كرامات و معجزات حضرت زهرا (س)

فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)

  حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى‏شد كه اينك به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه‏ى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانه‏ى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچه‏هايش گرسنه بودند و تكه‏نانى در آنجا نيز به دست نيامد.

هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايه‏ها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مى‏مانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مى‏خورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه‏اش دعوت كرد.


    فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائده‏ى آسمانى تعجب مى‏كرد و خيره خيره به آن تماشا مى‏نمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد:

ادامه نوشته

چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟

طرح شبهه:

مى‌گويند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.
نقد و بررسي:

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيام‌ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي‌اش را با اين در خواست‌ها به پايان مى‌برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاى تيز بين مورخان و آيندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…

آيا كسى كه جانشين پيامبر بود ( آن گونه كه خود ادعا كرده‌اند) شايستگى نماز خواندن بر وى را نداشت؟

آري، فاطمه وصيت كرد كه او را شبانه دفن نموده و هيچ يك از كسانى را كه بر وى ستم كرده‌اند، خبر نكنند، و اين بهترين سند براى شيعه است تا ثابت كنند كه صديقه شهيده مظلوم از دنيا رفته و از افرادى كه بر وى ستم كرده‌اند، هرگز راضى نشده است.

روايات فراوانى در كتاب‌هاى شيعه و سنى بر اين مطلب دلالت دارد كه به اختصار چند روايت را ذكر مى‌كنيم:

ادامه نوشته

زندگی نامه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در ادامه  به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.


ادامه نوشته

شهادت جانگداز حضرت زهرا (سلام الله علیها ) تسلیت باد.


دردهايم را اگر با تو بگويم بيشتر

لحظه لحظه ميشود بغض گلويم بيشتر

پشت پرچين نگاهت چين پيشاني من
خوب معلوم است دقت كن به رويم بيشتر

مانده ام آيينه ي از چند جا افتاده ام
تكّه هايت را كجا بايد بجويم بيشتر

با تو بودن خاطره ، روي تو ديدن آرزوست
خاطراتم مُرد اما آرزويم بيشتر

خوب شد مسجد نمي آيي ببيني قاتلت
تازگي ها مينشيند روبه رويم بيشتر

زير نور ماه ميفهمم كه پهلوي تو را
از تمام عضوها بايد بشويم بيشتر..
.

جشن آبریزگان، علل  پیدایش

برابر با روایت ابوریحان بیرونی، منشأ جشن مربوط است به زمان جمشید. در این زمان عدد جانوران و آدمی ‌آنقدر زیاد شد که دیگر جایی باقی نماند. خداوند زمین را سه برابر فراخ تر گردانید و فرمود مردم غسل کنند تا از گناهان پاک شوند، و از آن گاه جشن آبریزگان به یادگار ماند. ابوریحان در ضمن شرحی که راجع به جشن تیرگان آورده، آن را نیز مربوط به کی خسرو کرده است که در ساوه بر کوهی بالا رفت. کنار چشمه ای خواست برآساید که فرشته ای به وی نمودار گشت. کی خسرو از هوش برفت. بیژن پسر گودرز سر رسید و از آب چشمه به چهره شاه پاشید تا هوش آید. و از آن زمان رسم اغتسال و شست و شو و آب پاشیدن به هم  یادگار ماند.
 

ادامه نوشته

ترتیل سوره مبارکه جمعه







ترتیل سوره مبارکه ملک





هفت سین فاطمیه

رسیده عیدو دلها شاد و خرم                  همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند                    به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سین را            ولی توأم شده با داغ زهرا

بود سین نخستین سیلی کین                 به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را                    که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی                     که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است               که سین چهارم سقط جنین است

 به روی سفره سین پنجم این است          سر سجاده اش زینب حزین است

 شده سفره پر از اشک شبانه                  ششم سین مانده سوت و کور خانه

 چه گویم ای عزیز از سین آخر                  بود آن سینه ی مجروح مادر

حدیث انتظار

امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند:

مَن سَرَّهُ أنْ یَكونَ مِن أصحابِ القائِمِ فَلیَنتَظِر وَ لْیَعَمل بِالوَرَعِ؛

هر كس خوش دارد از یاران امام مهدى (عج) باشد باید منتظر باشد 

و پارسایى پیشه كند.

                                                                   منبع : الغیبة، نعمانى، صفحه 200

قسمتی از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

الهی! موجود عارفانی، آرزوی دل مشتاقانی، مذکور زبان مداحانی، چونت نخواهم که نیوشنده ی آواز داعیانی، چونت نستایم که شاد کننده ی دل بندگانی، چونت ندانم که زین جهانی،  چونت دوست ندارم که عیش جانی؟

الهی! تا رهی را خواندی، رهی را در میان ملاء تنهاست، تا گفتی که بیاهفت اندام رهی شنواست، از آدمی چه آید؟ قدر آدمی پیداست، کیسه تهی و باده پیماست، این کار پیش از آدم و حواست و عطا پیش از خوف و رجاست، اما آدمی به سبب دیدن مبتلاست، بناز کسی است که از دیدن رهاست و با خود به جفاست، اگر آسیای گردان است چه بود قطب مشیت به جاست.

ای دوست به جملگی ترا گشتم من                     حقا که در این سخن نه زرق است و نه فن

گر تو ز خودی خود برون جستی پاک                            شاید صنما بجای تو هستم من

الهی! اگر کسی ترا به طلب یافت من خود طلب از تو یافتم، ار کس ترا به جستن یافت من به گریختن یافتم.

الهی! چون وجود تو پیش از طلب و طالب است، طالب از آن در طلب است که بیقراری برو غالب است، عجب آن است که یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده ور شد و پرده ی عزت بجاست.

الهی! اگر زاریم در تو زاریدن خوشست ور نالیم بر تو نالیدنمان در خور است.          الهی! از خاک چه آیدمگر خطا و از علت چه زاید مگر جفا و از کریم چه آید جز وفا.                الهی! باز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی.      الهی! گنج درویشانی، زاد مضطرانی، مایه ی امیدگانی، دستگیر درماندگانی. چون می آفریدی جوهر معیوب می دیدی، می برگزیدی، و با عیب می خریدی و بر نگرفتی و کس نگفت که بردار، اکنون که برگرفتی بمگذار و در سایه ی لطفت میدار و جز به فضل خود مسپار.

    گر آب دهی نهال خود کاشته ای                     ور پست کنی بنا خود افراشته ای

   من بنده همانم که تو پنداشته ای                     از دست میفکنم چو برداشته ای

زیبایی حجاب

فلسفه غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

چطور ممکن است امام زمان(عج) بتواند در مقابل این همه قدرتهای اتمی دنیا که روز به روز هم افزایش می یابد مقابله کنند؟ اگر کمک غیبی خدا همراه ایشان است، چرا خداوند این کمک را همان دوران کودکی نکرد تا همه مسلمانان در آرامش باشند؟ آیا فقط زمانی باید کمک کرد که جهان در ظلم فرو رفته باشد؟ چرا مسلمانان نباید به وسیله امامشان از همان ابتدا از دست ظلم راحت شوند؟

برای یافتن پاسخ لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. 
ادامه نوشته

قطعه شعری نو از سروده هایم


ترنم بهارم بیا...

الهی ...

ای دختر عقل و خواهر دین

ای دختر عقل و خواهر دین
وی گوهر درج عز و تمکین

قسمت شده پای بند مویت
ای علم و عمل مقیم کویت

ای میوه شاخسار توحید
همشیره ماه و دخت خورشید

وی گوهر تاج عالمیت
فرخنده نگین خاتمیت

گل خاطره شمیم رویت
صد سلسله دل مقیم کویت

خاک قدمت شفای دلهاست
خشنودی تو رضای زهراست

تو بنت کریمه رسولی
تو زاده عصمت بتولی

بانو به دعای مستجابی
دریاب مرا به یک نگاهی...

زندگينامه و جایگاه حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود.

پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب شهرستان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.

  آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است)...

ادامه نوشته

چهل حدیث در مورد شهید و شهادت

 بالاترین نیکیها :

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.
رسول خدا(ص) می فرماید : بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.
وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۰، حدیث ۲۱

برترین مرگها :


قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اشرف الموت قتل الشهاده
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :  شهادت برترین مرگهاست.
بحارالانوار، ج۶۷، ص۸، حدیث۴

ادامه نوشته

در وصف تو ای محبوب دلها

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها                                           بر باد شده در سر سودای تو سرها

در گلشن امید به شاخ شجر من                                                       گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها

ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها                                                   وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها

آلوده به خونابه‌ی هجر تو روان‌ها                                                    پالوده ز اندیشه‌ی وصل تو جگرها 

وی مهره‌ی امید مرا زخم زمانه                                                  در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها

کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم                                              بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها

 خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت                                          از بی خبری او به جهان رفت خبرها

 

 

گزیده ای از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

 

خدایا! نه شناختِ تو را توان نه ثناءِ تو را زبان،نه دریای جلال و کبریاءتو را کران، پس تو را مدح و ثنا چون توان، تو را که داند که تو را تو دانی تو، تو را نداند کس، تو را تو دانی و بس.

ای مهیمن اکرم! ای مفضل ارحم! ای متحجب به جلال و متجلی به کرم، قسام پیش لوح و قلم، نماینده ی سورِ هُدی پس از هزاران ماتم، بادا که باز رهم روزی از زحمت حوا و آدم، آزاد شوم از بند وجود و عدم، از دل بیرون کنم این حسرت و ندم، با دوست برآسایم یکدم، در مجلس انس قدح شادی بر دست نهاده دمادم، تا کی سخن اندر صفت خلقت آدم، تا کی جدل اندر حدث و قدمت عالم، تا کی تو زنی راه برین پرده و تا کی بیزار نخواهی شدن از عالم و آدم.

ای نزدیکتر به ما از ما! و ای مهربانتر به ما از ما! نوازنده ی ما بی ما، به کرم خویش نه به سزاء ما، نه کار به ما، نه بار به طاقت ما نه معاملت در خور ما، نه منت به توان ما، هرچه کردیم تاوان بر ما، هرچه تو کردی باقی بر ما، هرچه کردی به جای ما، به خود کردی نه برای ما. آه از روز اول اگر آن روز عنایت بود، طاعت سبب مثوبت است و معصیت سبب مغفرت، و اگر آن روز عنایت نبود، طاعت سبب ندامت است و معصیت سبب شقاوت، شکر که شیرین آمد نه به خویشتن آمد، حنظل که تلخ آمد نه به خویشتن آمد، کار نه به آن است که از کسی کسل آید و از کسی عمل، کار آن دارد که شایسته ی خود که آمد در ازل.

الهی! اگر در کمین سر تو به ما عنایت نیست، سرانجام قصه ی ما جز حسرت نیست ای حجت را یاد و انس را یادگار، خود حاضری ما را به جستن چه کار.

الهی! هرکس را امیدی، و امید رهی دیدار، رهی را بی دیدار نه به مزد حاجت است نه با بهشت کار، مرا تا باشد این درد نهانی، ترا جویم که درمانم تو دانی.

الهی! او که ترا به ضایع شناخت بر سبب موقوف است، و او که ترا به صفات شناخت در خبر محبوس است. او که به اشارت شناخت صحبت را مطلوب است، او که ربوده ی اوست از خود معصوم است.

تاریخچه استفاده از درخت کریسمس

 سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه های خود آوردند، برمی‌گردد. همچنین در آن زمان عده ای هرمهایی از چوب می‌ساختند و آنرا با شاخه‌های درختان همیشه سبز و شمع تزیین می‌کردند.

به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخشهای دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841در انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.
واضح است که خانواده های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت می‌پرداختند. در سالهای 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.
 
بسیاری از آمریکاییهای قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب می‌دانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت‌پرستی به شمار می‌آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.
 
در حدود سالهای 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد می‌شد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت میافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده می‌کردند در حالی که آمریکاییان درختی را می‌پسندیدند که تا سقف خانه برسد.
در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درختهای کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین می‌کردند اما بخشهای آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینیهای کوچک بادامی ادامه می‌دادند.
 
