راههاي ترک گناه ؟
سراغ انسان مىآيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مىنمايد و بعد از شوق ارادهى عمل سپس خود گناه محقق مىشود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمىگردد.
3- اشتغال به برنامه شبانهروزى: حتما بايد شبانهروز خود را با برنامهريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسههاى نفس و شيطان به سراغ انسان مىآيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مىكشاند قال اميرالمؤمنين على(ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مىكند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مىكشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادتپرور، ج 1، ص 544، ح 4).
4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مىكند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كمرنگ مىشود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شكم پر شود طغيان مىكند، (المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150).
مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمىكند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنجشنبه باشد نه بيشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.
5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزشهايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركتهاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
6- فكر در مرگ: اين يكى ديگر از چيزهاى بسيار مفيد است كه فكر گناه را يا از بين مىبرد و يا كم مىكند كه اين به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال اميرالمؤمنين على(ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايىها را»، (الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادتپرور، ج 2، ص 159).
ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مىسازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مىدارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانهروزى نيمساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيتهاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مىفرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مىگذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مىسازد و از تمام تلخ و شيرينىها وداع مىكند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مىبخشد كه هر چه دقيقتر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاينرو پىگير زمان نتيجه نبايد بود فقط هم و غمّ صرف عمل به دستورات شود.
كتب زير سفارش مىشود:
1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى.
2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى.
3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى.
معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعملهاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود.
آثار ترک گناه براي شخص و جامعه
برکات عظيم نماز شب شامل حال کسي مي شود که از آن پس , مرتکب گناه نشود . اگر انسان مرتکب گناه شود, از نماز شب و برکات آن محروم مي گردد و در خواندن نماز شب وبيدار شدن در دل شب توفيق نمي يابد . مردي مي خواست نماز شب بخواند اما نمي توانست از خواب برخيزد . از امير مومنان علي ( عليه السلام) علت را پرسيد :
« اي امير مومنان . من از نماز شب محروم شده ام . حضرت علي ( عليه السلام) فرمود : تو مردي هستي که گناهانت تو را به قيد و زنجير کشانده اند . » بنابراين اگر انسان مرتکب گناه نشود , به برکات نماز شب نائل مي گردد . همچنين فردي نزد سلمان فارسي آمد و پرسيد , « من بر نماز شب قدرت ندارم [دلم مي خواهد , ولي نمي توانم ] فرمود: روز گناه نکن [ تا در شب بتواني از خواب به پا خيزي و توفيق خواندن نماز شب را بيابي »
يکي از علماي بحرين , که داراي محاسن سفيدي بود , براي من نقل کرد که : يک سال , دشمنان به يکي از مناطق بحرين حمله کردند و همه مهمات و تجهيزات خود را براي تصرف آن بکار گرفتند . اما آن منطقه نفوذ ناپذير بود , در حالي که مردم آن منطقه نيز از نظر عده ضعيف بودند . فرمانده دشمنان گفت , در اين منطقه رازي وجود دارد که بايد به آن پي ببريم , جاسوسي را به آن منطقه فرستاد . وي علت آنرا از فردي پرسيد . مرد بحريني به جاسوس گفت : چون در ميان ما گناه نيست و حکم خدا را جاري مي کنيم , در نتيجه , دست خدا بالاي سر ما است و تا خداوند ياري دهنده ما است , شما موفق نمي شويد .
فرمانده , پس از شنيدن ماجرا , براي آلوده کردن آنان چاره جوئي کرد روزي به حاکم آن منطقه پيام داد که ما از جنگ به اين منطقه صرف نظر کرديم . به اين شرط که هر يک از شما يک دانه تخم مرغ به ما بدهد تا دست خالي نرويم . مردم پذيرفتند و هر کدام , يک تخم مرغ به وسط ميدان شهر آوردند و در نتيجه توده بزرگي از تخم مرغ به وجود آمد . آنگاه فرمانده پيام داد که از بردن تخم مرغها نيز پشيمان شده ايم و جنگ را رها مي کنيم . هر کس تخم مرغ خودش را بردارد . مردم در گرفتن تخم مرغ , ازيکديگرپيشي مي گرفتند و هر يک , تخم مرغ درشت تر را برمي داشت و به سهم و حقوق خود توجهي نداشت . به اين ترتيب مردم به حرام آلوده شدند . فرمانده دشمنان , پس از آن جريان , با يک حمله , منطقه را تصرف کرد . مردم پرسيدند , چه نقشه اي در کار بود ؟ فرمانده گفت : تا شما با خدا بوديد نفوذ ناپذير بوديد . اما وقتي که به گناه و خوردن مال مردم آلوده شديد آسيب ناپذير گشتيد .
چگونه مي توانيم به هنگام گناه ، خود را کنتر ل کنيم؟
پاسخ:در اين زمينه بايد چند چيز را دقيقا و حتما بدون سهلانگارى انجام داد:
1- تصميم جدي و قاطع بر گناه نكردن؛ تا انسان عزم راسخ بر ترك گناه نداشته باشد، چندان توفيقي در عدم ارتكاب گناه به دست نمي آورد.
