فضیلت ماه رجب و مناسبتهای مهم آن
(13 رجب) روز ولادت امیرالمومنین علیه السلام:
حضرت امیرالمومنین روز13 رجب و33 سال قبل از هجرت در کعبه خانه خدا بهدنیا آمد. او نخستین و آخرین کسی است که در کعبه زاده میشود.
حافظ گنجی شافعی در الکفایه خود در این باره میگوید:
امیرالمومنین علی بن ابیطالب در مکه در بیت الله الحرام، شب جمعه13 رجب،33سال پس از عام الفیل، متولد شد. هیچ کس جز او در خانه خدا به دنیا نیامده ونخواهد آمد و همین برای تعظیم مقام والایش کافی است.
شیخ صدوق در مورد ولادت امام علی علیه السلام چنین میگوید:
یزید بن قعنب میگوید: من همراه با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از بنی عبدالعزیدر برابر خانه خدا نشسته بودیم.
ناگهان فاطمه بنت اسد به کنار خانه خدا آمد، در حالی که9 ماه از مدت حمل اوبه علی بن ابیطالب میگذشت. درد زایمان بر او عارض شد، دستها را به دعا بلند کردو با خدای خود چنین مناجات نمود:
«پروردگارا! من به تو و پیامبران و کتابهایی که از سوی تو نازل شده استایمان دارم و سخن جدم حضرت ابراهیم خلیل را گواهی میدهم; همان کسی که این بیتعتیق را ساخت، پس به حق آن کس که این خانه را بنا کرد و به حق جنینی که در شکمدارم، زایمان را بر من آسان فرما.» یزید بن قعنب ادامه میدهد:
ناگاه دیدیم پشت کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون خانه خدا وارد شد واز دیدگانمان پنهان ماند، سپس دیوار خانه به هم آمد! رفتیم که قفل را باز کنیمتا از حقیقت قضیه آگاه گردیم ولی قفل خانه خدا باز نشد که نشد. دانستیم که اینامری است الهی.
سه روز بر این منوال گذشت، در روز چهارم مادر علی علیهالسلام در حالی که اورا بر دستخود گرفته بود، از خانه خارج شد و چنین گفت:
«انی فضلت علی من تقدمنی من النساء لان آسیه بنت مزاحم عبدت الله عزوجل سرافی موضع لایحب ان یعبدالله الا اضطرارا و ان مریم بنت عمران هزت النخله الیابسهبیدها حتی اءکلت منها رطبا جنیا و انی دخلت البیت الحرام فاکلت من ثمار الجنه واوراقها فلما اردت ان اخرج، هتف بی هاتف: یا فاطمه! سمیه علیا فهو علیوالله العلی الاعلی یقول: انی شققت اسمه من اسمی و اءدبته بادبی و وقفته علیغامض علمی و هو الذی یکسر الاصنام فی بیتی و هو الذی یوذن فوق ظهر بیتی و یقدسنیو یمجدنی فطوبی لمن احبه و اءطاعه و ویل لمن ابغضه و عصاه».
همانا بر بانوانی که پیش از من بودند، برتری دارم زیرا آسیه دختر مزاحم درپنهانی و در جایی که نباید خدا را عبادت کنند، به پرستش و عبادت خدا میپرداخت ومریم دختر عمران، درختخشک خرما را تکان داد تا از آن رطب تازه بچیند و بخورد،و اما من در خانه خدا وارد شدم (و مهمان او گشتم) و از میوهها و برگهای بهشتیتناول کردم و هنگامی که خواستم از خانه بیرون آیم، هاتفی مرا ندا داد که: ایفاطمه! فرزندت را «علی» نام گذار چرا که او علی و بزرگ است و خدای علی اعلیمیفرماید: من نام او را از نام خود برگرفتم و او را به آداب خود ادب کردم و برپنهانیهای علمم آگاه ساختم. او کسی است که بتها را در خانهام میشکند. او کسیاست که بر پشتبام خانهام اذان میگوید. او کسی است که مرا بسیار ستایش و تمجیدمیکند. پس خوشا به حال کسانی که او را دوست داشته باشند و اطاعتش کنند و وای برکسانی که او را دشمن داشته و مخالفتش نمایند.(امالی صدوق ص80)
نه تنها شیعیان بر این مطلب اتفاق نظر دارند، که بسیاریاز مورخان و محدثان و علمای اهل سنت نیز بر این مطلب اذعان مینمایند و گواهیمیدهند که علی زاده کعبه است و جز او کسی در خانه خدا متولد نشده و نخواهد شد.
