روزى ابوهریره نزد علی علیه السلام آمد و سخنانى ناروا درباره آن حضرت‏ گفت و به گونه‏اى کلمات خود را ادا مى‏کرد که به امام بشنواند. فرداىِ آن ‏روز هم شرفیاب شد و حوائج خود را درخواست نمود، امام هم، همه آنهارا برآورده ساخت.
این عمل براى اصحاب آن حضرت ناخوشایند و گران به نظر رسید و به عرض رساندند.
فقال: إنّی لأستحیی أنْ یغلب جهله علمی و ذنبه عفوی و مسألته‏ جودی.(۱۵۳)
فرمود: من حیا مى‏کنم از این که جهلِ او بر علمِ من، و گناهِ او بر عفوِ من و سؤال او بر جودِ من غلبه کند.