جاذبه هاى ناسالم ازدواج
نوجوان در سن و موقعیتى قرار گرفته است که تصورش از جنس مخالف, فقط به علاقه جنسى محدود مى شود و از مسائل و عوارض اجتماعى, خانوادگى و تربیتى آن بى خبر است.
برخى پسران, داشتن دوست دختر را نوعى توفیق و قدرت اجتماعى تلقى مى کنند و دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعى جاذبه و امتیاز به شمار مى آورند!
براى اکثریت قریب به اتفاق دختران, دوستى و رابطه با یک پسر, به هیچ وجه یک دوستى معمولى نیست, بلکه این دوستى و رابطه در تصور و ذهن آنان همان چیزى است که قطعا منجر به ازدواج خواهد شد.
این تصور نادرست جوانان و نیز واقعیتهاى گوناگون موجود در جامعه, سبب شده که جوانان به خاطر رابطه غیر مشروع با جنس مخالف, آسیب ببینند. بدیهى است که دامنه این آسیب, بیشتر متوجه دختران شده و منجر به آسیب روانى, اجتماعى و تربیتى آنان مى شود. چنین دخترى تا مرز افسردگى پیش رفته و پیوسته احساس بى ارزشى مى کند و جایگاه خود را نزد اولیا و اطرافیانش به عنوان فردى شایسته از دست مى دهد و پدر و مادر, او را مایه آبروریزى خانواده خود مى دانند.
بعضى دختران و پسران در برخورد با یکدیگر حالتى هیجانى و شتابزده دارند و در رویایى عجیب قرار مى گیرند و چه بسا بطور موقت گرفتار بیمارى روحى و جسمى شوند دختر, نگاه دوستانه پسرى را به خود, به قصد وى به ازدواج تفسیر کرده, و شدیدا دلباخته او مى شود و نام آن را "عشق پاک" مى گذارد.
بعضى دختران با یک جمله پسر که به دخترى ابراز علاقه مى کند خود را دلباخته مى کنند. آیا این نوع جملات در همه دختران اثر مى گذارد؟ در به روشنى باید گفت اینگونه جملات همه دختران را دلباخته نمى کند هر چند که باید اذعان داشت کلمات محبت آمیز , بر همه انسانها اثر مى گذارد و براى آنها جذاب است, ولى همه را دلباخته نمى کند.
سوالى که در اینجا باقى مى ماند این است که :
این ابراز علاقه ها کدام جوان را از خود بى خود و هیجان زده مى کند و او را در رویاهاى خیالى سیر مى دهد؟
در وهله اول جوانى در واکنش به چنین جمله اى هیجان زده مى شود که شناخت درستى از جنس مخالف ندارد و رفتار درست در برابر آنها را تمرین نکرده و آموزش ندیده است. در مرحله بعدى جوانى اینگونه هیجان زده مى شود که به نوعى خود را تشنه محبت مى داند و احساس مى کند که محبتها نسبت به او دریغ شده و یا اینکه جنبه صورى داشته اند.از این رو باید نوجوان به لحاظ شخصیتش نیز مورد احترام و تکریم قرار گیرد و حضور او در جمع بزرگترهاى خانواده و جامعه, پذیرفته شود تا او احساس کند که همه افراد او را دوست دارند. چنین فردى است که تنها با یک جمله "دوستت دارم" از خود بى خود نمى شود.
دختران و عشق هاى مردان متاهل
گرچه با ازدواج دختران با مردان متاهل نمى توان مخالفت کرد, اما برخى شیوه هاى ابراز علاقه این نوع مردان به دختران و مراحلى که براى این غرض طى مى شود, به گونه اى است که باید منتظر پیامدهاى نامطلوب آن بود.
حیله بعضى مردان این است که در حضور دختر, از همسر اول خود بدگویى کرده و او را آنچنان معرفى مى کنند که اصلااحساس درونى خود نسبت به وى, او را سحر مى کنند را چنان ناخودآگاه تحریک مى کنند که با انگیزه الهى!! و دلسوزى و نجات یک مرد از تنهایى, جذب او مى شود و به ازدواج با او تن مى دهد, غافل از اینکه این ازدواج که سیرى نادرست داشته و مردى با نیرنگ حساب شده, دل دخترى را ربوده و شیفته روحیه و اخلاق خود کرده است, دوام نخواهد داشت. از طرفى مرد با همسر اول و فرزندانش درگیر خواهد شد و از طرف دیگر دختر مورد سرزنش بستگان و اطرافیان خود قرار گرفته که چرا از روى هوى و هوس ـ نه انگیزه الهى و فطرى ـ با مردى متاهل, طرح دوستى ریخته و بناچار به ازدواج با او مجبور شده است.
از این رو در دوران جوانى و قبل از خواستگارى لازم است از اینگونه حرکات, برخوردها و گزینشها اجتناب نمود و عاقلانه تر و سنجیده تر قدم برداشت.
برخى پسران, داشتن دوست دختر را نوعى توفیق و قدرت اجتماعى تلقى مى کنند و دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعى جاذبه و امتیاز به شمار مى آورند!
براى اکثریت قریب به اتفاق دختران, دوستى و رابطه با یک پسر, به هیچ وجه یک دوستى معمولى نیست, بلکه این دوستى و رابطه در تصور و ذهن آنان همان چیزى است که قطعا منجر به ازدواج خواهد شد.
این تصور نادرست جوانان و نیز واقعیتهاى گوناگون موجود در جامعه, سبب شده که جوانان به خاطر رابطه غیر مشروع با جنس مخالف, آسیب ببینند. بدیهى است که دامنه این آسیب, بیشتر متوجه دختران شده و منجر به آسیب روانى, اجتماعى و تربیتى آنان مى شود. چنین دخترى تا مرز افسردگى پیش رفته و پیوسته احساس بى ارزشى مى کند و جایگاه خود را نزد اولیا و اطرافیانش به عنوان فردى شایسته از دست مى دهد و پدر و مادر, او را مایه آبروریزى خانواده خود مى دانند.
بعضى دختران و پسران در برخورد با یکدیگر حالتى هیجانى و شتابزده دارند و در رویایى عجیب قرار مى گیرند و چه بسا بطور موقت گرفتار بیمارى روحى و جسمى شوند دختر, نگاه دوستانه پسرى را به خود, به قصد وى به ازدواج تفسیر کرده, و شدیدا دلباخته او مى شود و نام آن را "عشق پاک" مى گذارد.
بعضى دختران با یک جمله پسر که به دخترى ابراز علاقه مى کند خود را دلباخته مى کنند. آیا این نوع جملات در همه دختران اثر مى گذارد؟ در به روشنى باید گفت اینگونه جملات همه دختران را دلباخته نمى کند هر چند که باید اذعان داشت کلمات محبت آمیز , بر همه انسانها اثر مى گذارد و براى آنها جذاب است, ولى همه را دلباخته نمى کند.
سوالى که در اینجا باقى مى ماند این است که :
این ابراز علاقه ها کدام جوان را از خود بى خود و هیجان زده مى کند و او را در رویاهاى خیالى سیر مى دهد؟
در وهله اول جوانى در واکنش به چنین جمله اى هیجان زده مى شود که شناخت درستى از جنس مخالف ندارد و رفتار درست در برابر آنها را تمرین نکرده و آموزش ندیده است. در مرحله بعدى جوانى اینگونه هیجان زده مى شود که به نوعى خود را تشنه محبت مى داند و احساس مى کند که محبتها نسبت به او دریغ شده و یا اینکه جنبه صورى داشته اند.از این رو باید نوجوان به لحاظ شخصیتش نیز مورد احترام و تکریم قرار گیرد و حضور او در جمع بزرگترهاى خانواده و جامعه, پذیرفته شود تا او احساس کند که همه افراد او را دوست دارند. چنین فردى است که تنها با یک جمله "دوستت دارم" از خود بى خود نمى شود.
دختران و عشق هاى مردان متاهل
گرچه با ازدواج دختران با مردان متاهل نمى توان مخالفت کرد, اما برخى شیوه هاى ابراز علاقه این نوع مردان به دختران و مراحلى که براى این غرض طى مى شود, به گونه اى است که باید منتظر پیامدهاى نامطلوب آن بود.
حیله بعضى مردان این است که در حضور دختر, از همسر اول خود بدگویى کرده و او را آنچنان معرفى مى کنند که اصلااحساس درونى خود نسبت به وى, او را سحر مى کنند را چنان ناخودآگاه تحریک مى کنند که با انگیزه الهى!! و دلسوزى و نجات یک مرد از تنهایى, جذب او مى شود و به ازدواج با او تن مى دهد, غافل از اینکه این ازدواج که سیرى نادرست داشته و مردى با نیرنگ حساب شده, دل دخترى را ربوده و شیفته روحیه و اخلاق خود کرده است, دوام نخواهد داشت. از طرفى مرد با همسر اول و فرزندانش درگیر خواهد شد و از طرف دیگر دختر مورد سرزنش بستگان و اطرافیان خود قرار گرفته که چرا از روى هوى و هوس ـ نه انگیزه الهى و فطرى ـ با مردى متاهل, طرح دوستى ریخته و بناچار به ازدواج با او مجبور شده است.
از این رو در دوران جوانى و قبل از خواستگارى لازم است از اینگونه حرکات, برخوردها و گزینشها اجتناب نمود و عاقلانه تر و سنجیده تر قدم برداشت.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۴/۱۶ ساعت 18:40 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران