گوشهاى ازاخلاق عظيم پيامبر اعظم
عزيزانم! قطعا اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالىاستبنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علمكنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند. اين حالتبدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه بايد زدوده شودو گاهى بلكه بيشتر به خاطر عقدههاى درونى و محروميتهاى ديرينهاست كه شخص مىخواهد از اين راه خودى را نشان دهد!!
پيامبر آرام و آهسته سخن مىگفت و هيچ گاه فرياد نمىزد وصدا را بلند نمىكرد. و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشىبرخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبربلند سخن نمىگفت «و اغضض من صوتك» و دستور هم همين بود كهكسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكمفوق صوت النبى» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مىگفت لذامجلسش بسيار آرام و باوقار بود كه حتى صداى به هم زدن بالپرنده به گوش مىرسيد.
«لايقطع على احد كلامه» هرگز سخن كسى را قطع نمىكرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مىداد و پس از تمامشدن سخنش آرام پاسخش را مىگفت. و چنان اصحابش را تربيت كردهبود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مىشد، تمام حاضران ساكتمىشده و سراپا گوش مىشدند «كان على رووسهم الطير» و هرگاهسخن حضرت تمام مىشد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هريك به نوبتحرف مىزد.
8 نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مدنظر قرارگيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاهمىكرد «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس» و بايدسخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى درحال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند زيرا اين نكتهظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسانفرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كهاميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكساننگرى حفظشود.راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كهبخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را باآن حضرت نزديكتر كند.
«و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين» او نه تنها بامالداران و دارايان مجالست مىكرد بلكه با فقرا و مستمندان نيزهمنشين بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مىبردو اگر با ثروتمندان مىنشستبه خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيزديگر.
هرگاه پيامبر مىخواستبه مجلس وارد شود و با مردمبرخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مىداد يعنى درآينه مىنگريست و موهاى خود را شانه مىزد و چنين در روايت آمدهاست «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط» و نه تنها حضرت لباستميز و مرتب مىپوشيد و محاسن مبارك را شانه مىزد بلكه پيوستهبوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مىشد. بگذريمكه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مىكرد،كه همواره از عطر نيز استفاده مىنمود. راوى مىگويد: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مىشديم زيرا بوى عطرشاز مسافتى به مشاممان مىخورد و متوجه ورود حضرت مىشديم. خودحضرت نيز مىفرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانهان يتهيا لهم و يتجمل» خداوند دوست دارد كه بندهاش هرگاهمىخواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنهاآرايش نمايد.
اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژوليده و لباس نامرتب مىآيند و خيال مىكنند اين از زهداست. نه! اين از زهد اسلامى كاملا به دور است. زهد اين است كه بهدنيا و ملذاتش دل نبنديم نه اينكه صوفى منشانه زندگى كنيم وژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۲/۱۹ ساعت 22:10 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران