برترین عبادت:عفاف برترین عبادت است. از امام صادق علیه السّلام نقل شده، که امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده‏اند: «أَفْضَلُ العباده العِفافُ. عفاف برترین عبادت است».

۲)اجر و پاداش عفاف:
پاداش عفیف در حدّ پاداش شهید بیان شده است. وجود مبارک امیرالمؤمنین علی علیه السّلام مى‏فرمایند: «ما المجاهدُ الشهیدُ فیِ سبیلِ اللهِ با عظمَ اَجرْاً مِمَّنَ قَدَرَ ضعفّ لَکاد العفیفُ اَنْ یَکونَ مَلَکاً من الملائکه.مجاهد شهید در راه خدا از نظر اجر از کسی که قادر به «گناه» است و عفّت می‏ورزد، بالاتر نیست، انسان عفیف نزدیک است که فرشته‏ای از فرشتگان شود».
به نظر مى‏رسد که این پاداش بزرگ به خاطر دشوارى مبارزه با نفس است. آن هم در مقابل مسائل جنسی که کارى بسیار سخت و مشکل است، به همین خاطر است که پیامبر عظیم‏الشأن صلّى الله علیه و آله مى‏فرمایند: «اَکْثَرُ ما تَلجُ به اُمتی النّارَ الاجوفانِ: البطنُ و الفرجُ».بیشتر چیزى که امّتم را به دوزخ در آورد، دو میان خالى است یعنى شکم و فرج».
حال اگر کسى چنین توفیقى پیدا کند، باید از چنان اجرى برخوردار باشد که «اَفضَلُ الاعمال احمزها». برترین اعمال مشکل‏ترین آن‏هاست.

۳)عفّت و پاکدامنى منشأ تمام خوبى‏هاست:على علیه السلام مى‏فرمایند: «اَلْعِفهُ راسُ کُلَّ خیرٍ. سرچشمه تمام خوبیها عفّت است».
شارح غرر مرحوم خوانسارى در این باره مى‏نویسد، عفّت یعنى بازداشتن خود از آن‏چه حلال نباشد بالاخص عفّت بطن و فرج که استعمال عفّت در خصوص آن شایع شده سَرِ هر خیرى است، یعنى هیچ خیرى بى‏آن یافت نمى‏شود، چنان‏که حیوان بى‏سر نباشد، یا این‏که رکن مقدّم هر خیرى است، چنان‏که سر هر جزء مقدّم آن است و بر هر مقدّم غرض مبالغه در امر به آن است.

۴)عفاف بهترین اخلاق است:على علیه السّلام مى‏فرمایند: «العفاف اَفضَلُ شیمهٍ. پرهیزگارى و باز ایستادن از آن‏چه حلال نباشد، برترین خصلت است».

۵)پاکدامنى و عفاف زینت فقر است:على علیه السّلام مى‏فرمایند: «العفافُ زینهُ الفقرِ. پاکدامنى زینت و آرایش فقر است». و ایشان در سخن دیگرى مى‏فرمایند: «لا فاقهَ معَ عفافٍ». شارح غرر مى‏نویسد نیست درویشى با عفافى، «عفاف» به معنى باز ایستادن از حرام است و مراد این است که درویشى که با عفاف باشد و صاحب آن صبر کند بر آن و به سبب آن خود را در حرامى نیاندازد، آن درویشى نیست بلکه بهترین توانگرى است، زیرا که توانگرى اخروى است.

۶) عفیف اولین کسى است که وارد بهشت مى‏شود:پیامبر صلّى‏الله علیه و آله مى‏فرمایند: «اوّل من یدخل الجنه شهید ..... و رجل عفیف متعفف و عباده اولین کسى که وارد بهشت مى‏شود، شهید است .... و پاکدامن و اهل عبادت است».

۷) عفیف جوانمرد است:از امام حسن علیه السّلام درباره جوانمردى سؤال شد که فرمودند:«العفاف فى‏الدین و حسن التقدیر فى‏المعیشه و الصبر على النائبه.على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: اَلعفهُ افضلُ الفتوهِ پرهیزگارى علامت بارز جوانمردى است».در بعضى از نسخ به عوض «افضل» «اصل» واقع شده است، که در این صورت ترجمه این مى‏شود که پرهیزگارى اصل و بیخ جوانمردى است.

۸) عفیف را خدا دوست دارد:رسول اکرم ص فرمودند: «اِنّ اللهَ یحب الحىَّ المُتعفف‏خداوند عفیف شرمنده را دوست دارد».
در همین مورد از امام على علیه السّلام نقل شده : «ان الله سبحانه یحب المتَعَفِّف اَلحیّى التَّقى الراضى» به درستى خداوند که پاک است او، دوست مى‏دارد عفیف شرمناک و پرهیزگار خشنود را»، مراد به «عفیف» چنان‏که مکرر ذکر شد، کسى است که خود را باز دارد از آن‏چه حلال نباشد و ذکر «پرهیزگار» بعد از آن به منزله تأکید آن است و مراد به «خشنود، خشنود به قضاى حق تعالى است و راضى به آن‏چه بهره و نصیب او کرده از ارزاق و غیر آن.

۹) عفّت خوى زیرکان و غلبه حرص خصلت ناپاکان است:از امام على علیه السّلام نقل شده که فرمودند: «العفه شیمهُ الاکیاسِ‏ِ» باز ایستادن از آن‏چه حلال نباشد خصلت زیرکان است، زیرا که هیچ عاقلى و زیرکى از براى لذّت یک لحظه یا دو روزه عمر کارى نکند که مستحقّ عذاب الهى و داخل شدن در آتش جهنم شود.از پیامبر صلّى‏الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «امَنْ قارَفَ ذنباً فارقه عقل لا یَرجع ابداً» یعنى کسى که مرتکب گناهى مى‏شود عقلى از او خارج مى‏شود که هیچ‏گاه برگشت ندارد؛ لذا در عاقل بودن گناهکاران باید تردید کرد».

۱۰) پاکدامنى زکات جمال است:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «زکاهُ الجمالِ العفافُ» شارح غرر مى‏نویسد، زکات جمال یعنى زیبایى و نیکویى صورت عفاف است، یعنى باز ایستادن از محرّمات و مراد این است که عفاف باعث پاکیزگى جمال و افزایش آن مى‏شود.

۱۱) پاکدامنى بهترین همنشینى است:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «علیک بالعفاف فانهانِعْم القرین».شارح غرر مى‏نویسد: لازم باش عفّت را پس به درستى که آن نیکو همنشینى است، عفّت چنان‏که مکرّر ذکر شد به معنى باز ایستادن از حرام‏هاست.

۱۲) نسبت به زنان مردم عفّت ورزید، تا زنانتان خائن نشوند:امام صادق علیه السّلام مى‏فرمایند: «و عِفُّوا عَنْ نِساءِ الناسِ تَعِفَّ نِساوکُمْ‏ به زنان مردم خیانت نکنید تا زنانتان خائن نشوند».

۱۳) پاکدامنى ا زصفات پارسایان است:امام على علیه‏السّلام در خطبه همام مى‏فرمایند: اَنْفسَهم عفیفه پارسایان نفوسشان عفیف است؛ «نفس عفیف» آن است که نه تنها عملاّ خویشتندارى مى‏کند و مرتکب محرمات نمى‏شود، بلکه از نظر فکرى همچنان خود را سامان داده است که بعضى از افکار در درون او نمى‏روید. عفّت مراتب دارد، مرتبه اوّلش این است که آدمى دست و پا و چشم و گوش خود را مهار کند که در جاى خود بسیار مهم و دشوار است و اگر کسى به همین مقدار هم نایل آید، البتّه پاک و پارسا و ممدوح است، ولى مراتب بالاتر از این هم هست، مرتبه بالاتر این است که زمام دل را هم به دست گرفته باشد و فکر هم داراى عفّت شده باشد و دوگانگى بیرون و درون رخت بربسته باشد و آدمى یک‏پارچه مجسّمه عفّت باشد، نه فکر بد و نه کار بد بکند، نه در عمل دور از خدا باشد، نه در قلب بیگانه با او، از همه جهت در مسیر او و در اختیار او قرار گیرد، این نفس عفیفه است این همان کسى است که به تعبیر مولاى متّقیان على علیه‏السّلام هم‏مرز و همنشین فرشتگان است، فرشتگان شهوت ندارند و چنان‏که ذکر شده است موجوداتى هستند که نه در درون و نه در بیرون هیچ‏گونه داعیه‏اى براى ارتکاب اُمور خلاف عفّت ندارند.شخص عفیف مى‏تواند خود را به این بزرگى برساند که از اندیشه‏ها و خیالات ناپاک پیراسته باشد.

