عفاف در احادیث
برترین عبادت:عفاف برترین عبادت است. از امام صادق علیه السّلام نقل شده، که امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودهاند: «أَفْضَلُ العباده العِفافُ. عفاف برترین عبادت است».
۲)اجر و پاداش عفاف:
پاداش عفیف در حدّ پاداش شهید بیان شده است. وجود مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السّلام مىفرمایند: «ما المجاهدُ الشهیدُ فیِ سبیلِ اللهِ با عظمَ اَجرْاً مِمَّنَ قَدَرَ ضعفّ لَکاد العفیفُ اَنْ یَکونَ مَلَکاً من الملائکه.مجاهد شهید در راه خدا از نظر اجر از کسی که قادر به «گناه» است و عفّت میورزد، بالاتر نیست، انسان عفیف نزدیک است که فرشتهای از فرشتگان شود».
به نظر مىرسد که این پاداش بزرگ به خاطر دشوارى مبارزه با نفس است. آن هم در مقابل مسائل جنسی که کارى بسیار سخت و مشکل است، به همین خاطر است که پیامبر عظیمالشأن صلّى الله علیه و آله مىفرمایند: «اَکْثَرُ ما تَلجُ به اُمتی النّارَ الاجوفانِ: البطنُ و الفرجُ».بیشتر چیزى که امّتم را به دوزخ در آورد، دو میان خالى است یعنى شکم و فرج».
حال اگر کسى چنین توفیقى پیدا کند، باید از چنان اجرى برخوردار باشد که «اَفضَلُ الاعمال احمزها». برترین اعمال مشکلترین آنهاست.
۳)عفّت و پاکدامنى منشأ تمام خوبىهاست:على علیه السلام مىفرمایند: «اَلْعِفهُ راسُ کُلَّ خیرٍ. سرچشمه تمام خوبیها عفّت است».
شارح غرر مرحوم خوانسارى در این باره مىنویسد، عفّت یعنى بازداشتن خود از آنچه حلال نباشد بالاخص عفّت بطن و فرج که استعمال عفّت در خصوص آن شایع شده سَرِ هر خیرى است، یعنى هیچ خیرى بىآن یافت نمىشود، چنانکه حیوان بىسر نباشد، یا اینکه رکن مقدّم هر خیرى است، چنانکه سر هر جزء مقدّم آن است و بر هر مقدّم غرض مبالغه در امر به آن است.
۴)عفاف بهترین اخلاق است:على علیه السّلام مىفرمایند: «العفاف اَفضَلُ شیمهٍ. پرهیزگارى و باز ایستادن از آنچه حلال نباشد، برترین خصلت است».
۵)پاکدامنى و عفاف زینت فقر است:على علیه السّلام مىفرمایند: «العفافُ زینهُ الفقرِ. پاکدامنى زینت و آرایش فقر است». و ایشان در سخن دیگرى مىفرمایند: «لا فاقهَ معَ عفافٍ». شارح غرر مىنویسد نیست درویشى با عفافى، «عفاف» به معنى باز ایستادن از حرام است و مراد این است که درویشى که با عفاف باشد و صاحب آن صبر کند بر آن و به سبب آن خود را در حرامى نیاندازد، آن درویشى نیست بلکه بهترین توانگرى است، زیرا که توانگرى اخروى است.
۶) عفیف اولین کسى است که وارد بهشت مىشود:پیامبر صلّىالله علیه و آله مىفرمایند: «اوّل من یدخل الجنه شهید ..... و رجل عفیف متعفف و عباده اولین کسى که وارد بهشت مىشود، شهید است .... و پاکدامن و اهل عبادت است».
۷) عفیف جوانمرد است:از امام حسن علیه السّلام درباره جوانمردى سؤال شد که فرمودند:«العفاف فىالدین و حسن التقدیر فىالمعیشه و الصبر على النائبه.على علیهالسّلام مىفرمایند: اَلعفهُ افضلُ الفتوهِ پرهیزگارى علامت بارز جوانمردى است».در بعضى از نسخ به عوض «افضل» «اصل» واقع شده است، که در این صورت ترجمه این مىشود که پرهیزگارى اصل و بیخ جوانمردى است.
۸) عفیف را خدا دوست دارد:رسول اکرم ص فرمودند: «اِنّ اللهَ یحب الحىَّ المُتعففخداوند عفیف شرمنده را دوست دارد».
در همین مورد از امام على علیه السّلام نقل شده : «ان الله سبحانه یحب المتَعَفِّف اَلحیّى التَّقى الراضى» به درستى خداوند که پاک است او، دوست مىدارد عفیف شرمناک و پرهیزگار خشنود را»، مراد به «عفیف» چنانکه مکرر ذکر شد، کسى است که خود را باز دارد از آنچه حلال نباشد و ذکر «پرهیزگار» بعد از آن به منزله تأکید آن است و مراد به «خشنود، خشنود به قضاى حق تعالى است و راضى به آنچه بهره و نصیب او کرده از ارزاق و غیر آن.
۹) عفّت خوى زیرکان و غلبه حرص خصلت ناپاکان است:از امام على علیه السّلام نقل شده که فرمودند: «العفه شیمهُ الاکیاسِِ» باز ایستادن از آنچه حلال نباشد خصلت زیرکان است، زیرا که هیچ عاقلى و زیرکى از براى لذّت یک لحظه یا دو روزه عمر کارى نکند که مستحقّ عذاب الهى و داخل شدن در آتش جهنم شود.از پیامبر صلّىالله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «امَنْ قارَفَ ذنباً فارقه عقل لا یَرجع ابداً» یعنى کسى که مرتکب گناهى مىشود عقلى از او خارج مىشود که هیچگاه برگشت ندارد؛ لذا در عاقل بودن گناهکاران باید تردید کرد».
۱۰) پاکدامنى زکات جمال است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «زکاهُ الجمالِ العفافُ» شارح غرر مىنویسد، زکات جمال یعنى زیبایى و نیکویى صورت عفاف است، یعنى باز ایستادن از محرّمات و مراد این است که عفاف باعث پاکیزگى جمال و افزایش آن مىشود.
۱۱) پاکدامنى بهترین همنشینى است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «علیک بالعفاف فانهانِعْم القرین».شارح غرر مىنویسد: لازم باش عفّت را پس به درستى که آن نیکو همنشینى است، عفّت چنانکه مکرّر ذکر شد به معنى باز ایستادن از حرامهاست.
۱۲) نسبت به زنان مردم عفّت ورزید، تا زنانتان خائن نشوند:امام صادق علیه السّلام مىفرمایند: «و عِفُّوا عَنْ نِساءِ الناسِ تَعِفَّ نِساوکُمْ به زنان مردم خیانت نکنید تا زنانتان خائن نشوند».
۱۳) پاکدامنى ا زصفات پارسایان است:امام على علیهالسّلام در خطبه همام مىفرمایند: اَنْفسَهم عفیفه پارسایان نفوسشان عفیف است؛ «نفس عفیف» آن است که نه تنها عملاّ خویشتندارى مىکند و مرتکب محرمات نمىشود، بلکه از نظر فکرى همچنان خود را سامان داده است که بعضى از افکار در درون او نمىروید. عفّت مراتب دارد، مرتبه اوّلش این است که آدمى دست و پا و چشم و گوش خود را مهار کند که در جاى خود بسیار مهم و دشوار است و اگر کسى به همین مقدار هم نایل آید، البتّه پاک و پارسا و ممدوح است، ولى مراتب بالاتر از این هم هست، مرتبه بالاتر این است که زمام دل را هم به دست گرفته باشد و فکر هم داراى عفّت شده باشد و دوگانگى بیرون و درون رخت بربسته باشد و آدمى یکپارچه مجسّمه عفّت باشد، نه فکر بد و نه کار بد بکند، نه در عمل دور از خدا باشد، نه در قلب بیگانه با او، از همه جهت در مسیر او و در اختیار او قرار گیرد، این نفس عفیفه است این همان کسى است که به تعبیر مولاى متّقیان على علیهالسّلام هممرز و همنشین فرشتگان است، فرشتگان شهوت ندارند و چنانکه ذکر شده است موجوداتى هستند که نه در درون و نه در بیرون هیچگونه داعیهاى براى ارتکاب اُمور خلاف عفّت ندارند.شخص عفیف مىتواند خود را به این بزرگى برساند که از اندیشهها و خیالات ناپاک پیراسته باشد.
۱۴) عفاف زهد است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «العفافُ زهادهُ. پرهیزگارى زهد در دنیاست. [۲۲] یعنى ترک محرّمات بلکه مشتبهات، یعنى بىرغبتى در دنیا و حریص نبودن آن سبب پرهیزگاریست.
در ارتباط با بىرغبتى از دنیا کلام دلنشین از امام راحل (ره) نقل شده است که مىفرمایند: «پسرم! هیچگاه دنبال تحصیل دنیا، اگرچه حلال او باشد، مباش که حبّ دنیا گرچه حلالش باشد، رأس همه خطاهاست، چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیاى حرام مىکشد».
۱۵) عفّت تضعیف شهوت است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند:«العفهُ تُضَعِّفُ الشهوه».شارح غرر مىفرماید: عفّت یعنى نگاهداشتن بطن و فرج که ضعیف مىگرداند شهوت را، یعنى هرگاه کسى خود را به آن عادت داد، به تدریج شهوت و خواهش او ضعیف مىشود و به هواها و هوسها بىرغبت گردد.
۱۶) ثمرات عفّت:
۱- تضعیف شهوت: «درشماره ۱۵ توضیح آن گذشت»
۲- قناعت: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: ثمرهُ العفه القناعهُ.
۳- سبگى گناهان: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «مَنْ عَفّ خَفّ وِزْرُهُ وَعَظُمَ عنداللهِ قِدرُهُ».شارح غرر مىنویسد: هرکه از گناهان باز ایستد وزر او سبک شود و نزد خداوند بزرگ شود، وِزْر بکسر واو وسکون زاى به معنى گناه است و گرانى و در اینجا معنى دوّم مناسبتر است، یعنى (سبک شود) پشت او از گرانى که به سبب گناهان حاصل شده است.
۴- صفات نیکو: امام على علیهالسّلام مىفرمایند:«مَنْ عَفَّتْ اَطْرافُه حَسُنت اوصافُهُ «هرکس غفیف باشد، اطراف او نیکو باشد و اوصاف او»، یعنى هرکه باز ایستد از حرام اعضا و جوارح ظاهرى او، و خود را نگاه دارد از افعال بَد، نیکو باشد اخلاق و صفات او.
۵- عزّت و سربلندى: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «مَنْ اُتْحِفَ العِفّهَ و القناعهَ حالَفَه العِّزُ».
«هرکس تحفه داده شود و عفّت و قناعت را همسو کند عزّت با او همراه شود».
۶- خواهش بىجا ممنوع: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «لَمْ یَتحلّ بالعفهِ مَنِ اشتهى مالا یَجدُِ». شارح غرر مىنویسد که: «زیور نیافته به عفّت کسى که خواهشى داشته چیزى را که نمىیابد». «عفّت» یعنى باز ایستادن از چیزهایى است که حرام باشد یا نیکو نباشد، و مراد این است که عفیف کامل، کسى است که خواهش غیر آنچه بیابد و داشته باشد، نداشته باشد.
۷-آنگاه که خدا خیر بنده را بخواهد:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «اذا اَرادَ اللهُ بعبدٍ خیراً اَعَفَّ بَطْنَهُ و فَرْجَهُ».«هرگاه خدا اراده کند به بنده خیرى را، عفیف مىگرداند شکم او را و فرج او را، یعنى لطفى چند نسبت به او مىکند که به واسطه آنها شکم و فرج او از حرام باز ایستد». در حدیث دیگرى از ایشان نقل شده، بعد از عبارت «بطنه» عن «الطعام» و بعد از «فرجه» «عن الحرام» آمده است.شارح غرر مىنویسد: مراد به طعام نیز طعام حرام است یا طعام زیاد و خوردن به اندازه پرکردن شکم مکروه است، به اعتبار اینکه سبب سنگینى بدن و کسالت در طاعت و عبادت مىشود و موجب غلبه خواب و بخار بر دماغ و مانع از تفکّر و تعقّل مىشود و مراد به «عفیف گردانیدن شکم و فرج» همان است که در فقره سابق ذکر شد.
۸- عفاف سبب پاکیزگى اعمال مىشود:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «بالعَفافِ تزکُوا الاعمال». شارح غرر مىنویسد: به وسیله پرهیزگارى و دورى از حرام پاکیزه مىگردد. عملها را یعنى طاعات و عبادات قبول مىشود، چنانکه حق تعالى فرمود: «انما یتقبل اللهُ من المتقین». «یعنى قبول نمىکند خدا مگر از پرهیزگاران». و مراد قبول کامل است و ممکن است «تزکوا» پاکیزه مىگردد» نباشد، بلکه به معنى «افزایش مىکند» باشد و مراد این باشد که به سبب پرهیزگارى افزایش پیدا مىکند، اجر و ثواب عملها زیاد مىگردد، یعنى عبادتى که با پرهیزگارى باشد، اجر و ثواب آن زیاد باشد. از همان عبادت هرگاه غیر پرهیزگار بکند.
۹- تاج مرد عفّت اوست:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «تاجُ الرجلِ عفافُهُ و زینَهُ اِنصافه».شارح غرر مىنوسید: فرمود افسر مرد عفّت اوست و زینت او انصاف اوست. یعنى همین که کسى انصاف دارد و ظلم و جورى بر کسى روا ندارد، این زینتى است از براى او، امّا بهترین زینتها و آنچه از براى او به منزله تاج پادشاه هست عفّت است، یعنى دورى گزیدن از آنچه حلال نباشد.
۱۰- عفّت دلیل غیرت است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «دلیلُ غیرهِِ عفتُهُ». شارح غرر مىنویسد: دلیل غیرت مرد عفّت اوست، «غیرت» به معنى ننگ داشتن از نقصها و عیبهاست و «عفّت» به معنى ترک حرامهاست، و مراد این است که: هرکه را عفّت باشد این نشان غیرت اوست و هرکه را عفّت نباشد آن نشان بىغیرتى اوست، زیراکه بىغیرتى زیاده از این نباشد که مرتکب حرام شود و از آن نقص و عیب ننگ نداشته باشد.
۱۱-شت را به بها دهند نه به بهانه:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «کَما تَشْتَهى عَفَّ».شارح غرر مىنویسد: آنچنان که خواهش دارى عفیف باش، یعنى به اندازه آنچه خواهش رستگارى در آخرت و بهشت و آلا و نعماى آن دارى عفیف باش و بازدار خود را از حرامها.
۱۲-آنچه از عفّت منشعب مىشود:درحدیث مفصّلى آمده که راهبى معروف به «شمعون لاوى بن یهودا» که جدّش یهودا از حواریّین حضرت عیسى علیه السّلام بود. خدمت پیامبر صلّى الله علیه و آله رسیده و مسائل بسیارى پرسید و همه را پاسخ شنید. و در نتیجه ایمان آورد و نبوّت ایشان را تصدیق کرد، ما از این حدیث تنها به محل حاجت اکتفا مىکنیم. «و امّا العفافُ فَیَنْشَعِبُ منه الرضا و الاستکانه و الخطُ و الرّحه و التفقدُ و الخشوعُ و التذکرُ و التفکرُ و الجودُ و السخاءُ فهذا ما یتشعّب للعاقل لِعفافه باللهِ و بقسمِهِ
۲)اجر و پاداش عفاف:
پاداش عفیف در حدّ پاداش شهید بیان شده است. وجود مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السّلام مىفرمایند: «ما المجاهدُ الشهیدُ فیِ سبیلِ اللهِ با عظمَ اَجرْاً مِمَّنَ قَدَرَ ضعفّ لَکاد العفیفُ اَنْ یَکونَ مَلَکاً من الملائکه.مجاهد شهید در راه خدا از نظر اجر از کسی که قادر به «گناه» است و عفّت میورزد، بالاتر نیست، انسان عفیف نزدیک است که فرشتهای از فرشتگان شود».
به نظر مىرسد که این پاداش بزرگ به خاطر دشوارى مبارزه با نفس است. آن هم در مقابل مسائل جنسی که کارى بسیار سخت و مشکل است، به همین خاطر است که پیامبر عظیمالشأن صلّى الله علیه و آله مىفرمایند: «اَکْثَرُ ما تَلجُ به اُمتی النّارَ الاجوفانِ: البطنُ و الفرجُ».بیشتر چیزى که امّتم را به دوزخ در آورد، دو میان خالى است یعنى شکم و فرج».
حال اگر کسى چنین توفیقى پیدا کند، باید از چنان اجرى برخوردار باشد که «اَفضَلُ الاعمال احمزها». برترین اعمال مشکلترین آنهاست.
۳)عفّت و پاکدامنى منشأ تمام خوبىهاست:على علیه السلام مىفرمایند: «اَلْعِفهُ راسُ کُلَّ خیرٍ. سرچشمه تمام خوبیها عفّت است».
شارح غرر مرحوم خوانسارى در این باره مىنویسد، عفّت یعنى بازداشتن خود از آنچه حلال نباشد بالاخص عفّت بطن و فرج که استعمال عفّت در خصوص آن شایع شده سَرِ هر خیرى است، یعنى هیچ خیرى بىآن یافت نمىشود، چنانکه حیوان بىسر نباشد، یا اینکه رکن مقدّم هر خیرى است، چنانکه سر هر جزء مقدّم آن است و بر هر مقدّم غرض مبالغه در امر به آن است.
۴)عفاف بهترین اخلاق است:على علیه السّلام مىفرمایند: «العفاف اَفضَلُ شیمهٍ. پرهیزگارى و باز ایستادن از آنچه حلال نباشد، برترین خصلت است».
۵)پاکدامنى و عفاف زینت فقر است:على علیه السّلام مىفرمایند: «العفافُ زینهُ الفقرِ. پاکدامنى زینت و آرایش فقر است». و ایشان در سخن دیگرى مىفرمایند: «لا فاقهَ معَ عفافٍ». شارح غرر مىنویسد نیست درویشى با عفافى، «عفاف» به معنى باز ایستادن از حرام است و مراد این است که درویشى که با عفاف باشد و صاحب آن صبر کند بر آن و به سبب آن خود را در حرامى نیاندازد، آن درویشى نیست بلکه بهترین توانگرى است، زیرا که توانگرى اخروى است.
۶) عفیف اولین کسى است که وارد بهشت مىشود:پیامبر صلّىالله علیه و آله مىفرمایند: «اوّل من یدخل الجنه شهید ..... و رجل عفیف متعفف و عباده اولین کسى که وارد بهشت مىشود، شهید است .... و پاکدامن و اهل عبادت است».
۷) عفیف جوانمرد است:از امام حسن علیه السّلام درباره جوانمردى سؤال شد که فرمودند:«العفاف فىالدین و حسن التقدیر فىالمعیشه و الصبر على النائبه.على علیهالسّلام مىفرمایند: اَلعفهُ افضلُ الفتوهِ پرهیزگارى علامت بارز جوانمردى است».در بعضى از نسخ به عوض «افضل» «اصل» واقع شده است، که در این صورت ترجمه این مىشود که پرهیزگارى اصل و بیخ جوانمردى است.
۸) عفیف را خدا دوست دارد:رسول اکرم ص فرمودند: «اِنّ اللهَ یحب الحىَّ المُتعففخداوند عفیف شرمنده را دوست دارد».
در همین مورد از امام على علیه السّلام نقل شده : «ان الله سبحانه یحب المتَعَفِّف اَلحیّى التَّقى الراضى» به درستى خداوند که پاک است او، دوست مىدارد عفیف شرمناک و پرهیزگار خشنود را»، مراد به «عفیف» چنانکه مکرر ذکر شد، کسى است که خود را باز دارد از آنچه حلال نباشد و ذکر «پرهیزگار» بعد از آن به منزله تأکید آن است و مراد به «خشنود، خشنود به قضاى حق تعالى است و راضى به آنچه بهره و نصیب او کرده از ارزاق و غیر آن.
۹) عفّت خوى زیرکان و غلبه حرص خصلت ناپاکان است:از امام على علیه السّلام نقل شده که فرمودند: «العفه شیمهُ الاکیاسِِ» باز ایستادن از آنچه حلال نباشد خصلت زیرکان است، زیرا که هیچ عاقلى و زیرکى از براى لذّت یک لحظه یا دو روزه عمر کارى نکند که مستحقّ عذاب الهى و داخل شدن در آتش جهنم شود.از پیامبر صلّىالله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «امَنْ قارَفَ ذنباً فارقه عقل لا یَرجع ابداً» یعنى کسى که مرتکب گناهى مىشود عقلى از او خارج مىشود که هیچگاه برگشت ندارد؛ لذا در عاقل بودن گناهکاران باید تردید کرد».
۱۰) پاکدامنى زکات جمال است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «زکاهُ الجمالِ العفافُ» شارح غرر مىنویسد، زکات جمال یعنى زیبایى و نیکویى صورت عفاف است، یعنى باز ایستادن از محرّمات و مراد این است که عفاف باعث پاکیزگى جمال و افزایش آن مىشود.
۱۱) پاکدامنى بهترین همنشینى است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «علیک بالعفاف فانهانِعْم القرین».شارح غرر مىنویسد: لازم باش عفّت را پس به درستى که آن نیکو همنشینى است، عفّت چنانکه مکرّر ذکر شد به معنى باز ایستادن از حرامهاست.
۱۲) نسبت به زنان مردم عفّت ورزید، تا زنانتان خائن نشوند:امام صادق علیه السّلام مىفرمایند: «و عِفُّوا عَنْ نِساءِ الناسِ تَعِفَّ نِساوکُمْ به زنان مردم خیانت نکنید تا زنانتان خائن نشوند».
۱۳) پاکدامنى ا زصفات پارسایان است:امام على علیهالسّلام در خطبه همام مىفرمایند: اَنْفسَهم عفیفه پارسایان نفوسشان عفیف است؛ «نفس عفیف» آن است که نه تنها عملاّ خویشتندارى مىکند و مرتکب محرمات نمىشود، بلکه از نظر فکرى همچنان خود را سامان داده است که بعضى از افکار در درون او نمىروید. عفّت مراتب دارد، مرتبه اوّلش این است که آدمى دست و پا و چشم و گوش خود را مهار کند که در جاى خود بسیار مهم و دشوار است و اگر کسى به همین مقدار هم نایل آید، البتّه پاک و پارسا و ممدوح است، ولى مراتب بالاتر از این هم هست، مرتبه بالاتر این است که زمام دل را هم به دست گرفته باشد و فکر هم داراى عفّت شده باشد و دوگانگى بیرون و درون رخت بربسته باشد و آدمى یکپارچه مجسّمه عفّت باشد، نه فکر بد و نه کار بد بکند، نه در عمل دور از خدا باشد، نه در قلب بیگانه با او، از همه جهت در مسیر او و در اختیار او قرار گیرد، این نفس عفیفه است این همان کسى است که به تعبیر مولاى متّقیان على علیهالسّلام هممرز و همنشین فرشتگان است، فرشتگان شهوت ندارند و چنانکه ذکر شده است موجوداتى هستند که نه در درون و نه در بیرون هیچگونه داعیهاى براى ارتکاب اُمور خلاف عفّت ندارند.شخص عفیف مىتواند خود را به این بزرگى برساند که از اندیشهها و خیالات ناپاک پیراسته باشد.
۱۴) عفاف زهد است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «العفافُ زهادهُ. پرهیزگارى زهد در دنیاست. [۲۲] یعنى ترک محرّمات بلکه مشتبهات، یعنى بىرغبتى در دنیا و حریص نبودن آن سبب پرهیزگاریست.
در ارتباط با بىرغبتى از دنیا کلام دلنشین از امام راحل (ره) نقل شده است که مىفرمایند: «پسرم! هیچگاه دنبال تحصیل دنیا، اگرچه حلال او باشد، مباش که حبّ دنیا گرچه حلالش باشد، رأس همه خطاهاست، چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیاى حرام مىکشد».
۱۵) عفّت تضعیف شهوت است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند:«العفهُ تُضَعِّفُ الشهوه».شارح غرر مىفرماید: عفّت یعنى نگاهداشتن بطن و فرج که ضعیف مىگرداند شهوت را، یعنى هرگاه کسى خود را به آن عادت داد، به تدریج شهوت و خواهش او ضعیف مىشود و به هواها و هوسها بىرغبت گردد.
۱۶) ثمرات عفّت:
۱- تضعیف شهوت: «درشماره ۱۵ توضیح آن گذشت»
۲- قناعت: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: ثمرهُ العفه القناعهُ.
۳- سبگى گناهان: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «مَنْ عَفّ خَفّ وِزْرُهُ وَعَظُمَ عنداللهِ قِدرُهُ».شارح غرر مىنویسد: هرکه از گناهان باز ایستد وزر او سبک شود و نزد خداوند بزرگ شود، وِزْر بکسر واو وسکون زاى به معنى گناه است و گرانى و در اینجا معنى دوّم مناسبتر است، یعنى (سبک شود) پشت او از گرانى که به سبب گناهان حاصل شده است.
۴- صفات نیکو: امام على علیهالسّلام مىفرمایند:«مَنْ عَفَّتْ اَطْرافُه حَسُنت اوصافُهُ «هرکس غفیف باشد، اطراف او نیکو باشد و اوصاف او»، یعنى هرکه باز ایستد از حرام اعضا و جوارح ظاهرى او، و خود را نگاه دارد از افعال بَد، نیکو باشد اخلاق و صفات او.
۵- عزّت و سربلندى: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «مَنْ اُتْحِفَ العِفّهَ و القناعهَ حالَفَه العِّزُ».
«هرکس تحفه داده شود و عفّت و قناعت را همسو کند عزّت با او همراه شود».
۶- خواهش بىجا ممنوع: امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «لَمْ یَتحلّ بالعفهِ مَنِ اشتهى مالا یَجدُِ». شارح غرر مىنویسد که: «زیور نیافته به عفّت کسى که خواهشى داشته چیزى را که نمىیابد». «عفّت» یعنى باز ایستادن از چیزهایى است که حرام باشد یا نیکو نباشد، و مراد این است که عفیف کامل، کسى است که خواهش غیر آنچه بیابد و داشته باشد، نداشته باشد.
