اين نظريه را کنار بگذاريد که همسر آينده‌ي شما به طور کامل با آن‌چه اکنون در خانواده‌اش مشاهده مي‌کنيد ، فرق خواهد کرد. افراد همان گونه که تربيت شده‌اند ، رفتار مي‌کنند. البته بايد متذکر شد که افراد شخصيت ثابت و مطلقي ندارند اما اين تغييرها بيشتر در سال‌هاي آينده‌ رخ خواهد داد. مي‌توانيد به‌طور کامل مطمئن باشيد که نظريه‌ها ، نگرش‌ها، اخلاق و سبک زندگي که همسر شما در آن رشد يافته ، بخشي از ارتباطي مي‌شود که شما در سال‌هاي‌ آينده، پيش رو خواهيد داشت. بنابراين شباهت‌ها، تضادها و در کل، کسب هر گونه آگاهي، باعث استحکام و تداوم زندگي آينده مي‌شود.


ندانستن در دوران نامزدي، خوشبختي نمي‌آورد!

بسياري از ما، قبل از شروع يک رابطه، حتي به اندازه‌ي زماني که مي‌خواهيم يک جفت کفش بخريم نيز سوال نمي‌کنيم و با اين اشتباه، فرصت کشف بسياري از موردهاي اخلاقي شريک‌مان را از دست مي‌دهيم و اين مساله، اهميتي حياتي در سرنوشت ازدواج ما دارد.

در اين جا به برخي از دليل‌هاي اينکه چرا در شروع يک رابطه، سوال‌هاي کافي نمي‌پرسيم، اشاره مي‌کنيم:

- عاشق شدن، يک تجربه‌ي رمانتيک است اما سوال کردن و مصاحبه با همسر، چنين نيست.

- نمي‌خواهيم جواب‌ها را بدانيم چون ممکن است جواب‌هاي مناسبي نشنويم.

- ممکن است از اين که نامزدمان سوال‌هايي بپرسد ، هراس داشته باشيم.

هر چه در مورد فردي اطلاعات بيشتري داشته باشيد ، بهتر مي‌توانيد تصميم بگيريد که آيا براي شما همسر خوبي خواهد بود يا نه.

جدا از سه دليل بالا، حقيقتي که راجع به عشق و تمامي زندگي وجود دارد ، اين است که:

هر چه در مورد فردي اطلاعات بيشتري داشته باشيد ، بهتر مي‌توانيد تصميم بگيريد که آيا براي شما همسر خوبي خواهد بود يا نه. هر چه اطلاعات‌تان کمتر باشد ، احتمال عصبانيت، نااميدي و دل‌شکستگي شما، بيشتر خواهد بود.

تعدادي از موضوع‌هايي که بايد در مورد آنها از نامزدتان (همسر آينده‌ي خود) سوال‌هايي بپرسيد ، عبارتند‌از:

- وضعيت خانوادگي و کيفيت روابط خانوادگي او

- درس‌هاي آموخته شده از تجربه‌هاي زندگي او

- اخلاقيات (اصول و نظام اخلاقي) و ارزش‌هاي او

- نگرش و طرز برخورد او در مواجهه با عشق، تعهد و برقراري ارتباط

- فلسفه‌ي روحي و مذهبي او

- هدف‌هاي زندگي فردي و شغلي (حرفه‌اي) او

- در صورت داشتن رابطه‌هاي قبلي، دليل‌هاي به هم خوردن آنها

- و پاره اي سوال‌هاي مفيد ديگر...

در دوران نامزدي، کنجکاوي‌ها و کسب اطلاعات پسر، بيشتر حول اين محور است که آيا اين دختر، مي‌تواند قلب تپنده‌ي خانه‌اش باشد و به کانون خانواده‌اش، گرمي و صفا ببخشد يا خير؟! چرا که ازدواج، هم‌چون موجود زنده‌اي است که وجود «مغزي متفکر» و «قلبي تپنده» براي ادامه‌ي حيات آن ضروري است و در صورت عدم تعادل اين دو، ازدواج به ناکامي مي‌انجامد!

تعهد واقعي، يک حلقه‌ي ازدواج ، عقدنامه يا سند ازدواج يا سال‌هايي نيست که با يکديگر زندگي کرده‌ايد بلکه رفتار شماست در تک تک روزهاي زندگي‌تان با فردي که دوستش داريد.

تعهد به خود و همسر آينده‌تان در دوران نامزدي

با طي شدن دوران نامزدي و آغاز زندگي مشترک، هر يک از زوج‌ها بايد همواره اين جمله را در نظر داشته باشند که: «من خود را براي زندگي، آماده و همسر خود را انتخاب نموده‌ام. از حالا به بعد ، تنها هدف من بايد شاد کردن همسري باشد که انتخابش کرده‌ام و او مرا دوست دارد...» بنابراين من قول مي‌دهم:

- او را هميشه آن‌گونه که هست، دوست بدارم و هرگز از او نخواهم فردي باشد که نيست.

- خودم را دوست بدارم زيرا هر چه خودم را بيشتر دوست داشته باشم، عشق بيشتري مي‌توانم نثار او کنم.

- به احساس‌هاي او توجه کنم و بدون قضاوت کردن، به سخنانش گوش فرا دهم.

- به اين حقيقت که فکرها و عقيده‌هاي او شايد با من تفاوت داشته باشد ، احترام بگذارم اما از حقيقت و ارزش او همان‌قدر دفاع کنم که از مال خودم دفاع مي‌کنم.

- تحسين، احترام و قدرداني از او را به‌عنوان انسان، بر زبان آورم و نشان دهم.

- به نياز روحي و جسمي او براي نزديکي بيشتر به او، توجه نشان دهم.

- به احساسات خودم توجه و به آنها افتخار کنم و آنها را با او سهيم شوم.

- با او همچون مهم‌ترين فرد زندگي‌ام رفتار کنم چون او مهم‌ترين فرد زندگي‌ام است.