۱۴) عفاف زهد است:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «العفافُ زهادهُ. پرهیزگارى زهد در دنیاست. [۲۲] یعنى ترک محرّمات بلکه مشتبهات، یعنى بى‏رغبتى در دنیا و حریص نبودن آن سبب پرهیزگاریست.
در ارتباط با بى‏رغبتى از دنیا کلام دلنشین از امام راحل (ره) نقل شده است که مى‏فرمایند: «پسرم! هیچ‏گاه دنبال تحصیل دنیا، اگرچه حلال او باشد، مباش که حبّ دنیا گرچه حلالش باشد، رأس همه خطاهاست، چه خود حجاب بزرگ است و انسان را ناچار به دنیاى حرام مى‏کشد».

۱۵) عفّت تضعیف شهوت است:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند:«العفهُ تُضَعِّفُ الشهوه».شارح غرر مى‏فرماید: عفّت یعنى نگاه‏داشتن بطن و فرج که ضعیف مى‏گرداند شهوت را، یعنى هرگاه کسى خود را به آن عادت داد، به تدریج شهوت و خواهش او ضعیف مى‏شود و به هواها و هوسها بى‏رغبت گردد.

۱۶) ثمرات عفّت:
۱- تضعیف شهوت: «درشماره ۱۵ توضیح آن گذشت»
۲- قناعت: امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: ثمرهُ العفه القناعهُ.
۳- سبگى گناهان: امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «مَنْ عَفّ خَفّ وِزْرُهُ وَعَظُمَ عنداللهِ قِدرُهُ».شارح غرر مى‏نویسد: هرکه از گناهان باز ایستد وزر او سبک شود و نزد خداوند بزرگ شود، وِزْر بکسر واو وسکون زاى به معنى گناه است و گرانى و در این‏جا معنى دوّم مناسب‏تر است، یعنى (سبک شود) پشت او از گرانى که به سبب گناهان حاصل شده است.
۴- صفات نیکو: امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند:«مَنْ عَفَّتْ اَطْرافُه حَسُنت اوصافُهُ‏ «هرکس غفیف باشد، اطراف او نیکو باشد و اوصاف او»، یعنى هرکه باز ایستد از حرام اعضا و جوارح ظاهرى او، و خود را نگاه دارد از افعال بَد، نیکو باشد اخلاق و صفات او.
۵- عزّت و سربلندى: امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «مَنْ اُتْحِفَ العِفّهَ و القناعهَ حالَفَه العِّزُ».
«هرکس تحفه داده شود و عفّت و قناعت را همسو کند عزّت با او همراه شود».
۶- خواهش بى‏جا ممنوع: امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «لَمْ یَتحلّ بالعفهِ مَنِ اشتهى مالا یَجدُِ». شارح غرر مى‏نویسد که: «زیور نیافته به عفّت کسى که خواهشى داشته چیزى را که نمى‏یابد». «عفّت» یعنى باز ایستادن از چیزهایى است که حرام باشد یا نیکو نباشد، و مراد این است که عفیف کامل، کسى است که خواهش غیر آن‏چه بیابد و داشته باشد، نداشته باشد.