این فضیلت مانند بسیاری از فضایل دیگر، مخصوص علی است و هیچ کس در آنها شریکنمیباشد، چه او نور خدا و کلمه خدا و پرچم هدایتخدا است. او مظهر حق تعالی استدر جهان دنیا و جامع تمام کمالات و فضایل معنوی است. او برترین و بافضیلتترینانسان روی زمین پس از رسول خدا(ص) است.
ابن عباس گوید:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با مردم سخن میگفت، در ضمن سخنانشفرمود:
ای مردم! کیست که سخنش از سخن خداو ند بهتر و درستتر باشد؟ ای مردم! هماناخداوند به من دستور داده است که علی را به عنوان پیشوا، امام، خلیفه و وصی خودبه شما معرفی کنم و او را برادر و وزیر خود قرار دهم.
ای مردم! علی پس از من باب هدایت و دعوت کننده مردم به سوی خداوند میباشد.
علی، پارساترین و برگزیدهترین مومنان است «و من اءحسن قولا ممن دعا الی الله وعمل صالحا و قال اننی من المسلمین» و چه کسی سخنش ارزشمندتر است از آن کس کهمردم را به سوی خدا فرا میخواند و کارهای شایسته انجام میدهد و میگوید: من ازمسلمانانم.
ای مردم! علی از من است. فرزندان علی فرزندان من هستند، و او همسر دختر عزیزماست.
فرمان او فرمان من و نهی او نهی من است. پس ای مردم، بر شما باد به طاعت وفرمانبرداری از او و زنهار از نافرمانی و مخالفتش چرا که اطاعتش، اطاعت من ونافرمانیش، نافرمانی من است.
ای مردم! علی صدیق این امت و فاروق آن است . و علی محدث و سخنگوی این امت است.
علی هارون، یوشع، آصف و شمعون امت است. علی الگوی هدایت و کشتی نجات و طالوتامت و ذوالقرنین آن است.
ای مردم! علی آزمایش خداوند بر مردم است و علی حجتبزرگ پروردگار است.
علی آیت عظمای الهی و پیشوای هدایت و عروه الوثقی دین است.
ای مردم! علی با حق و حق با علی است و علی زبان گویای حق است.
ای مردم! علی قسیم الجنه والنار (قسمت کننده بهشت و دوزخ) است. هیچ یک ازشیعیان و پیروانش به جهنم نمیروند و هیچ یک از دشمنانش از جهنم رها نمیشوند وهمانا هیچ یک از دشمنانش به بهشت ره نمییابند و هیچ یک از پیروانش از بهشت دورنمیشوند.
ای یاران و اصحاب من! من ناصح و خیرخواه شما هستم و هم اکنون رسالت و پیغامخدایم را به شما رساندم ولی چه کنم که شما ناصحان را دوست نمیدارید؟! این عیدسعید را به مقام شامخ حضرت ولی الله الاعظم اءرواحنا لتراب مقدمه الفداء، تهنیتعرض میکنیم و این روز فرخنده را به تمام پیروان و علاقمندان و شیعیان آن حضرت بهویژه ملت فداکار ایران که افتخار پیروی از وجود مقدسش را دارد، تبریک میگوییم وامیدواریم خداوند ما را جزء شیعیان واقعی آن حضرت قرار دهد و در روز تقسیم بهشتو دوزخ، ما را جزء ساکنان بهشتبرینش به حساب آورد، هر چند لیاقت همنشینی با آنانوار الهیه را نداشته باشیم، زیرا بیگمان ما محب و علاقمند او و فرزندان معصومو مطهرش هستیم و چنان که پیامبر میفرماید: «المرء مع من اءحب» پس بارالها مارا با هر که دوست داریم محشور فرما.
مناسبتهای دیگر ماه:
فهرست وار مناسبتهای دیگر ماه بزرگ رجب را میشمریم:
اول رجب:
سالروز ولادت پیشوای پنجم، حضرت امام محمد باقر علیه السلام است که درنخستین روز از ماه رجب سال57 هجری در مدینه منوره به دنیا آمد. آن حضرتچهار سال از عمر مبارکش را با جد بزرگوارش امام حسین علیه السلام گذراند و35 سال با پدرش امام سجاد علیه السلام. و پس از شهادت پدر، 18 سال زندگی کرد که مدت امامت آن حضرت را تشکیل میدهد.
امام باقر علیه السلام در روز هفتم ذی حجه از سال 114 هجری در سن57 سالگیبه شهادت رسید.
دوم رجب:
امام علی بن محمد الهادی علیهما السلام، دهمین امام و پیشوای شیعیان درروز دوم رجب یا پنجم رجب از سال 212 یا 214 هجری در روستایی به نام«بصریا» نزدیک مدینه منوره به دنیا آمد. و طبق برخی روایات در روز سوم رجب یا25 جمادی الثانی از سال 254 هجری در سامرا به شهادت رسید.
امام هادی علیه السلام6 سال و 5 ماه همراه با پدر زندگی کرد و پس ازشهادت پدر33 سال زیست که مدت امامتش میباشد.
دهم رجب:
امام نهم، حضرت محمد بن علی الجواد علیهماالسلام در روز جمعه دهم ماه رجب ازسال 195 هجری به دنیا آمد. آن حضرت در سن 8 یا9 سالگی به امامت رسید و17 سالمدت امامتش به طول انجامید، یعنی عمر مبارکش از26 سال تجاوز نمیکند. ولیبه هر حال سن و سال برای آن بزرگواران و پیشوایان معصوم مطرح نیست، چه این کهآنها برگزیدگان خدایند و از آغاز تولد، انسان کامل هستند(و آتیناه الحکم صبیا).
امام جواد روز ششم ذی حجه یا به قولی در روز آخر ماه ذیقعده ازسال 220 هجری به شهادت رسید.
25 رجب:
در این روز، هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایتحضرت امامموسی کاظم علیه السلام در سن 55 سالگی در سال183 در زندان سندی بن شاهکلعنه الله علیه و به دستور هارون الرشید عباسی لعنه الله علیه به شهادترسید.
امام کاظم علیه السلام که معروف به باب الحوائج است 55 سال مدت عمر مبارکشمیباشد که 25 سال آن دوران امامتش است. فرا رسیدن روز شهادت آن حضرت که روز غم و اندوه مسلمین است را تسلیت میگوییمو امیدواریم این باب الحوائج ما را در روزی که «لاینفع مال و لابنون» است، دستما را بگیرد و شفاعتمان کند، آمین رب العالمین.
27 رجب:
یکی از بزرگترین اعیاد اسلامی است. روزی است که رسول خدا به پیامبریمبعوث شد و وحی بر آن حضرت نازل گشت. امروز روز ولادت اسلام است و روزی است کهمردم از ظلمات بیرون آمدند و به نور پیوستند، لذا بر امت است که امروز را درسراسر جهان جشن بگیرند و شادمانی کنند; جشنی بزرگ که سزاوار این روزبسیار بزرگ باشد.
«هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهمالکتاب والحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین».
حضرت امیرالمومنین علیه السلام دوران بعثت را چنین تعریف میکند:
«پیامبر در حالی برانگیخته شد که مردم در فتنهها و آشوبها و سرگردانیهایدوران جاهلیت گرفتار بودند، همان فتنهها که طناب خانه دین را میگسست و ستونهایساختمان یقین را درهم میریخت. در اصل دین اختلاف افتاده و مطلب بر مردم مشتبهشده بود، آن سان که راه رهایی از آن حیرتها و سردرگمیها تنگ شده و مصدر هدایت وراهنمایی از دیدگانشان مخفی مانده بود.
پس راه حق گمنام و کوری ضلالت، جهان را فراگیر شده بود. خداوند و پروردگار خودرا نافرمانی میکردند و شیطان دور شده از رحمت الهی را اطاعت مینمودند. ایمان ازمیان رفته بود و ستونهایش درهم ریخته و نشانههایش ناشناخته مانده و راههایشفرسوده و جادههایش برطرف شده بود.
شیطان را فرمان میبردند و در راههایش گام مینهادند و به آبخورهایش سر میزدندو شیطان پرچمهای خود را توسط آنان برافراشته میکرد. در فتنههایی که مردم راپایمال نموده و همگی در آن سرگردان و گرفتار آمده بودند...»(نهج البلاغه، خطبه2)
مراقبات ماه رجب
اشاره:
«... و از علماي معاصر كتب شيخ جليلالقدر، عارف بالله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي(قدس سره) را مطالعه كن» (امام خميني(رحمت الله علیه)). «اين كتاب [المراقبات] درياي لبريزي است كه در سنگ و پيمانه نگنجد و مؤلف آن پيشواي والامقامي است كه بلنداي شخصيت او با هيچ مقياسي قابل اندازهگيري نيست.» (علامه طباطبايي(رحمت الله علیه)) پس، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
معارف
يكي از مراقبت هاي مهم در اين ماه [رجب] به ياد داشتن حديث «ملك داعي» ميباشد كه از پيامبر (صلّي اللّه عليه و آله و سلّم) روايت شده كه فرمود: «خداي متعال در آسمان هفتم فرشتهاي را قرار داده است كه «داعي» گفته ميشود. هنگامي كه ماه رجب آمد، اين فرشته در هر شب اين ماه تا صبح ميگويد: خوشا به حال تسبيحكنندگان خدا، خوشا به حال فرمانبرداران خدا. خداي متعال ميفرمايد: همنشين كسي هستم كه با من همنشيني كند، فرمانبردار كسي هستم كه فرمانبردارم باشد و بخشنده خواهان بخشايش هستم. ماه ماه من، بنده بندة من و رحمت رحمت من است. هر كسي در اين ماه مرا بخواند او را اجابت ميكنم و هر كس از من بخواهد به او ميدهم و هر كس از من هدايت بخواهد او را هدايت ميكنم. اين ماه را رشتهاي بين خود و بندگانم قرار دادم كه هر كس آن را بگيرد به من ميرسد».
افسوس از كوتاهي ما در طاعت خدا كجايند شكرگزاران كجايند تلاشگران آيا عاقلان توان فهم حق اين نداي آسماني را دارند چرا جوابي نميشنوم كجايند عارفاني كه ميدانند كسي توان شكر اين نعمت را ندارد كجايند كساني كه اقرار به كوتاهي و عجز دارند كه در جواب اين منادي آسماني بگويند: اجابت كرده و ياريت ميكنيم درود و سلام بر تو اي منادي خداي زيبا و جليل، شاه شاهان، مهربانترين مهربانان، خداي بردبار و كريم، رفيق دلسوز، صاحب عفو بزرگ، تبديل كننده بديهاي انسان به خوبيها اينان بندگاني گناهكار و طغيانگر، پست و اسير شهوتها و غفلتها ميباشند.
اي فرستاده بزرگ خدا مردگان بظاهر زنده را صدا ميكني كساني كه قلبهايشان مرده و عقلهايشان جدا و روحهايشان فاسد شده چرا مردگان را صدا ميزني كساني كه صداي تو سودي به آنان نميرساند، مگر اينكه با نداي تو قلبها زنده شده، عقلها بازگشته و روحها بيدار شود و درباره ارزش و بهاي گران اين نداي آسماني و بزرگي پروردگار و پستي نفس و سختي آزمايش و بدي حال خود بينديشند. آنان شايسته راندن و دور نمودن و لعنت و عذاب هستند، ولي وسعت رحمت پروردگار باعث اين دعوت بزرگ شده است، آن هم با اين زبان و بيان لطيفي كه بالاتر از تصور انسان و خواسته و آرزوي اوست. اكنون با واسطه قرار دادن اين نداي آسماني و لطف بزرگ از خدا ميخواهيم ما را موفق به اجابت اين دعوت و كرامت بزرگ بدارد.
اي وعده دهنده سعادت با خوشآمد گويي و كمال ميل و جانفشاني نداي تو را اجابت ميكنيم؛ زيرا ما را به تسبيح كردن مالك كريم خود توجه دادي و ما را ترغيب به اطاعت از مولاي مهربان خود كردي و ما را به كرامت پروردگار رساندي. اي منادي زبان حال افراد پست پاسخت ميدهند كه ما را بهرهمند ساخته و بزرگ داشتي و دعوت به بزرگترين سعادتها نمودي. پستي و فساد و كوچكي ما كجا و تسبيح و تمجيد خدايمان كجا خاك كجا و خداي خدايان كجا آلوده به پليديها كجا و مجلس پاكان كجا و اسير در زنجير كجا و منزل آزادگان كجا؟ ولي لطف پروردگار باعث شده تا به ما اجازه تسبيح خود را بدهد. و حكمت او ما را مشرّف به اين تكليف كرده است. چه رسوايي بزرگي اگر بعد از اين بخشش بزرگ در تسبيح او كوتاهي و در فرمانبرداري او سستي كنيم چه آقاي كريمي و چه بندههاي پستي، چه خداي بردبار و چه بندگان كم عقلي!
با گوش دل شنيديم آنچه را از پروردگار به ما رساندي كه «من همنشين كسي هستم كه با من همنشيني كند» در حالي كه بزرگي اين ابلاغ هر زباني را در عالم امكان و در تكليف جواب آن، لال كرده و عاقلان از زيبايي اين كرامت متحير شدند. اگر هر كدام از مشرفشدگان به اين خطاب داراي بدن تمام جهانيان و روحهاي تمام صاحبان روح بودند و تمام آن را در جواب و براي بزرگداشت اين خطاب فدا ميكردند، چيزي از حقوق آن را ادا نكرده و شكر حتي جزيي از آن را نميتوانستند بجا آورند.
پس چرا انسان بيكاره پست از اجابت اين دعوت غفلت ميكند و در استفاده از اين منزلت و مقام بزرگ كوتاهي ميكند و به اين هم بسنده ننموده و بجاي تمجيد و تسبيح خدا، كسي را تمجيد ميكند كه تمجيدش مستوجب آتش بوده، و به جاي همراهي با فرشتههاي نزديك خدا و پيامبران، در مجلسي كه پروردگار جهانيان حضور دارد، به قرين شدن با جنها و شيطانها در ميان طبقات جهنم راضي ميشود.
عجيبتر از اين ديدهاي ديدهاي كه خالق مخلوق را براي همنشين خود بخواند ولي مخلوق اجابت نكند و در حالي كه آقا مناجات بنده و انس او را دوست دارد، بنده از قبول عنايت او خودداري كند پس با تأسف و اعتراف به غفلتهاي خود و با ناچاري جواب ميگوييم: بله، اي پروردگار و آقا و اي مالك و مولا اگر توفيق تو نصيب ما شده و در اين دعوت عنايت تو شامل حال ما شود و با اين دعوت ما را به كرامت برساني ـ چنانچه از كرم تو جز اين انتظار نميرود و از كمال بخشش تو جز اين انتظاري نيست ـ چه سعادت بزرگي كه در اين صورت به بالاتر از آرزوي خود ميرسيم. ولي واي بر ما اگر جز اين باشد در اين حالت چه كنيم با اين تيره روزي و مجازات دوري از رحمت حق پس ميگوييم: و هيچ خدايي جز تو نيست.
تو را تسبيح و تمجيد ميكنيم. ماييم ستمگران. خدايا به خود ستم كرديم و اگر ما را نبخشي و به ما رحم نكني از زيانكاران خواهيم بود. بلكه به ناچاري بيشتر جسارت كرده، ذلت و پستي خود را آشكار نموده، با قسمهاي بزرگي نيز آن را تأكيد كرده و عرض ميكنيم: قسم به عزت و جلالت اي پروردگار ما!
حتماً از دستورات تو سرپيچي، خود را هلاك كرده و بر تو ميشوريم و فاسد ميشويم، اگر با توفيق خود ما را نگهداري نكني و با عنايت خود بر ما خوبي نكني. زيرا توان و نيرويي نيست مگر با ياري تو.
پس از اين با توفيق تو بيشتر گفته و با ياري تو در خواستن خود پافشاري ميكنيم و به جناب قدس تو كه نه، بلكه به حضرت رحمت و لطفت بخاطر جلب عطوفت آقاي خود و نازل شدن رحمت پروردگار خود عرضه ميداريم: اي كريمترين كريمان و اي بخشندهترين بخشندگان اي كسي كه خود را لطف ناميده است اين منادي ما را در اين ماه بزرگ به كرم تو دعوت و به لطف و رحمتت اشاره و بزرگواري و بزرگداشت تو را براي ما گفت (ماه ماه من است و بنده بنده من و رحمت رحمت من) بنابراين با اين دعوت ما ميهمانان دعوت شده تو و درماندگان درگاهت گرديديم.
و تو كسي هستي كه دوست نداري ميهماندار از ميهمان خود پذيرايي نكند، گرچه ميهمان بر اثر عدم پذيرايي از بين نرود و ميهماندار از كساني باشد كه پذيرايي دارايي او را كم كند. و اگر از ما پذيرايي نكني، در پناه تو گرسنه مانده و از بين ميرويم در حالي كه پذيرايي و احسان دارائيت را بيشتر ميكند. اي كسي كه نيكوكاري چيزي از او كم نكرده و محروم نمودن چيزي به او اضافه نميكند ما را بخاطر بديمان مجازات مكن.
كسي هستي كه بهاي بيشتري به من دادي و به كساني كه مهمان نبوده ولي مضطر باشند، وعده اجابت دادي و در كتابت وعده بر طرف كردن گرفتاري آنان را دادي و اكنون اي پروردگار ما محتاج بخشايش تو و نجات از مجازات دردناكت ميباشيم و هيچ نياز و اضطراري بالاتر از اين اضطرار نيست. پس كجاست اجابت و بر طرف كردن گرفتاري اي بخشاينده دست ما را بگير و از ورطه هلاكت شدگان و سقوط زيانكاران نجات ده. و چنانچه ماه، ماه تو، بنده، بنده تو و رحمت رحمت تو است، دست زدن و گرفتن طناب نجات تو نيز تنها با توفيقي از جانب تو ميسر است. زيرا تمام خيرها از تو بوده و در غير تو يافت نميشود. از كجا به خير برسيم در حالي كه خيري يافت نميشود مگر از ناحيه تو و چگونه نجات پيدا كنيم در حالي كه كسي نميتواند نجات يابد مگر با كمك تو.
اي كريم! اگر عدل تو ما را اجابت نموده ولي ترازوي حكمتت ما را رد كند و بگويد: فضل و بخشش بر شما خلاف حكمت و موفق نمودن شما خلاف عدالت در قضاوت است زيرا سزاوار فضل و بخشش نبوده و خوبي به شما كار درستي نيست بخاطر اين كه گناهان روي شما را سياه و غفلت از ياد من قلوب شما را تيره و دوستي دنيا نفس و عقل شما را مريض كرده و رحمت من گرچه شامل هر چيزي هست ولي مگر سخنم را در كتابم نشنيديد كه: رحمتم را براي متقين قرار ميدهم. [1] و من گرچه ارحم الراحمين و بخشنده مهرباني هستم ولي مجازاتم نيز سخت و شديد است و اگر حكمتم در ميان آفريدگانم نبود.
كه اهل عدل و فضل را از ديگران جدا نمايم در كجا زيبايي و بزرگي من به روشني آشكار ميشد، ما نيز در جواب قضاوت حكمتت با آموزش و ياري تو ميگوييم: شكي نيست كه سزاوار فضل و بخشايش تو نيستم اما اي كريم اگر سزاوار فضل بودن شرط بهرهمندي از فضل تو بود هيچگاه فضل تو در جهان آشكار نميشد. زيرا غير تو بجز از جانب تو نه خيري دارد و نه سزاوار چيزي است سزاواري فضل تو نيز فضلي است از جانب تو و امكان ندارد فضل از سزاوار فضل بودن بوجود آيد. و در مورد سياهي چهره و تيرگي قلبهايمان نيز به همين صورت جواب ميدهيم زيرا تمامي نورها در تو و از جانب تو است.
بنابراين اگر ما را نوراني نكني چگونه نوراني شويم و اگر ذرّهاي از نور و روشني خود را به ما عنايت فرمايي و ما را با دادن ذرهاي از زندگي خود، بزرگ بداري ما را زندگي و شفا داده و كامل و نوراني خواهي نمود. و آيه قرآن (رحمت خود را براي متقين قرار ميدهم)[2] نيز با اميدواري و آرزوها و دعاي ما منافاتي ندارد. زيرا ما نيز توقع داريم از فضل خود به ما تقوا عنايت فرمايي. چنانچه به متقين عطا فرمودي و سپس رحمتت را نصيب ما سازي.
وانگهي اين فرمايش تو فقط تصريح ميكند كه رحمت خود را براي افراد با تقوا قرار دادهاي و نفرمودهاي كه غير آنها را از رحمت خود بهرهمند نميسازي. و در جواب اين كه اگر اهل فضل و عدل را از ديگران جدا نكنم، زيبايي و بزرگيم در كجا بروشني جلوه ميكنند، ميگوييم براي آشكار شدن بزرگي، عدل و مجازات تو كافي است ستيزهگران و كساني را كه از روي تكبر تو را عبادت نميكنند، مجازات نمايي و با عدلت با آنان رفتار نمايي تا بزرگي و عدل تو بخوبي آشكار شود، و غير از من افرادي داري كه آنان را مجازات نمايي ولي من كسي را بجز تو ندارم كه به من رحم كند. اقرار كنندگان به آنچه ميخواهي و گدايان و دعا كنندگان و اميدواران و اهل ترس و حياي از تو كجا و آشكار شدن بزرگيت كجا؟
بخصوص كه، اگر چه گناهكاريم ولي به اوليا و دوستان فرمانبردارت متوسل ميشويم و رويمان گرچه سياه است ولي با روي پاك دوستان پاكت كه نزد تو درخشان است به تو توجه ميكنيم و دلهاي ما گرچه تاريك است ولي از نور بندگان عارف به تو، روشني ميگيريم. و اگر دوستي دنيا دلهاي ما را مريض و عقلهاي ما را نابود كرده، ولي محبت اولياي تو آن را زنده كرده و اگر فضل تو در بندگان چنگ زننده به دستگيره فضل و دامن كرمت آشكار ميشود، چه اشكالي دارد كه فضل آنان نيز در اهل ولايت آنان كه به دستگيره محبت آنان چنگ زدهاند، ظاهر شود.
و اگر عدل تو در مورد ثبوت ولايت آنان، با ما بحث كند، گرچه معلوم نيست ولايت آنان در ما باشد، ولي شكي نيست كه دشمنان تو و دشمنان آنها فقط بخاطر ولايت آنان با ما دشمني ميكنند. و مدت زيادي بخاطر اولياي تو ما را آزار دادند. و همين مقدار كافي است كه به دامن عفو و دستگيره فضل و كرمت و رشته اوليايت چنگ زنيم.
بنابراين به خاطر فضل و كرمت و به خاطر مقام اوليايت، محمد و آل او، صلواتي بيپايان بر آنان فرست، صلواتي كه با آن گناهان ما را آمرزيده عيبهاي ما را اصلاح و عقل و نور ما را با آن كامل كني و خود و آنان را به ما بشناساني و ما را به خودت و آنان نزديك نمايي و مقام ما را در همنشيني با آنان نزد خود بالا ببري، و با اين صلوات از ما خوشنود شده آنچنانكه هيچگاه از ما خشمگين نشوي تا در حالي كه از تو راضي بوده و تو نيز از ما راضي باشي بر تو وارد شويم، و ما را به آل محمد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم ملحق نمايي همراه با شيعيان نزديك و اولياي گذشته آنان در جايگاه راستي نزد پادشاه توانا ـ كه در آنجا از نعمتها بهرهمندند ـ[3] و بر محمد و آل پاك او صلوات فرست كه هر چه خدا خواهد، همان است و قدرتي جز او نيست».
از ديگر مراقبتها در اين ماه اين است كه سالك معني ماه حرام را بداند تا مواظب تمام كارها و حالتها و حتي اموري كه وارد قلبش ميشود باشد. و بداند كه سه ماه رجب، شعبان و رمضان ماه عبادت است. بنابراين سزاوار است طالبان علم در آن ماهها عبادت را مقدم بر تحصيل علم نمايند، گرچه تحصيل علم نيز از برترين عبادتهاست. /س
پینوشتها:
* ـ برگرفته از كتاب المراقبات، ميرزاجوادآقا ملكي تبريزي، فصل هشتم، ص 96.
[1] ـ «فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ»؛ (اعراف/ 156).
با سلام و درود به همه منتظران