود بودند كه در آن روستايي كه من زندگي مي كردم تلاوت قرآن و قرائت آن را به من آموختند و الان هم ايشان در قيد حيات مي باشند...

ادامه نوشته

زندگینامه استاد محمد صديق منشاوي

زماني كه زندگي قاريان مشهور جهان را مرور مي كنيم ، نامي آشنا ديدگان را به خويشتن خيره مي سازد . نامي كه رسالت قاريان قرآن را در خاطره ها جاودانه مي سازد . شهيد القراء نامي است كه بي شك هر عاشق قرآني را بر آن گذر افتاده است . نامي كه عاشقان قرآن بارها و بارها برآن درنگ كرده و از خويشتن پرسيده اند كه : محمد صديق از چه رو بدين نام ملقّب گرديده است ؟ مردي كه تلاوتهاي زيبايش پس از گذر سال ها ، هنوز زينت بخش محافل و مجالس است . مردي كه مقلّدان بيشمار از خويش بر جاي گذاشته است .


 اگر بخواهيم محمد صديق را بهتر بشناسيم ، شايد بهتر آن باشد كه در تذكره عرفا و صوفيان عصر به جست وجوي او بپردازيم ؛ چرا كه محمد صديق پيش از آنكه يك قاري باشد ، يك صوفي است . صوفي كه خرقه زهد بر تن كرده و رايحه معرفت و زهد از جاي جاي تلاوتهايش برمي خيزد . آري ، او صوفي است كه جان و زندگي خويش را وقف كلام پروردگار كرده است ، تا بدانجا كه لحظه اي مفارقت از كلام دوست بر او چنان گران آمد كه نتوانست پذيراي آن گردد و عاقبت جان خويش را در اين مسير قرباني ساخت . او را شهيد القراء ناميده اند ، چه آن زمان كه طبيبان معالجش وي را از تلاوت كتاب خدا برحذر داشتند ، وي نپذيرفت . چه ، زندگي جداي از مكتب و كلام دوست نه تنها براي او بلكه بر تمامي كساني كه در اين مسير گام گذارده اند ، بسي سخت و دشوار است .

ادامه نوشته

زندگینامه استاد محمود خليل الحُصَري

استاد محمود خليل حصري از جمله قارياني است كه كلام خدا را با خضوع و زيبايي خاصي تلاوت مي نمايد و به قلبها مي نشاند . استاد حصري ، اولين كسي بود كه فكر قرائت قرآن را توام با صداي خوش در سر پروراند و پس از آن راديوي مصر،صوت دلنشين قرآنش را از قاهره پخش نمود و البته راهگشاي اين فكر در استاد،اين بيان لطيف و نفيس پيامبر بزرگوار اسلام است كه فرمود:«لكل شيء حليه و حليه القرآن الصوت الحسن.» يعني براي هر چيز زينت و زيوري است و زيور قرآن صوت نيكوست.
 مرحوم استاد حصري درباره شرح حال زندگي اش مي گويد:آغاز زندگي من در قريه شبرالنعله ، مركز طنطا بوده است؛و من در آنجا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اينكه حرفه پدرم حصير بافي بوده،مرا نيز مردم به عنوان حصري ناميدند . آنگاه استاد با مكثي كوتاه به ياد دوران كودكي خويش افتاد و بعد از چند ثانيه چنين ادامه مي دهد:پدرم در آن زمان در مغازه اي كوچك به شغل حصير بافي مشغول بود و من نيز در همان آوان طفوليت در كنار ياد گيري و پرداختن به حفظ قرآن كريم،در بافتن و فروش حصير به پدرم كمك مي كردم و از اين بابت نيز همواره شاد و مسرور بودم و بالاخره از ده سالگي موفق به حفظ تمامي قرآن كريم شدم ...

ادامه نوشته

زندگینامه استاد راغب غلوش

استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز 5 جولای 1938 ميلادی در روستای (برما) مركز طنطا در استان غربی متولد شد …پدرش می خواست كه وی را به تحصيل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود ولی تدبير امور به دست خالق متعال است در روستا مكتب های زيادی بودند و گرايش ورويكرد به آنها كاملا محسوس و و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا كه كلمه (عالم ) جز به رجل دينی مخصوصا امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن كريم توسط فرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند .


بخاطر مصلحتی كه فقط خداوند از آن آگاه است يكی از نزديكان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می كند كه فرزندش راغب را به يكی از اساتيد حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بياموزد و به خاطر اشتياق و عرق دينی شديدی كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با اين نظر موافقت كرد و راغب را گوشزد نمود كه هر روز پس از درس به مكتب برود…

(بقیه مطلب در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

آيا صحيح است كه عزرائيل براي قبض روح رسول خدا (ص) اجازه گرفتند؟

در پاسخ به سئوال فوق بايد توجه داشت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم اشرف مخلوقات و سرور كائنات عالم و فخر رسل ميباشد تمام ما سوي الله تحت اراده و قدرت آن حضرت مي باشد .

قال رسول الله ( ص ) : ما خلق الله خلقا أفضل مني ، ولا أكرم عليه مني . قال علي : فقلت : يا رسول الله فأنت أفضل أم جبرائيل ؟ فقال : يا علي إن الله - تبارك وتعالى - أفضل أنبياءه المرسلين على ملائكته المقربين ، وفضلني على جميع النبيين والمرسلين ، والفضل بعدي لك يا علي ، وللأئمة من ولدك من بعدك ، فان الملائكة من خدامنا وخدام محبينا . ينابيع الموده ، قندوزي (1294) ،ج3 ، ص 277 .

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند : خداوند هيج خلقي را افضل و برتر از من نيافريد و هيج خلقي را بر من كرامت نبخشيد . حضرت علي عليه السلام عرضه داشت : يا رسول الله ! آيا شما برتريد يا جبرائيل ؟ حضرت فرمودند : يا علي ! خداوند تبارك و تعالي انبياء مرسلينش را بر ملائك مقربينش فضيلت بخشيد و من را بر تمامي انبياء و مرسلين فضيلت بخشيد . و پس از آن فضيلت و برتري از آن تو و فرزندان بعد از توست . و به درستي كه تمام ملائكه و فرشتگان خادمين ما و خادم محبين و دوستداران ما هستند .

لذا نه تنها مطلب فوق هيچ استبعادي ندارد بلكه روايات متعددي بر آن دلالت دارد كه ما تنها به يك روايت از منابع اهل سنّت بسنده مي نماييم .

(بقیه مطلب در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

آداب و رسوم محلی در استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه وسملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛شهربجنورد است كه در مركز استان واقع شده است. كشاورزی اين ناحيه از شرايط مساعدی برخوردار بوده و در برخي نقاط چون شهرستان اسفراين حالتي نيمه صنعتي دارد.

(بقیه مطلب در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

میلاد امام عاشقان بر عاشقان حضرتش مبارک باد

قربون کبوترای حرمت امام رضا

قربون لطف و صفا و کرمت امام رضا...

موضعگيرى امام رضا(عليه السلام) در برابر هارون

موضعگيرى امام رضا(عليه السلام) در برابر هارون، مانند موضعگيرى پدر بزرگوارش امام كاظم(عليه السلام)بود، و از اين موضع، كوچكترين عقب نشينى نكرد، در همين عصر، امامت خود را آشكار نمود، و اين خود اعلان آشكار بر ضدّ حكومت هارون بود، امام رضا(عليه السلام) هرگز حكومت هارون را تأييد نكرد، و چنانكه قبلاً ذكر شد، هرگونه كمك به دولت عباسيان را، تحريم نمود و صريحاً فرمود «كمك به آنها و كارمند شدن در ادارات آنها، و كوشش براى تأمين نيازهاى آنها معادل كفر است، و توجه عمدى به آنها از گناهان كبيره اى است كه نتيجه اش عذاب آتش دوزخ است.» براى اينكه موضعگيرى حضرت رضا(عليه السلام) را در برابر هارون به روشنى دريابيم، نظر شما را به روايات زير جلب مى كنم:

(بقیه مطلب در ادامه مطلب)

ادامه نوشته

یا رضا جان...

گلدسته ات

        کهکشانى است

             که سیاهى شهر را تکذیب مى کند

                   پیرامون تو همه چیز بوى ملکوت مى دهد

                         کاشى هاى ایوانت

                                  و این سؤال همیشه

                                             که چگونه مى توان آسمانها را

                                                          در مربعى کوچک خلاصه کرد

                                                                        و پنجره فولاد

                                                                                   التماسهاى گره خورده

                                                                                 و بغضهایى که پیش پاى تو باز مى شوند...

زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

ادامه نوشته

چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس می نامیم؟

اساساً هرکشوری پایان جنگ ویا هر بحرانی را گرامی می دارد. مگر در پایان هشت سال دفاع مقدس ما پیروز مطلق میدان نبرد نبوده ایم؟ که شروع جنگ که از تلخ ترین روزهای دفاع مقدس است را گرامی می داریم. در این مقاله ما سعی می کنیم که به این مساله بپردازیم که چرا هفته اول جنگ به نام دفاع مقدس نام گذاری شده است؟
و با تاکید بر این که بیش از نیمی از جمعیت کشور را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند. و با توجه به اهمیتی که دوران دفاع مقدس در تاریخ معاصر ایران داردکه همواره در پی بروز هر جنگی، شاهد جدایی بخش هایی از این سرزمین پهناور به دست بیگانگان بوده است.
به گونه ای که می توان گفت در دویست سال گذشته، یعنی از زمان «فتحعلی شاه قاجار» به بعد، نزدیک به یک میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران جدا شده است. اما علی رغم پشتیبانی قدرت های بزرگ از عراق، روند مذکور در جنگ ایران و عراق ادامه پیدا نکرد و سرفصل جدیدی از تاریخ ایران را در صفحات تاریخی به ثبت رساند. در این جنگ نه تنها یک وجب از خاک ایران در دست نیروهای عراقی باقی نماند، بلکه عراق به عنوان کشور متجاوز به نظام بین الملل معرفی شد.
پس چرا؟
بسیاری از جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب کمترین توجه را به آن دارند و کمترین خاطره های آن دوران مهم را با خود ندارند. با توجه به این که هنوز نسلی که مستقیم در دفاع مقدس حضور داشته است زنده و گواه تاریخی این واقعه عظیم است.(رزمندگان،آزدگان،جانبازان وخانواده معظم شهدا)
مقاله حاضر به چهار بخش تقسیم گردیده است: ابتدا وضعیت ایران قبل از جنگ ، در بخش دوم وضعیت ایران در شروع جنگ و بخش سوم پایان جنگ و بخش چهارم بعد از جنگ.

 (بقیه مطلب در ادامه مطلب )

ادامه نوشته

آیات و روایات متناسب با هفته دفاع مقدس


قرآن کریم: و لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ و بِيَعٌ و صَلَواتٌ و مَساجِدُ يُذكَرُ فيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيراً   اگر خدا بعضي از مردم را با بعض ديگر دفع نمي كرد ، صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود ، سخت ويران مي‏شد.             سوره حجّ ، آيه ۴۰

پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله : إنَّ اللَّهَ يُبغِضُ رجُلاً يُدخَلُ عَلَيهِ في بَيتِهِ و لايُقاتِلُ
خداوند دشمن مي‏دارد مردي را كه در خانه‏اش بر او حمله كنند و او نجنگد
عيون أخبارالرّضاعليه السلام ، ج ۲ ، ص ۲۸

پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله : مَن قُتِلَ دُونَ مالِهِ فَهُوَ شَهيدٌ
هر كه در راه [حفظ] مالش كشته شود ، شهيد است   دعائم الاسلام ، ج ۱ ، ص ۳۹۸ .

امام علي‏عليه السلام :إنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ أوليائِهِ
جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را بر روي اولياي خاص خود گشوده است
نهج البلاغه ، خطبه ۲۷ .

امام علي ‏عليه السلام در وصيت به امام حسن و امام حسین ‏عليهما السلام فرمودند : وَاللَّهَ اللَّهَ فِي الجِهادِ بِأموالِكُم و أنفُسِكُم و ألسِنَتِكُم في سَبيلِ اللَّهِ
خدا را خدا را در باره جهاد با مال و جان و زبان‏تان در راه خدا       نهج البلاغه ، نامه ۴۷

مختصری از زندگینامه و وصیتنامه شهید مصطفی بهادری

...بسم رب الشهداء  و الصدیقین...    

نام و نام خانوادگی:مصطفی بهادری

نام پدر:ابراهیم

تاریخ تولد:۱۳۴۵

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۱۰

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شلمچه

وصیت نامه:

((  و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا …. ان الله لا یحب المحتدین))

در راه خدا با آنانکه با شما به جنگ برخیزند جهاد کنید و لیکن ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد. ( ۱۸۱ بقره)
(( و قاتلوهم حتی لا … فتنه و یکون الذین فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین ))

با کافر جهاد کنید. تا فتنه و فساد از روی زمین برطرفشود و همه را آئین دین خدا باشد و اگر از فتنه و نبرد دست کشیدن با آنها عدالت کنید که ستم جزء بر ستمکاران روا نیست. (۱۹۲ بقره)

امام خمینی : اکنون وقت آنست که ما وارث این خونها هستیم و بازماندگان جوانان و شهدای بخون خفته هستیم از پای نشوییم تا فداکاری آنها را به ثمر نرسانیم و با اراده … و … محکم بقای رژیم ستمکار و توطئه گران جیره خوار شرق و غرب را در زیر پای شهدای فضیلت دفن کنیم.

در صحنه روزگار همواره جنگها و ستیزها بر روی آب و خاک و جان و مکان و … زیاد بوده و همیشه این مسائل در جهان هستی بوده و هست. یکطرف زورگو متجاوز و بیدادگر سرکش و طرف دیگر مظلوم و مستضعف و در این جنگی که ابر قدرتها بر ملت ما متحمل کرده اند مستضعفین مسلمان هستند که طرفدار حاکمیت قرآن بر زمینند. زورگویان و جنگ طلبان امروز کسانین که از اسم قرآن وحشت دارند.

اینحقیر قطره ای از دریای مقاومت ملت غیور ایران می باشم که …………… برقراری………...و … در داخل سرزمین امام زمان (ع) می باشد. و در این رابطه اگر ……. رژیم …… عراق هجوم نبریم و سرنگونش ننمائیم هرگز ملت ما روی آرامش و امنیت را نخواهد دید.

سخنی با شما آشنایان عزیزم و خلاصه همه آنهایی که …………………….. است بدانیدبعد از مرگم … راهم … جاوید می ماند تا طلوع نور ……… جهان تحکم بخشد.

و از شما می خواهم دنباله رو این راه باشید و اسلام را برای زندگی انتخاب کنید و به … پایبند باشید و حامی خدمتگذاران …. و صدیق بوده که آنان ………. خالق و خدمت به خلق خدا ندارند. در هر رکجا که خدمت می کنید آنجا را سنگری کنید … یاوه گویان و آنهائی که می خواهند استقامت و پایداری ملت را تضعیف کنند.

حرفی .. برای پدر و مادر عزیز و دلبندم دارم . زحماتی که شما برایم کشیدید ….. مرا از تشکر … …. هم ناتوان می کند خداوند اجرتان را بدهد . مرا حلال کنید . انشاء الله دیگر هم رزمانم …. خون من و شهیدان دیگر را از ظالمان بعثی به سر کردگی دیگر ابر قدرتها خواهند گرفت.

به امید پیروزی دیگر رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل...

ویژگیها و شباهتهای حضرت زهرا و حضرت معصومه

فاطمه ای دیگر از نسل پیامبر(صلی الله علیه و آله): «فاطمه» در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی ، این است که پیروان فاطمه(س) به سبب او، از آتش دوزخ بریده ، جدا شده و برکنارند. بنابراین چون صدیقه کبری(س) در مقام عصمت ، پاکدامنی و تقدس روحی و جسمی در بالاترین مقام قرار داشت، به همین اسم نامیده می شد.

موسی بن جعفر(ع) نیز نام دخترش را چون پیامبر(ص)، فاطمه نهاد. فاطمه معصومه(س) نیز مانند مادرش دارای عالی ترین مقامات معنوی و پاکترین مکانت روحی است. آن بزرگوار همانند زهرای مرضیه، همچون پاره ای است که از آتش دورافتاده و در بالاترین جایگاه قدسی قرار گرفته است. آن حضرت علاوه بر طهارت ظاهری و حجب و حیای بیرونی، طهارت روحی و باطنی خاصی دارد که معنویت و نورانیت خاصی به او بخشیده است.

 

تجلیگاه عصمت زهرا(سلام الله علیها) : حضرت فاطمه معصومه(س) بانویی بهشتی و آراسته به زیباییهای معنوی و روحی است که فضایلش دلیلی جز عصمت ندارد. آن بانوی مقدس، پرورش یافته دامان بزرگ مردی است که چون پیامبر(ص)، جایگاهی رفیع و مقامی بلند در نزد خداوند داراست. همچون مادرش(زهرای اطهر)، پاکی رفتار و پاکی کردار پدر را تجربه نموده و همانند او خود از زینتهای مادی و زیورهای ظاهری بریده است. عصمت معصومه(س) همان عصمت زهراست و شاید از دلایلی که او را معصومه نامیده اند، این باشد که مقام عصمت مادرش، زهرای اطهر(س) در او تجلی یافته باشد. بی شک به دلیل همین مقام عصمت است که جایگاهی بلند در بین ائمه معصومین(ع) یافته است.

بنابر روایات، لقب معصومه اولین بار از سوی امام رضا(ع) بر خواهر نهاده شد و ایشان از روی محبت و اشتیاق به خواهر، او را بدین نام فراخواند. آن گونه که آن امام در جایی می فرماید:«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.»(1)

 (بقیه مطلب در ادامه مطلب )

ادامه نوشته

کریمه اهل بیت حضرت معصومه از نگاه علما,

مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی - قدّس سره - بارها برای طلاب می فرمودند:
علّت آمدن من به قم این بودکه پدرم، آقا سید محمود مرعشی نجفی - که از زهّاد و عبّاد معروف نجف بود - چهل شب در حرم امیر المؤمنین (ع) بیتوته نمود که آن حضرت را ببیند. پس شبی در حالت مکاشفه، حضرت علی (ع) را مشاهده کرد که به ایشان فرمود: سید محمود چه می خواهی؟
عرض می کند: می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا سلام اللّه علیها کجاست؟ تا آن را زیارت کنم. حضرت فرموده بودند: من که نمی توانم برخلاف وصیت آن حضرت قبر او را معلوم کنم.
عرض می کند: پس من هنگام زیارت چه کنم؟
حضرت فرموده بودند: خداوند متعال، جلال و جبروت حضرت فاطمه را به فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها- عنایت فرموده اند؛ پس هر کس که بخواهد به زیارت حضرت فاطمه ی زهرا نایل شود، به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - برود.


مرحوم صدر المتألهین شیرازی (ملاصدرا)، فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب گرانسنگ «اسفار اربعه» که یکی از شاهکارهای مهم در زمینه ی علم فلسفه به شمار می رود - در سالهای اواخر عمر پر برکت خود، به قم آمد و در روستای کهک - از توابع این شهر - مقیم گشته و در آنجا به تحریر مباحث فلسفی مشغول شده بود. ایشان نقل کرده است:
هرگاه در زمینه ی فلسفه، مشکلی برایم پیش می آمد که از حلّ آن عاجز می ماندم، با پای پیاده از کهک به قم می رفتم و به کنار قبر حضرت فاطمه ی معصومه - سلام اللّه علیها - رفته، از آن حضرت استمداد می نمودم. با این کار، مسأله و مشکل من حل می شد و سپس به روستای کهک باز می گشتم.


مرحوم آیت الله طباطبایی - علامه، فیلسوف و عارف وارسته ی قرن اخیر - در ماههای رمضان، پیش از افطار به حرم ملکوتی کریمه ی اهل بیت، فاطمه ی معصومه - سلام الله علیها - مشرف می شدند و با بوسه زدن بر ضریح مطهر آن بانوی بزرگوار،روزه ی خود را افطار می کردند.


آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می فرماید: «روزی به حرم مطهر حضرت فاطمه ی معصومه (س) مشرف شدم و پس از اینکه زیارت را خواندم، خدمت آن حضرت عرض کردم که من امروز آمده ام و هیچ حاجت دنیوی ندارم. فقط یک حاجت دارم و آن این است که درفهم آیه ی «تطهیر» مورد عنایت شما واقع شوم و این آیه را درست بفهمم و مشکلاتم در این زمینه حل گردد. پس به خانه آمدم و مشغول نوشتن مطالبی پیرامون این آیه ی شریفه شدم؛ پس مسائل و مطالبی به برکت حضرت فاطمه ی معصومه (س) برای من روشن شد که شاید اگر پنجاه سال دیگر درس می خواندم آن مطالب برای ما روشن نمی شد!»


آیت اللّه حاج سید محمد وحیدی (ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه (س) رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم:"آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟"
حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی - رحمة الله علیه - برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم(5). که این رؤیای صادقه، مؤیّد حدیثی از امام صادق (ع) است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّة بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه (س) - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»


مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي، براي رفتن به زيارت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ بسيار جديت داشتند و با داشتن مرض قلب هر روزه به حرم مشرف مي‎شدند.

شيخ عبدالجليل قزويني، مي‎نويسد تكريم و زيارت حضرت معصومه، اختصاصي به شيعه نداشت، بلكه اهل سنت و علما و دانشمندان آنان نيز به زيارت آن بانو مي‎رفتند و فرمايش او در اين مورد چنين است: و اهل قم به زيارت حضرت معصومه روند كه ملوك و امرا و علماي حنفي و شافعي به زيارت آن تربت، تقرب نمايند.

مرحوم محدث قمي مي‎گويد: «... و امّا از ميان فرزندان موسي بن جعفر ـ عليه السّلام ـ، افضل آن‎ها حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ است كه مزار شريفش در بلده طيبه قم است. و روشني چشم اهل قم و همه مسلمانان است، افتخارات سرزمين قم فراوان است از آن جمله آرامگاه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ مي‎باشد.

زندگینامه و فضایل حضرت فاطمه معصومه

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

سرچشمه دانش

حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره می گوید: هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد.بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) عالمه غیر معلمه بوده است.

مظهر فضایل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیر مومنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

مقام علمی حضرت معصومه

حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش .

نمودار پیام امام خامنه ای در پی اهانت به پیامبر اعظم (ص)

دلایل تبعیت از ولایت فقیه در زمان غیبت کبری

در نیمه شعبان سال سیصد و بیست و نه هجری قمری پس از رحلت چهارمین نایب خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) که علی بن محمد سمری نام داشت ، غیبت كبری آغاز شد ، و این غیبت تا ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ادامه دارد و باید گفت که در این عصر ، دیگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) نایب خاصی ندارد و امور مردم به فقهای جامع الشرائط كه ما از آن به ‹‹ولایت فقیه›› تعبیر می كنیم ، سپرده شده است چنانچه اسحاق بن یعقوب می گوید : از عثمان بن سعید نخستین نایب خاص امام زمان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) خواستم تا نامه مرا به آن حضرت برساند ، در آن نامه پرسیده بودم : در عصر غیبت كبری به چه كسی مراجعه كنیم ، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه)با خط خودشان ، در پاسخ سوال من ، چنین فرمودند: و اما الحودث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا ، فانهم حجتی علیكم و انا حجه الله علیهم یعنی در حوادث و رخدادها به راویان حدیث ما (که منظور فقها هستند) مراجعه كنید ، كه آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها می باشم.(1)

 و همچنین از امام حسن عسكری (علیه السلام) این روایت آمده که حضرت فرمودند: فاما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه ، حافظاً لدینه مخالفاً علی هواه ، مطیعاً لامر مولاه ، فللعوام ان یقلدوه یعنی هر كدام از فقهاء كه نگهدارنده نفس خود از انحراف و گناه ، و نگهبان دین خود و مخالف هوای نفس خود و مطیع فرمان مولایش خداست ، بر مردم لازم است كه از او تقلید كنند.(2)

یكی دیگر از دلایل تبعیت از ولایت فقیه در زمان غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه)، حدیث مقبوله عمربن حنظه است كه مورد قبول علما و فقها می باشد ، در این حدیث ، امام صادق (علیه السلام) در مورد متابعت از فقیه جامع الشرائط می فرمایند:فانی قد جعلته علیكم حاكماً ، فاذا احكم بحكمنا فلم یقبله منه فانما استخف بحكم الله، و علینا رد والراد علینا الراد علی الله ، و هو علی حد الشرك بالله یعنی :من او (فقیه جامع الشرائط) را حاكم شما قرار دادم ، هنگامی كه او طبق حكم ما ، حكم كرد ، ولی حكم او پذیرفته نشد ، قطعاً حكم خدا سبك شمرده شده است ، و ما را رد كرده است ، آن كس كه ما را رد كند خدا را رد كرده و چنین كسی در مرز شرك به خدا است.(3)

با توجه به دلایل مذکور ثابت گردید که در دوران غیبت کبری ما باید از فقیه جامع الشرایط که همان ولی فقیه می باشد تبعیت نموده تا در پیچ و خم مشکلات و مسایل گمراه نگردیم و ایشان همچون فانوسی تابنده، چراغ راه ما در مسیر صراط مستقیم می باشند.

