سيماي بهشت و بهشتيان در سخن علي (عليهالسلام)
سوگند به خدا، موسي (عليهالسلام) از خدا جُز نانِ خوردن نخواسته بود؛ زيرا گياه ميخورد و به جهت لاغري و كمي گوشت، سبزي گياه از نازكي پوست دروني شكمش ديده ميشد و اگر بخواهي سوم بار پيروي كني، از حضرت داود (عليهالسلام) كه داراي مزامير زبور بود و خوانندهي اهل بهشت است پيروي كن. او به دست خود از ليف خرما زنبيلها ميبافت و به همنشينان خود ميگفت: كدام يك از شما در فروختن آنها مرا كمك ميكنيد، و از بهاي آنها خوراك او يك دانهي نان جو بود، و اگر خواهي پيروي از عيسي بن مريم (عليهالسلام) را بگويم كه هنگام خوابيدن سنگ را زير سر گذاشته بالش قرار ميداد و جامهي زِبر ميپوشيد و طعام خشن ميخورد و نان خورش او گرسنگي بود (هنگام شدت گرسنگي غذا ميخورد تا از خوردن آن لذت ببرد و به نان خورش نيازمند نباشد) و چراغ او در شبْ روشنايي ماه بود و سايه بان او در زمستان جايي بود كه آفتاب ميتابيد يا فرو ميرفت (خانهاي نداشت). ميوه و سبزي او گياهي بود كه زمين... ميرويانيد.[1]
امير مؤمنان (عليهالسلام) در وصف و چگونگي بهشت ميفرمايد: اگر به ديدهي دل
ببيني آنچه براي تو از بهشت وصف ميشود و در آن تأمل و انديشه كني، هر آينه نفس تو
از آنچه در اين دنياست از خواهشها و خوشيها و آرايشهاي آن كه در نظر جلوهگر
است دوري ميكند و با تأمل و انديشه، در صداي به هم خوردن برگهاي درختهايي كه بر
كنار جويهاي بهشت ريشههاي آنها در تلّههاي مشك پنهان گشته است سرگردان ميماند.
همچنين در آويخته بودن خوشههاي مرواريد تر و تازه در شاخههاي نازك و ستبر و در
نمايان شدن آن ميوههاي رنگارنگ در پوست شكوفههاي آن درختها كه بيرنج و بدون
رفتن بالاي درخت يا افكندن به وسيله سنگ و چوب، چيده ميشود و طبق آرزوي چيننده در
دسترس او قرار ميگيرد و براي اهل بهشت در پيش قصرهاي آن عسلهاي پاك و پاكيزه و
شربتهاي تصفيه شده گردش داده ميشود، تا هر كه بخواهد بياشامد.
با سلام و درود به همه منتظران