۷-آنگاه که خدا خیر بنده را بخواهد:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «اذا اَرادَ اللهُ بعبدٍ خیراً اَعَفَّ بَطْنَهُ و فَرْجَهُ».«هرگاه خدا اراده کند به بنده خیرى را، عفیف مىگرداند شکم او را و فرج او را، یعنى لطفى چند نسبت به او مىکند که به واسطه آنها شکم و فرج او از حرام باز ایستد». در حدیث دیگرى از ایشان نقل شده، بعد از عبارت «بطنه» عن «الطعام» و بعد از «فرجه» «عن الحرام» آمده است.شارح غرر مىنویسد: مراد به طعام نیز طعام حرام است یا طعام زیاد و خوردن به اندازه پرکردن شکم مکروه است، به اعتبار اینکه سبب سنگینى بدن و کسالت در طاعت و عبادت مىشود و موجب غلبه خواب و بخار بر دماغ و مانع از تفکّر و تعقّل مىشود و مراد به «عفیف گردانیدن شکم و فرج» همان است که در فقره سابق ذکر شد.
۸- عفاف سبب پاکیزگى اعمال مىشود:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «بالعَفافِ تزکُوا الاعمال». شارح غرر مىنویسد: به وسیله پرهیزگارى و دورى از حرام پاکیزه مىگردد. عملها را یعنى طاعات و عبادات قبول مىشود، چنانکه حق تعالى فرمود: «انما یتقبل اللهُ من المتقین». «یعنى قبول نمىکند خدا مگر از پرهیزگاران». و مراد قبول کامل است و ممکن است «تزکوا» پاکیزه مىگردد» نباشد، بلکه به معنى «افزایش مىکند» باشد و مراد این باشد که به سبب پرهیزگارى افزایش پیدا مىکند، اجر و ثواب عملها زیاد مىگردد، یعنى عبادتى که با پرهیزگارى باشد، اجر و ثواب آن زیاد باشد. از همان عبادت هرگاه غیر پرهیزگار بکند.
۹- تاج مرد عفّت اوست:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «تاجُ الرجلِ عفافُهُ و زینَهُ اِنصافه».شارح غرر مىنوسید: فرمود افسر مرد عفّت اوست و زینت او انصاف اوست. یعنى همین که کسى انصاف دارد و ظلم و جورى بر کسى روا ندارد، این زینتى است از براى او، امّا بهترین زینتها و آنچه از براى او به منزله تاج پادشاه هست عفّت است، یعنى دورى گزیدن از آنچه حلال نباشد.
۱۰- عفّت دلیل غیرت است:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «دلیلُ غیرهِِ عفتُهُ». شارح غرر مىنویسد: دلیل غیرت مرد عفّت اوست، «غیرت» به معنى ننگ داشتن از نقصها و عیبهاست و «عفّت» به معنى ترک حرامهاست، و مراد این است که: هرکه را عفّت باشد این نشان غیرت اوست و هرکه را عفّت نباشد آن نشان بىغیرتى اوست، زیراکه بىغیرتى زیاده از این نباشد که مرتکب حرام شود و از آن نقص و عیب ننگ نداشته باشد.
۱۱-شت را به بها دهند نه به بهانه:امام على علیهالسّلام مىفرمایند: «کَما تَشْتَهى عَفَّ».شارح غرر مىنویسد: آنچنان که خواهش دارى عفیف باش، یعنى به اندازه آنچه خواهش رستگارى در آخرت و بهشت و آلا و نعماى آن دارى عفیف باش و بازدار خود را از حرامها.
۱۲-آنچه از عفّت منشعب مىشود:درحدیث مفصّلى آمده که راهبى معروف به «شمعون لاوى بن یهودا» که جدّش یهودا از حواریّین حضرت عیسى علیه السّلام بود. خدمت پیامبر صلّى الله علیه و آله رسیده و مسائل بسیارى پرسید و همه را پاسخ شنید. و در نتیجه ایمان آورد و نبوّت ایشان را تصدیق کرد، ما از این حدیث تنها به محل حاجت اکتفا مىکنیم. «و امّا العفافُ فَیَنْشَعِبُ منه الرضا و الاستکانه و الخطُ و الرّحه و التفقدُ و الخشوعُ و التذکرُ و التفکرُ و الجودُ و السخاءُ فهذا ما یتشعّب للعاقل لِعفافه باللهِ و بقسمِهِ
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۲/۲۷ ساعت 18:31 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران