13- در رفتار با زنان، از خدا بترسيد و درباره آنان، از نيكى دريغ ننماييد. 
14- پروردگار همه يكى است و پدر همه يكى. همه فرزند آدميد و آدم از خاك است. گرامى‏ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.
15- از لجاجت بپرهيزيد كه انگيزه آن، نادانى و حاصل آن، پشيمانى است.
16- بدترين مردم كسى است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد، و باز از او بدتر كسى است كه مردم از گزند او در امان و به نيكى او اميدوار نباشند.
17- خشم مگير و اگر گرفتى، لختى در قدرت كردگار بينديش.
18- چون تو را ستايش كنند، بگو اى خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند بساز و آنچه را از من نمى‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه مى‏گويند قرار مده.
19- به صورت متملقين خاك بپاشيد.
20- اگر خدا خير بنده‏اى را اراده كند، نفس او را واعظ و رهبر او قرار مى‏دهد.
21- صبح و شامى بر مؤمن نمى‏گذرد مگر آن كه بر خود گمان خطا ببرد.
22- سخت ‏ترين دشمن تو همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوى تو جا دارد.
23- دلاورترين مردم آن است كه بر هواى نفس غالب آيد.
24- با هواى نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد.
25- خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خود، او را از توجه به عيوب ديگران باز دارد.
26- راستى به دل آرامش مى‏بخشد و از دروغ شك و پريشانى مى‏زايد.
27- مؤمن آسان انس مى‏گيرد و مأنوس ديگران مى‏شود.
28- مؤمنين همچو اجزاى يك بنا همديگر را نگاه مى‏دارند.
29- مثل مؤمنين در دوستى و علقه به يكديگر مثل پيكرى است كه چون عضوى از آن به درد بيايد، باقى اعضا به تب و بى خوابى دچار مى‏شوند.

30- مردم مانند دندانه‏هاى شانه با هم برابرند.
31- دانش جويى بر هر مسلمانى واجب است.
32- فقرى سخت‏تر از نادانى و ثروتى بالاتر از خردمندى و عبادتى والاتر از تفكر نيست.
33- از گهواره تا گور دانشجو باشيد.
34- دانش بجوييد گرچه در چين باشد.
35- شرافت مؤمن در شب زنده‏ دارى و عزت او در بى‏نيازى از ديگران است.
36- دانشمندان تشنه آموختن‏اند.
38- دست خدا با جماعت است.
39- پرهيزگارى جان و تن را آسايش مى‏بخشد.
40-هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگى كند، چشمه حكمت از دلش به زبان جارى خواهد شد.
41- با خانواده خود بسر بردن، از گوشه مسجد گرفتن، نزد خداوند پسنديده‏تر است.
42- بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد.
43-دانش را به بند نوشتن در آوريد.
44- تا دل درست نشود، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود، دل درست نخواهد بود.
45- تا عقل كسى را نيازموده‏ايد، به اسلام آوردن او وقعى نگذاريد.
46-تنها با عقل مى‏توان به نيكي ها رسيد. آن كه عقل ندارد از دين تهى است.
47- زيان نادانان بيش از ضررى است كه تبهكاران به دين مى‏رسانند.
48-هر صاحب خردى از امت مرا چهار چيز ضرورى است: گوش دادن به علم، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن.
49- مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نمى‏شود.
50-من براى امت خود،از بى‏تدبيرى بيم دارم نه از فقر.
51- خداوند زيباست و زيبايى را دوست مى‏دارد.
52- خداوند مؤمن صاحب حرفه را دوست دارد.
53- تملق، خوى مؤمن نيست.
54- نيرومندى به زور بازو نيست، نيرومند كسى است كه بر خشم خود غالب آيد.
55- بهترين مردم، سودمندترين آنان به حال ديگران‏اند.
56- بهترين خانه شما آن است كه يتيمى در آن به عزت زندگى كند.
57- چه خوب است ثروت حلال در دست مرد نيك.
58- رشته عمل، از مرگ بريده مى‏شود مگر به سه وسيله: خيراتى كه مستمر باشد، علمى كه همواره منفعت برساند، فرزند صالحى كه براى والدين دعاى خير كند.
59- پرستش كنندگان خدا سه گروهند: يكى آنان كه از ترس عبادت مى‏كنند و اين عبادت بردگان است، ديگر آنان كه به طمع پاداش عبادت مى‏كنند و اين عبادت مزدوران است، گروه سوم آنان كه به خاطر عشق و محبت عبادت مى‏كنند و اين عبادت آزادگان است.
60- سه چيز نشانه ايمان است: دستگيرى با وجود تنگدستى، از حق خود به نفع ديگرى گذشتن، به دانشجو علم آموختن.
61- دوستى خود را به دوست ظاهر كن تا رشته محبت محكم تر شود.
62- آفت دين سه چيز است: فقيه بدكار، پيشواى ظالم، مقدس نادان.
63- مردم را از دوستانشان بشناسيد، چه، انسان هم خوى خود را به دوستى مى‏گيرد.
64- گناه پنهان به صاحب گناه زيان مى‏رساند، گناه آشكار به جامعه.
65- در بهبودى كار دنيا بكوشيد اما در كار آخرت چنان كنيد كه گويى فردا رفتنى باشيد.
66- روزى را در قعر زمين بجوييد.
67- چه بسا كه از خود ستايى،از قدر خود مى‏كاهند و از فروتنى، بر مقام خود مى‏افزايند.
68- خدايا! فراخ ترين روزى مرا در پيرى و پايان زندگى كرامت فرما.
69- از جمله حقوق فرزند بر پدر اين است كه نام نيكو بر او بگذارد و نوشتن به او بياموزد و چون بالغ شد، براي او همسر انتخاب كند.
70- صاحب قدرت، آن را به نفع خود به كار مى‏برد.
71- سنگين‏ ترين چيزى كه در ترازوى اعمال گذارده مى‏شود، خوشخويى است.
72- سه امر، شايسته توجه خردمند است: بهبودى زندگانى، توشه آخرت، عيش حلال.
73- خوشا كسى كه زيادى مال را به ديگران ببخشد و زيادى سخن را براى خود نگاه دارد.
74- مرگ، ما را از هر ناصحى بى‏نياز مى‏كند.
75- اين همه حرص حكومت و رياست و اين همه رنج و پشيمانى در عاقبت!
76- عالم فاسد، بدترين مردم است.

77-هر جا كه بدكاران حكمروا باشند و نابخردان را گرامى بدارند، بايد منتظر بلايى بود.
78- نفرين باد بر كسى كه بار خود را به دوش ديگران بگذارد.
79-زيبايى شخص در گفتار اوست.
80- عبادت هفت گونه است كه از همه والاتر طلب روزى حلال است. نيز نشانه خشنودى خدا از مردمى، ارزانى قيمتها و عدالت حكومت آنهاست.
82- هر قومى شايسته حكومتى است كه دارد.
83-از ناسزا گفتن، به جز كينه مردم سودى نمى‏برى.
84-پس از بت پرستيدن، آنچه به من نهى كرده‏اند در افتادن با مردم است.
85- كارى كه نسنجيده انجام شود، بسا كه احتمال زيان دارد.
86- آن كه از نعمت سازش با مردم محروم است، از نيكيها يكسره محروم خواهد بود.
87- از ديگران چيزى نخواهيد گرچه يك چوب مسواك باشد.
88- خداوند دوست ندارد كه بنده‏اى را بين يارانش با امتياز مخصوص ببيند.
89-مؤمن خنده‏ رو و شوخ است، و منافق عبوس و خشمناك.
90- اگر فال بد زدى، به كار خود ادامه بده و اگر گمان بد بردى، فراموش كن و اگر حسود شدى، خود دار باش.
91-دست يكديگر را به دوستى بفشاريد كه كينه را از دل مى‏برد.
92- هر كه صبح كند و به فكر اصلاح كار مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.
93- خوشرويى كينه را از دل مى‏برد.
94- مبادا كه ترس از مردم، شما را از گفتن حقيقت باز دارد!
95- خردمندترين مردم كسى است كه با ديگران بهتر بسازد.
96- در يك سطح زندگى كنيد تا دلهاى شما در يك سطح قرار بگيرد. با يكديگر در تماس باشيد تا به هم مهربان شويد.
97- هنگام مرگ، مردمان مى‏پرسند: از ثروت چه باقى گذاشته؟ فرشتگان مى‏پرسند: از عمل نيك چه پيش فرستاده؟
98- منفورترين حلالها نزد خداوند طلاق است.
99- بهترين كار خير، اصلاح بين مردم است.
100- خدايا مرا به دانش توانگر ساز و به بردبارى زينت بخش و به پرهيزگارى گرامى بدار و به تندرستى زيبايى ده .
بارالها ما را به اخلاق پسنديده زينت بفرما