کامل عرضه نماییم . امّا قبل از بیان برخى دستورالعمل ها ، لازم است که بر چند نکته تأکید کنیم :

- با خودتان روبه رو شوید !

اوّلین شرط افزایش اعتماد به نفس ، آن است که دقیقاً با خودتان روبه روى شوید و ببنید

که خودتان را چگونه ارزیابى مى کنید ، چه نمره اى به خودتان مى دهید و کدام جنبه ویژگى

خود را بیشتر یا کمتر مى پسندید . بدون چنین ارزیابى اى از خود و مواجهه با خویشتن ،

هر کوششى نافرجام خواهد ماند.

- نیازمند زمان و کوشش هستید

دومین نکته آن است که اعتماد به نفس یا تصویرى که از خودتان دارید ، محصول سالیان

گذشته زندگى شماست و به تدریج ، به چنین صورتى درآمده است . تغییر و اصلاح آن نیز

نیازمند زمان و کوشش است . این سخن ، به معناى ناامید ساختن افراد نیست ، بلکه بدین

معناست که شناخت واقعیت ، در این جا بسیار ضرورى است . مهم آن است که واقعیّت

را آن گونه که هست ، بشناسیم و سپس در پىِ اصلاح آن برآییم . سفرهاى طولانى

نیز با گام هاى نخستین آغاز مى شوند.

- هر حرکت موثر است

سومین نکته آن است که هر حرکت ما و هر روز که از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند

گامى به سوى کسب اعتماد به نفس کامل باشد . فراموش نکنید که هنوز شخصیّت

آرمانى و فردایى شما آفریده نشده است ، چرا که هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان

و زندگى مى توانیم الگوهاى شخصیّتى خود را دگرگون کنیم و اعتماد به نفس مطلوب خود

را کسب کنیم. حال با توجّه به این چند نکته ، به توصیه هایى اشاره می کنیم که مى تواند

به شما کمک کند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و تصویر مطلوب خود را بیافرینید . در

این مقاله به دو مورد از آنها اشاره می کنیم و در مقاله ی بعد ۴ توصیه ی مهم و کاربردی

دیگر را مورد بررسی قرار خواهیم داد : آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و کوشش

براى آفریدن آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها .

۱ . گذشته را بپذیرید ،

آینده را دگرگون کنید گذشته را به هیچ وجه نمى توان تغییر داد ، امّا آینده هنوز آفریده

نشده است . در حقیقتْ آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و کوشش براى آفریدن

آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها . نخستین گام در جهت کسب اعتماد به نفس ،

پذیرش همین واقعیّت ساده است . از آن جا که گذشته ، گذشته است و آن را به هیچ

روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نباید چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن

از خطاها و شکست هاى گذشته نیست (چرا که این کار ، خود، قدم بلندى است براى

رشد خویشتن)، بلکه مقصودْ آن است که در بندِ گذشته نباشیم و آن قدر خطاهاى گذشته

خود را بزرگ نکنیم که ما را از دیدن آینده باز دارد . به جاى این نگاه گذشته نگر ، مى توان

عاقلانه به گذشته نگاه کرد و پس از ارزیابى آن ، بر آینده متمرکز بود و وقت خویش را صرف

چیزى کرد که توان آفریدن و دگرگون ساختن آن را داریم . ما غالباً وقت و اندیشه خود را صرف

گذشته مى کنیم و در همان فضا زندگى مى کنیم و در نتیجه ، آینده خویش را نیز براساس

همان گذشته اى که از آن گریزان هستیم ، مى آفرینیم ، در صورتى که باید این نگرش را

تغییر داد و با نگاهى تازه به خود و تجربیات گذشته ی خویش و قابلیت هاى خود نگریست .

این کار در آغاز، دشوار مى نماید امّا با کمى تمرین مى آموزیم که صادقانه با خطاهاى خود

رو به رو شویم و حتى اگر لازم شد ، فیلسوفانه بر خویشتن بخندیم ، بى آن که خود را تحقیر

کرده باشیم.

۲ . محدودیت هاى خود را بشناسید

لازم نیست که هر یک از ما در همه ی زمینه ها سرآمد دیگران و به اصطلاح ، در همه ی عرصه ها

نفر اوّل باشد . این کمال طلبى افراطى و این گونه انتظار داشتن از خویشتن ، ریشه در

نشناختن خود دارد و آن روى سکّه بى اعتمادى است. کسى که خود را در آینه واقعیّت

دیده است ، توانایى هاى خود را در کنار ضعف هاى خود ، پذیرفته است و به همین دلیل ،

اعتماد به نفس پیشرفته اى دارد . براى مثال ، چنین کسى ممکن است خود را در ریاضیات

فوق العاده ، در ادبیات متوسط و در ورزش ضعیف بداند . او با دانستن این سه واقعیّت ، دیگر

نه خود را مى فریبد و نه به خود لطمه مى زند ، مى داند که در کجا سرمایه گذارى کند و

در چه مسائلى جولان دهد. پذیرش محدودیت هاى خویش ، روى دیگر سکّه شناخت و

پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است. امّا اگر شخصى بى آن که ارزیابى درستى

از خود داشته باشد ، بخواهد در همه ی عرصه ها نفر اوّل باشد ، بى شک در همه ی

عرصه ها عقب خواهد افتاد . یکى از کسانى که نخستْ تصوّر غلطى از خود داشت و مى خواست

در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر این خصلت کمال طلبىِ افراطى خود

پیروز شود ، مى گوید : من دلْ مشغول کیفیت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت

کار کنم ، امّا نمى خواهم که در هر زمینه اى چنان سخت کار کنم که هیچ کارى خوب

از آب در نیاید و من دچار احساس شکست خوردگى شوم. بنابراین ، پذیرش محدودیت هاى

خویش ، روى دیگر سکّه شناخت و پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است. با ضعف هاى

خویش نیز چون قاضىِ عادلْ رفتار کنید ، یا به تعبیر بهتر ، همچون پزشکى باشید که مى خواهد

بیمارى را درمان کند . لازم نیست که به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفّر باشید

و به سبب آن ضعف ، خود را تحقیر کنید . کافى است بخواهید که آن ضعف نباشد و

درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه که اهمّیت دارند ،

ببینید و به تدریج آنها را برطرف سازید. ادامه دارد ...

منبع : بخشی از کتاب " روابط انسانی: اصول و تمرینات "
نویسنده : بارى ریس و روندا برانت ترجمه : سید حسن اسلامى