۷-آن‏گاه که خدا خیر بنده را بخواهد:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «اذا اَرادَ اللهُ بعبدٍ خیراً اَعَفَّ بَطْنَهُ و فَرْجَهُ».«هرگاه خدا اراده کند به بنده خیرى را، عفیف مى‏گرداند شکم او را و فرج او را، یعنى لطفى چند نسبت به او مى‏کند که به واسطه آن‏ها شکم و فرج او از حرام باز ایستد». در حدیث دیگرى از ایشان نقل شده، بعد از عبارت «بطنه» عن «الطعام» و بعد از «فرجه» «عن الحرام» آمده است.شارح غرر مى‏نویسد: مراد به طعام نیز طعام حرام است یا طعام زیاد و خوردن به اندازه پرکردن شکم مکروه است، به اعتبار این‏که سبب سنگینى بدن و کسالت در طاعت و عبادت مى‏شود و موجب غلبه خواب و بخار بر دماغ و مانع از تفکّر و تعقّل مى‏شود و مراد به «عفیف گردانیدن شکم و فرج» همان است که در فقره سابق ذکر شد.

۸- عفاف سبب پاکیزگى اعمال مى‏شود:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «بالعَفافِ تزکُوا الاعمال». شارح غرر مى‏نویسد: به وسیله پرهیزگارى و دورى از حرام پاکیزه مى‏گردد. عملها را یعنى طاعات و عبادات قبول مى‏شود، چنان‏که حق تعالى فرمود: «انما یتقبل اللهُ من المتقین». «یعنى قبول نمى‏کند خدا مگر از پرهیزگاران». و مراد قبول کامل است و ممکن است «تزکوا» پاکیزه مى‏گردد» نباشد، بلکه به معنى «افزایش مى‏کند» باشد و مراد این باشد که به سبب پرهیزگارى افزایش پیدا مى‏کند، اجر و ثواب عمل‏ها زیاد مى‏گردد، یعنى عبادتى که با پرهیزگارى باشد، اجر و ثواب آن زیاد باشد. از همان عبادت هرگاه غیر پرهیزگار بکند.

۹- تاج مرد عفّت اوست:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «تاجُ الرجلِ عفافُهُ و زینَهُ اِنصافه».شارح غرر مى‏نوسید: فرمود افسر مرد عفّت اوست و زینت او انصاف اوست. یعنى همین که کسى انصاف دارد و ظلم و جورى بر کسى روا ندارد، این زینتى است از براى او، امّا بهترین زینت‏ها و آن‏چه از براى او به منزله تاج پادشاه هست عفّت است، یعنى دورى گزیدن از آن‏چه حلال نباشد.

۱۰- عفّت دلیل غیرت است:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «دلیلُ غیرهِِ عفتُهُ». شارح غرر مى‏نویسد: دلیل غیرت مرد عفّت اوست، «غیرت» به معنى ننگ داشتن از نقص‏ها و عیب‏هاست و «عفّت» به معنى ترک حرام‏هاست، و مراد این است که: هرکه را عفّت باشد این نشان غیرت اوست و هرکه را عفّت نباشد آن نشان بى‏غیرتى اوست، زیراکه بى‏غیرتى زیاده از این نباشد که مرتکب حرام شود و از آن نقص و عیب ننگ نداشته باشد.

۱۱-شت را به بها دهند نه به بهانه:امام على علیه‏السّلام مى‏فرمایند: «کَما تَشْتَهى عَفَّ».شارح غرر مى‏نویسد: آن‏چنان که خواهش دارى عفیف باش، یعنى به اندازه آن‏چه خواهش رستگارى در آخرت و بهشت و آلا و نعماى آن دارى عفیف باش و بازدار خود را از حرام‏ها.

۱۲-آن‏چه از عفّت منشعب مى‏شود:درحدیث مفصّلى آمده که راهبى معروف به «شمعون لاوى بن یهودا» که جدّش یهودا از حواریّین حضرت عیسى علیه السّلام بود. خدمت پیامبر صلّى الله علیه و آله رسیده و مسائل بسیارى پرسید و همه را پاسخ شنید. و در نتیجه ایمان آورد و نبوّت ایشان را تصدیق کرد، ما از این حدیث تنها به محل حاجت اکتفا مى‏کنیم. «و امّا العفافُ فَیَنْشَعِبُ منه الرضا و الاستکانه و الخطُ و الرّحه و التفقدُ و الخشوعُ و التذکرُ و التفکرُ و الجودُ و السخاءُ فهذا ما یتشعّب للعاقل لِعفافه باللهِ و بقسمِهِ