کشف برق، به ساخته شدن چراغهای کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمانهای مهم-چه شخصی و چه دولتی- با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس می‌رفتند.
 
در تزیین درختهای کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پریهای کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار میرفت- استفاده می‌شد.
در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده می‌شد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگهای درخشان رنگ آمیزی شده اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین می‌کنند. دانمارکیها، از پرچمهای کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده می‌کنند. مسیحیان ژاپنی بادبزنها و فانوسهای کوچک را ترجیح می‌دهند.
 
تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده می‌کنند و آنرا خوش یمن می‌دانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی‌چیز که هیچ وسیله‌ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب می‌رود و هنگام طلوع خورشید متوجه می‌شود که درخت کریسمس خانه اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته های نقره مبدل شده‌اند.

سنت های ازدواج در کشورهای مختلف دنیا

در ازدواج ، زوجین تکیه برآداب و رسوم والدین دارند و ازدواج هر فردی امر مهمی در زندگی او می باشد .
به گزارش ایونا ، سنتها و آداب و رسوم ازدواج در هر مکانی با مکان دیگر متفاوت است در این بخش ما سنتهای مختلف ازدواج را در کشورهای مختلف بیان می کنیم .


سنت ازدواج چینی ها
در شهرهای بزرگ آداب و رسوم سمت و سوی غربی به خود گرفته است و هزینه های گزافی برای مراسم ازدواج صرف می شود و مسئله پرستیژ و چشم و هم چشمی وجود دارد اما در قدیم ازدواج توسط خانواده ها و با هماهنگی و همکاری آنها صورت می گرفت و ازدواج بر پایه محبت و قول به خانواده ها بود که استوار می ماند .

ادامه نوشته

جشن شب یلدا

جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان است. نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان، روز سه‌شنبه در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.

ادامه نوشته

كجاست  !!!

روزها غرق غروب
سرد و خاموش
پنجره هائي بسته
مردمي خفته
پرواز از ياد پرنده ها رفته
رنگ خورشيد بر رخسارهاي رنگ باخته نمي تابد
شهر بي رمق با کوچه هاي خالي از شور
درون حصاري از سنگ و آهن
نسلي است مانده
در اضطراب و بي احساس تر از سنگ
نسيم طراوت پشت ديوارها
روزنه اي سوي آن سو نمي يابد
آسمان دود آلود
نفس شهر گفته
و ما در آخرين ناي
کو آن صداي آشنا: فرياد بر مي آوريم که
که غريوهاي غريب
گوشمان را آزار مي دهد
مي گويند عاطفه ابر نازائي است
مهر ورزان کجايند؟
تا چراق مهر را بر گذر هر قلب بياويزند

اثر : آزاد - ع

پليدي و آشوبگري و كشتار سفياني

يخرج رجل يقال له السفياني في عمق دمشق وعامة من يتبعه من كلب ، فيقتل حتى يبقر بطون النساء ، ويقتل الصبيان ، فتجمع لهم قيس فيقتلها ، حتى لا يمنع ذنب تلعة . ويخرج رجل من أهل بيتي في الحرة فيبلغ السفياني فيبعث إليه جندا من جنده فيهزمهم فيسير إليه السفياني بمن معه ، حتى إذا صار ببيداء من الأرض خسف بهم فلا ينجو منهم إلا المخبر عنهم "
المفردات : حتى لا يمنع ذنب تلعة : مثل للسيل إذا زاد فلا تمتنع منه الأرض العالية . والتلعة مسيل الماء من أعلاه " .

ابو سلمه ، از ابو هريره روايت كرده كه حضرت فرمود : مردى از دمشق خروج مى نمايد بنام سفيانى كه تمامى قبيلهء كلب از او پيروى مى نمايند ، او كشتار مى كند تا آنجا كه شكم زنان را مى درد وبچه ها را به قتل مى رساند . آنگاه يمنيها ( قبائل قيس ) جمع مىشوند تا با سفيانى بجنگند ، اما سفيانى آنها را كشته بطورى كه هيچ كس پناهى نمى يابد . سپس مردى از اهل بيت من در حره ، ( منطقه اى در مدينه ) خروج مىنمايد و خبر او كه به سفيانى مىرسد . سپاهى به سوى او مىفرستد ، اما آنها شكست خورده ، وخود سفيانى با همراهانش بسوى او حركت مى كند ، ولى هنگاميكه به بيداء ، مىرسند زمين آنها را در كام خود فرو مىبرد ، وهيچكس از آنان باقى نمىماند جز كسى كه خبر فرورفتن آنها را مى آورد .

ادامه نوشته

زندگینامه شهید مصطفی بهادری


 

نام و نام خانوادگی:مصطفی بهادری

نام پدر:ابراهیم

تاریخ تولد:۱۳۴۵

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱۱/۱۰

محل تولد:مسجدسلیمان

محل شهادت:شلمچه

وصیتنامه:

((  و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا …. ان الله لا یحب المحتدین))

در راه خدا با آنانکه با شما به جنگ برخیزند جهاد کنید و لیکن ستمکار نباشید که خدا ستمکاران را دوست ندارد. ( ۱۸۱ بقره)


(( و قاتلوهم حتی لا … فتنه و یکون الذین فان انتهوا فلا عدوان الا علی الظالمین ))

با کافر جهاد کنید. تا فتنه و فساد از روی زمین برطرفشود و همه را آئین دین خدا باشد و اگر از فتنه و نبرد دست کشیدن با آنها عدالت کنید که ستم جزء بر ستمکاران روا نیست. (۱۹۲ بقره)

امام خمینی : اکنون وقت آنست که ما وارث این خونها هستیم و بازماندگان جوانان و شهدای بخون خفته هستیم از پای نشوییم تا فداکاری آنها را به ثمر نرسانیم و با اراده … و … محکم بقای رژیم ستمکار و توطئه گران جیره خوار شرق و غرب را در زیر پای شهدای فضیلت دفن کنیم.

در صحنه روزگار همواره جنگها و ستیزها بر روی آب و خاک و جان و مکان و … زیاد بوده و همیشه این مسائل در جهان هستی بوده و هست. یکطرف زورگو متجاوز و بیدادگر سرکش و طرف دیگر مظلوم و مستضعف و در این جنگی که ابر قدرتها بر ملت ما متحمل کرده اند مستضعفین مسلمان هستند که طرفدار حاکمیت قرآن بر زمینند. زورگویان و جنگ طلبان امروز کسانین که از اسم قرآن وحشت دارند.

اینحقیر قطره ای از دریای مقاومت ملت غیور ایران می باشم که …………… برقراری……….. .و … در داخل سرزمین امام زمان (ع) می باشد. و در این رابطه اگر ……. رژیم … … عراق هجوم نبریم و سرنگونش ننمائیم هرگز ملت ما روی آرامش و امنیت را نخواهد دید.

سخنی با شما آشنایان عزیزم و خلاصه همه آنهایی که …………………….. است بدانیدبعد از مرگم … راهم … جاوید می ماند تا طلوع نور ……… جهان تحکم بخشد.

و از شما می خواهم دنباله رو این راه باشید و اسلام را برای زندگی انتخاب کنید و به … پایبند باشید و حامی خدمتگذاران …. و صدیق بوده که آنان ………. خالق و خدمت به خلق خدا ندارند. در هر رکجا که خدمت می کنید آنجا را سنگری کنید … یاوه گویان و آنهائی که می خواهند استقامت و پایداری ملت را تضعیف کنند.

حرفی .. برای پدر و مادر عزیز و دلبندم دارم . زحماتی که شما برایم کشیدید ….. مرا از تشکر … …. هم ناتوان می کند خداوند اجرتان را بدهد . مرا حلال کنید . انشاء الله دیگر هم رزمانم …. خون من و شهیدان دیگر را از ظالمان بعثی به سر کردگی دیگر ابر قدرتها خواهند گرفت.

به امید پیروزی دیگر رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل

آيا حديث «اصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم» صحّت دارد ؟

از جمله رواياتي كه اهل سنت در بسياري از متون حديثي ، تفسيري، اصولي، فقهي و حتي در مناظره ها ومحافل علمي وعمومي اهل سنت در جهت اثبات مرجعيت صحابه و مشروعيت بخشيدن به خلافت خلفاء ،  مورد استناد قرار مي گيرد روايت فوق مي باشد که در اين مجال در دو بخش( اجمالي و تفصيلي ) به بررسي آن مي پردازيم :

پاسخ اجمالي :

1 . اين روايت اشكال سندي دارد.

2 . جمعي از علماي اهل سنت دانشگاه الازهر مصر بر عدم صحت  اين روايت فتوا داده اند.

3 . اين روايت در برابر احاديث مشهور و متواتري است که در شان اهل بيت عصمت و طهارت صادر گرديده است .

4 . آيا معقول است كه اصحاب امر به اقتداء به اصحاب شده باشند؟

5 . چگونه ممکن است تمسک به هر کدام از صحابه موجب هدايت باشد ؟ صحابه اي که بعضي قاتل و بعضي مقتول ، بعضي ظالم و بعضي مظلوم ، بعضي لاعن وبعضي ملعونند و بخصوص با وجود انبوه اختلافات بين خلفاء به کداميک اقتداء کنيم ؟

۶. با مراجعه به يکي از سايت هاي اينترنتي از اهل سنت نيز ليست بلندي در بطلان اين روايت صادر گرديده که در پايان مي آيد .

ادامه نوشته

ای شمع جهان افروز بیا

ای شمع جهان افروز بیا

وی شاهد عالم سوز بیا

ای مهر سپهر قلمرو غیب

شد روز ظهور و بروز بیا

ای طائر سعد فرخ رخ

امروز  توئی  فیروز  بیا

روزم از شب تیره تر است

ای خود شب ما را روز بیا

ما دیده به راه تو دوخته ایم

از ما همه چشم مدوز بیا

عمریست گذشته به نادانی

ای علم و ادب آموز بیا

شد گلشن عمر خزان از غم

ای باد خوش نوروز بیا

من مفتقر  رنجور  توام

تا جان به لبست هنوز بیا

  کمپانی

 

آنچه كه در باب اسرار غيبت حضرت مهدي (عج) وارد شده

والذي بعثني بالحق بشيرا ليغيبن القائم من ولدي ، بعهد معهود إليه مني ، حتى يقول أكثر الناس : ما لله في آل محمد حاجة ، ويشك آخرون في ولادته . فمن أدرك زمانه فليتمسك بدينه ولا يجعل للشيطان إليه سبيلا بشكه فيزيله عن ملتي ، ويخرجه من ديني ، فقد أخرج أبويكم من الجنة من قبل ، وإن الله عز وجل جعل الشياطين أولياء للذين لا يؤمنون "
از عبد السلام بن صالح هروى ، از على بن موسى الرضا ، از پدرش ، و او از پدرانش از علي ( ع ) و او از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است كه حضرت فرمود : سوگند به كسى كه مرا بشارت دهندهء به حق بر انگيخت همانا حضرت قائم ( عليه السلام ) از فرزندان من با عهد شناخته شده اى كه از من به همراه دارد غيبت مىنمايد تا اينكه بيشتر مردم مي گويند : خداوند را نيازى به آل محمد ( عليهم السلام ) نيست ، وگروه ديگرى شك در ولادت آن حضرت كنند ، بنابر اين بر هر كس كه زمانش را درك كند لازم است متمسك بدين او شود ، وشك او سبب نشود كه شيطان بسوى او راه پيدا كند واو را از ملت من جدا واز دينم خارج نمايد ، شيطان پيش از اين ، پدر ومادر شما ( حضرت آدم وحوا ) را از بهشت خارج كرد ، همانا خداوند شياطين را اولياء غير مؤمنين قرار داده است .
ادامه نوشته

غدير از ديدگاه امام خميني (ره)

من درباره شخصيت حضرت امير(ع) چه مي توانم بگويم و کي چه مي تواند بگويد. ابعاد مختلفه اي که اين شخصيت بزرگ دارد، به گفت و گوي ماها و به سنجش بشري در نمي آيد. کسي که انسان کامل است و مظهر جميع اسماء و صفات حق تعالي است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالي بايد هزار باشد و ما از عهده بيان حتّي يکي اش نمي توانيم برآييم. اين شخصيت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسي نمي تواند در حول و حوش او سخن بگويد؛ از اين جهت، من در اين موضوع بهتر مي دانم، که ساکت باشم. لکن مسئله اي را که بهتراست ما بگوييم، انحرافاتي است که براي ملت ها و خصوصاً براي شيعيان اين حضرت پيش آمده است در طول تاريخ و دست هايي که اين انحرافات را از اول به وجود آورده اندو توطئه هايي که بوده است در طول تاريخ و اخيراً در اين سال هاي اخير، سده هاي اخيرپيش آمده است، آن ها را عرض کنم. مسئله غدير،مسئله اي نيست که بنفسه براي حضرت امير(ع) يک مسئله اي پيش بياورد، حضرت امير مسئله غدير را ايجاد کرده است. آن وجد شريف که منبع همه جهات بوده است، موجب اين شده است که غدير پيش بيايد. غدير براي حضرت امير(ع) ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غديرآمده است. خداي تبارک و تعالي که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسي نيست که بتواند عدالت را به آن طوري که بايد انجام بدهد، آن طوري که دلخواه است انجام بدهد. مأمور مي کند رسول الله را که اين شخص را که قدرت اين معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ايجاد کند و يک حکومت الهي داشته باشد، اين را نصب کن. نصب حضرت امير به خلافت اين طور نيست که از مقامات معنوي حضرت باشد؛ مقامات معنوي حضرت و مقامات جامع او اين است که غدير پيدا بشود.
و اين که در روايات ما از آن زمان تا حالا اين غدير آن قدرازش تجليل کرده اند، نه از باب اين که حکومت يک مسئله اي است، حکومت آن است که حضرت امير به ابن عباس مي گويد که به «قدراين کفش بي قيمت هم پيش من نيست» آن که هست اقامه عدل است. آن چيزي که حضرت امير(ع) و اولاد او مي توانستند درصورتي که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به طوري که خداي تبارک و تعالي رضا داد، انجام بدهند، اين ها هستند، لکن فرصت نيافتند. زنده نگه داشتن اين عيد، نه براي اين است که چراغاني بشود و قصيده خواني بشود و مداحي بشود، اين ها خوب است، اما مسئله اين نيست. مسئله اين است که ياد بدهند که غدير منحصر به آن زمان نيست. غدير در همه اعصار بايد باشد و روشي که حضرت امير(ع) در اين حکومت پيش گرفته است بايد روش ملت ها و دست اندرکاران باشد. قضيه غدير، قضيه جعل حکومت است، اين است که قابل نصب است و الا مقامات معنوي قابل نصب نيست. يک چيزي نيست که با نصب آن مقام پيدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوي که بوده است و آن جمعيتي که براي آن بزرگوار بوده است، اسباب اين شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، مي بينيم که در عرص صوم و صلوة و امثال اين ها مي آورد و ولايت مجري اين هاست. ولايتي که در حديث غدير است به معناي حکومت است، نه به معناي مقام معنوي. و حضرت امير (ع) را همان طوري که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن -در روايات است اين- نازل شده است به منازل مختلف، کلياتش سبع و الي سبعين و الي زيادتر، تا حالا رسيده است به دست ماها به صورت يک مکتوب، حضرت امير هم اين طوراست. رسول خدا هم اين طور است. مراحل طي شده است، تنزل پيدا کرده است. از وجود مطلق تنزل پيدا کرده است، از وجود جامع تنزل پيدا کرده است و آمده است پايين تا رسيده است به عالم طبيعت، در عالم طبيعت اين وجودمقدس و آن وجود مقدس و اولياي بزرگ خدا. بنابراين، اين که حديث غدير را ما حساب کنيم که مي خواهد يک معنويتي را براي حضرت امير يا يک شأني براي حضرت امير(ع) درست کند، نيست. حضرت امير است که غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب اين شده است که خداي تبارک و تعالي او را حاکم قرار بدهد.(1)

..........................................................................................................................................

پي نوشت ها:

1.صحيفه امام، ج20، صص 111-113.


منبع:نشريه موعود،شماره 106