...................................................................................................................................

 پی نوشت

1-وسائل الشیعه، ج 27، ص 140

2-احتجاج طبرسی، ج2، ص263

3-وسائل الشیعه، ج18، ص98

تشرف حسن بن وجناء در غيبت صغري

ابومحمد حسن بن وجناء مى گويد: سـالـى كـه پنجاه و چهارمين حج خود را بجا مى آوردم , در زير ميزاب (ناودان خانه كعبه ), بعد از نماز عشاء, در سجده بودم و دعا و تضرع مى نمودم .
ناگاه شخصى مراحركت داد و گفت : يا حسن بن وجناء, برخيز. سـر بـرداشتم .

ديدم زنى زرد و لاغر, به سن چهل سال يا بيشتر بود.
زن براه افتاد و من پشت سر او بدون آن كه سؤالى كنم , روانه شدم .
تا آن كه به خانه حضرت خديجه (س ) رسيديم .
خـانـه , اتـاقـى داشـت كه در آن وسط ديوار بود و نردبانى گذاشته بودند كه به طرف دراتاق بالا مى رفت .
آن زن بالا رفت و صدايى آمد كه يا حسن بالا بيا.
من هم رفتم و كناردر ايستادم .
در اين موقع حضرت صاحب الزمان (ع ) فرمودند: يا حسن بر من نترسيدى ؟ (كنايه از اين كه چقدر به فكر من بودى ؟) به خدا قسم در هيچ سالى به حج مشرف نشدى ,مگر آن كه من با تو (و هميشه به ياد تو) بودم .
تا اين مطلب را شنيدم , از شدت اضطراب بيهوش شدم و روى زمين افتادم .
بعد ازدقايقى به خود آمدم و برخاستم .
فـرمـودنـد: يا حسن در مدينه ملازم خانه جعفر بن محمد (ع ) باش و در خصوص آذوقه و پوشاك نمى خواهد به فكر باشى , بلكه مشغول طاعت و عبادت شو.
بعد از آن دفترى كه در آن دعاى فرج و صلوات بر خودشان بود, عطا كردند وفرمودند: اين دعا را بـخـوان و همان طور بر من صلوات فرست و آن را به غير ازشيعيان و دوستانم نده , زيرا كه توفيق در دست خدا است .
حسن بن وجناء مى گويد عرض كردم : مولاى من , آيا بعد از اين شما را زيارت نخواهم كرد.
فـرمـودنـد: يـا حـسن , هر وقت خدا بخواهد, مى بينى و در اين هنگام مرا مرخص كردندو من هم مراجعت نمودم .
پس از آن هميشه ملازم خانه امام جعفر صادق (ع ) بودم و از آن جا بيرون نمى رفتم ,مگر براى وضو يـا خـواب يا افطار.
وقتى هم براى افطار وارد خانه مى شدم , مى ديدم كاسه اى گذاشته شده و هر غـذايـى كه در روز به آن ميل پيدا كرده بودم , با يك نان برايم قرار داده شده بود.
از آن غذا به قدر كفايت مى خوردم .
لباس زمستانى و تابستانى هم در وقت خود مى رسيد.
از طـرفـى مردم براى من آب مى آوردند و من آب را در ميان خانه مى پاشيدم .
 غذا هم مى آوردند, ولـى چـون احـتـيـاجـى نـداشـتـم , آن را به خاطر اين كه كسى بر حالم اطلاع پيدانكند, تصدق مى نمودم .

کلیدهای بهشت و جهنم در دست امام علی علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:« روز قیامت پس از آن که خداوند به حساب مردم رسیدگی کرد، کلیدهای بهشت و جهنم را به من می دهد. من نیز آنها را به تو می‌دهم و به تو می‌گویم:« حکم کن. » 

به خدا سوگند بهشت هفتاد و یک در دارد که از هفتاد در آن شیعیان و اهل بیت ام وارد می‌شوند، و باقی مردم تنها از یک در داخل می‌شوند.»

منبع: بحارالانوار، ج 39، ص 198، حدیث 9  و   امالی شیخ طوسی 

ورود بی حجاب ممنوع

داستان اردوگاه و حجاب