2- ترك زمينه گناه: پيشگيرى از گناه آسان ترين راه مبارزه با گناه است . جوانى كه مى خواهد گناه نكند بايد خود را از صحنه هاى گناه دور نگه دارد.
اين خود زيرمجموعهاى دارد كه مهمترين آن عبارت از است:
* كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلاً هر آنچه كه شهوتانگيز است، نگاه شود. امام صادق(ع)مي فرمايد: «النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله؛ نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، (1)
تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.
* كنترل گوش: بايد از شنيدنىهايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينهساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوتانگيز نامحرم و...
* ترك مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مىشوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد.
حضرت سجاد(ع) از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»،(2)
البته اينها از مهمترين زمينههاى گناه هستند كه بايد ترك شوند. ولي به طورکلي هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مىكند بايد ترك شود.
3- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد. ازاينرو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مىآيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مىنمايد و بعد از شوق ارادهى عمل سپس خود گناه محقق مىشود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمىگردد.
4- اشتغال به برنامه شبانهروزى: حتما بايد شبانهروز خود را با برنامهريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيم و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيم تا نفس، ما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسههاى نفس و شيطان به سراغ انسان مىآيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مىكشاند قال اميرالمؤمنين على(ع): «ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مىكند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مىكشاند»،(3)
5- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مىكند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كمرنگ مىشود. عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شكم پر شود طغيان مىكند،(4). مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمىكند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.
تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنجشنبه باشد نه بيشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.
6- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزشهايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركتهاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.
7- فكر مرگ: اين يكى ديگر از چيزهاى بسيار مفيد است كه فكر گناه را يا از بين مىبرد و يا كم مىكند كه اين به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال اميرالمؤمنين على(ع): «اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛ ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايىها را»،(5) ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مىسازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مىدارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً :اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانهروزى نيمساعت باشد كافى است. ثانيا: در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيتهاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مىفرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مىگذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مىسازد و از تمام تلخ و شيرينىها وداع مىكند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد.
8- توجه كامل به اين كه خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتي بر خطورات قلبي ما (در دل مي گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنين يقيني داشته باشد، خجالت مي كشد گناه كند و از دستورهاي خالقش سرپيچي نمايد. براي اين كه انسان به چنين توجهي موفق شود، هميشه به ياد خدا بودن بسيار سودمند است. اين كه گفته مي شود انسان بايد هميشه به ياد خدا باشد، بدين خاطر است كه با ياد خدا انسان از مهلكات دور مي شود و به عوامل سعادت نزديك مي گردد. علي(ع) فرمود: «خدا را در همه جا ياد كنيد، زيرا در همه جا با شما است». (6) حضرت در حديث ديگر فرمود: «ذكر دو گونه است: ياد خدا به هنگام مصيبت و بهتر از آن ياد خدا در رويارويي با حرام است كه اين ياد خدا مانع از ارتكاب حرام مي شود».(7) قرآن فرموده است: «آيا (او كه اهل گناه و شرك است) ندانست كه خدا مي بيند».(8)
9- تفكر در عواقب زيان بار گناه: اگر انسان توجه كامل داشته باشد كه معصيت افزون بر آثار سوء دنيوي، چه عذاب هاي غير قابل تحمل اُخروي به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوري مي جويد.
قرآن مي فرمايد: « هر كس به خداي خود با حالت گناه وارد شود، جزاي او جهنمي است كه در آن جا نه مي ميرد و نه زنده مي ماند».(9) در آيه ديگر فرمود: «(در روز قيامت) گناهكار دوست دارد كه فرزندان، زن، برادر، همة خويشان و همة اهل زمين را فدا مي كرد تا از عذاب نجات مي يافت، (ولي) چنين نيست، (بلكه) آن آتش شعله كش است و ...».(10) در جاي ديگر فرمود: «در روز قيامت كافر گويد: اي كاش خاك بودم».(11)
10- مقايسه بين بهشت و جهنم. اگر انسان يك مطالعه اجمالي در آيات و روايات اهل بيت(ع) در مورد نعمت هاي بهشتي و عذاب هاي جهنمي داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پيدا مي كند و از جهنم مي ترسد در نتيجه مرتكب گناه نمي شود. در اين زمينه مطالعه جلد شش كتاب پيام قرآن اثر آيت الله مكارم شيرازي بسيار مفيد است. قرآن در مقايسه بين ثواب و عذاب اخروي مي فرمايد: «وصف بهشتي كه به پرهيزكاران وعده داده شده (چنين است) كه در آن، جوي هايي از آب گوارا، و جوي هايي از شيري كه مزه اش تغيير ناپذير است، و جوي هايي از شراب لذت بخش براي آشامندگان، و جوي هايي از عسل پاكيزه (وجود دارد) و براي شان در آن جا همه گونه ميوه هست، نيز آمرزشي از جانب پروردگارشان. (آيا چنين كسي) همانند كسي است كه جاودانه در آتش است و به آنان آبي جوشان نوشانده مي شود كه دل و روده هاي شان را پاره پاره مي كند؟!».(12)
اميرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون كسي است كه بهشت عالي را به گناه پست بفروشد».(13)
11- باور كردن اين كه شيطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتي انسان يقين پيدا كرد كه اينان دشمن اويند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمي كند. قرآن مي فرمايد: «اي بني آدم، آيا با شما پيمان نبسته بودم كه شيطان را نپرستيد كه او دشمن آشكار شما است؟!».(14)
در آية ديگر فرمود: «نفس امّاره بسيار وادار كننده به بدي است».(15)
12- عمر انسان زودگذر است و در آينده بسيار نزديك به نتايج اعمالش خواهد رسيد؛ اگر انسان به اين مسئله عنايت داشته باشد و فكر نكند كه فعلاً خبري از سراي آخرت نيست، در عدم ارتكاب گناه مؤثر است، چرا كه خيلي از افراد به خيال اين كه عواقب وخيم معصيت دير به سراغ انسان مي آيد، مرتكب معصيت مي گردند. قرآن فرموده: «آن ها (كافران) آن (روز عذاب را) دور مي بينند، و ما آن را نزديك مي بينيم».(16)
13- زياد سبحان الله گفتن، كه باعث مي شود شيطان از انسان دور شود. وقتي شيطان از انسان دور شود، ديگر گناه نمي كند.
امام صادق(ع) فرمود: «شيطان گفته است: پنج كس مرا بيچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقيه مردم در اختيار من هستند:
1ـ كسي كه با نيت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام كارها به او توكّل كند.
2ـ كسي كه در شبانه روز زياد تسبيح گويد.
3ـ كسي كه هر چه براي خود مي پسندد، براي برادر مؤمن خود نيز بپسندد.
4ـ كسي در وقت رويارويي با مصيبت ناله و فرياد نزند.
5ـ كسي كه به آن چه خدا قسمتش كرده است راضي باشد».(17)
14- عقل ; حضرت على (ع)مى فرمايد: فكرك يهديك الى الرشاد;(18) افكار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدايت واقعى راهنمايى مى كند.
15- شناخت زيان ها و مفاسد گناه ; جهل منشأ بسيارى از لغزش ها است . علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتكاب به آن باز مى دارد.
16- تربيت صحيح ; تربيت صحيح در محيط خانواده و نيز ادامهء آن تحت نظر مربيان اخلاق در جامعه انسان را باعفت و حيا درست مى كند, چنين فردى به راحتى بر غريزه هاى خودش مسلط مي شود.
امام على (ع) مى فرمايد: كسى كه به ادب آموزى وادار شود كار خلاف از او كم تر ديده مي شود.(19)
17- نماز; نماز آدمى را از كارهاى زشت و گناه باز مى دارد.(20)
18- محاسبه و مراقبه ; كسى كه خواهان رشد و تكامل معنوى است , بايد مراقب اعمال خود باشد و هر روزخودش را محاسبه كند تا نقايص و كاستى هاى خود را جبران و نقاط قوتش را تقويت كند.
در پايان حديثي را كه امام حسين(ع) دربارة رهايي از معصيت فرموده مي آوريم:
مردي به خدمت حضرت حسين(ع) رسيده و عرض كرد: من مردي گناهكارم و صبر بر معصيت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما.
حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه كه خواستي گناه كن: 1ـ روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه كن.
2ـ از ولايت خدا بيرون رو و هر چه خواستي گناه كن.
3ـ در جايي گناه كن كه خدا تو را نبيند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائيل جانت را بگيرد و هر چه خواستي گناه كن.
5ـ وقتي مالك دوزخ تو را به آتش مي اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهي خواستي انجام ده».(21)
در اين حديث حضرت مي خواهد بگويد: تو كه بر هيچ يك از اين پنج چيز قادر نيستي، پس چگونه گناه انجام مي دهي و خود را بدبخت مي كني؟!
پي نوشت ها:
1- شيخ عباسى قمى، سفينةالبحار، ماده نظر
2- همان، ماده صحب.
3- غر ر الحکم ج2 ص 220
4- المحجةالبيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150
5- غرر الحکم ج2 ص 270
6- صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
7- همان، ص 294، شمارة 8562.
8- علق (95) آية 14.
9- طه (20) آية 74.
10- معارج (70) آية 11 ـ 15.
11- نبأ (78) آية 40.
12- محمد (47) آية 15.
13- غررالحكم، ج 1، ص 356.
14- يس (36) آية 60.
15- يوسف (12) آية 14.
16- معارج (70) آية 6.
17- آثار الصادقين، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
18- غررالحكم , ج 4 ص 415
19- همان , ج 5 ص 263
20-عنكبوت (29) آيهء 45
21- آثار الصادقين، ج 6 ص 349، شمارة 8789
با سلام و درود به همه منتظران