وقتى به آن نـگـاه كردم , ديدم تكه طلايى است .
بعد از آن كه اين موضوع عجيب رامشاهده كردم , براه افتادم .
نـاگـاه ديدم آن بزرگوار پشت سر من آمدند و به من فرمودند:حجت بر تو ثابت شد و حق برايت ظاهر گرديد و كورى از چشم تو رفت .
آيا مراشناختى ؟ عرض كردم : نه , نشناختم .
فرمود: منم مهدى .
منم قائم زمان .
منم آن كه زمين را پر از عدل و داد مى كنم , همان طورى كه از ظلم و ستم پر شده باشد, به درستى كه زمين از حجت خالى نخواهد بودو خداى تعالى مردم را در حيرت و سرگردانى رها نمى كند.
بعد هم فرمودند: آنچه را كه ديدى نزد تو امانت است , آن را براى برادران مؤمنت نقل كن