راهی برای فراموش نشدن!
بانوی نیکوکاری که برای تمیز کردن و جمع ملحفه ها به اطاق شماره 12 که نامش «شب بو» است،آمده و می گوید: زهرا جان، حیف نیست قطرات اشک هایت را برای پژمرده شدن این گل هدر می دهی؟
این بانوی 75 ساله می گوید: زرد شدن این گل ها ، حکایت از تمام شدن عمر من دارد و دیگر زمان زنده ماندن من هم به پایان رسیده است.زرد شدن این گل ها آن هم در آخرین سرای زندگی ، نشانه اتمام ثانیه های زندگی است.
او در حالیکه زیر لب غزل خداحافظی را زمزمه می کرد ، گفت: روزهای سبز تمام شد و دیگر وقت رفتن است و باید عازم سفر ابدیت شد.
مهین 65 ساله، یکی دیگر از ساکنان این اطاق می گوید: من 10 سال است که مونس وهمدم زهرا هستم و برگ های گلدان من هم همین روزها پژمرده خواهد شد و به دیار باقی خواهم رفت.
وی که قادر به راه رفتن نیست و بر روی صندلی چرخدار نشسته، گفت: من طاقت دوری او را ندارم و نمی توانم لحظه های زندگی را بدون هم صحبتم سپری کنم.
بانوی خیری که مشغول شانه کردن موهای یکی از مددجویان بود ، گفت:زندگی گلدانی است که چهار فصل آن سبز است و زرد شدن برگی از آن، نشانه رویش دوباره زندگی است.
«فاطمه زلالی» که پنج سال است به طور خیرخواهانه در آسایشگاه سالمندان کهریزک، مشغول به فعالیت است،گفت: بعضی از زنان و مردان این آسایشگاه از روزگار عطر شادی را لمس نکردند و گل لبخند را از زمانه نچیدند.
وی گفت:آنان با افتادن هر برگ گلی و زرد شدن آن بسیار غصه می خورند و جوانه های امید به زندگی در وجودشان می خشکد. تزریق روحیه ای مملو از نشاط و شادی و برگرداندن به زندگی در این افراد بسیار سخت است.
کاشت یک نهال ، هدیه دادن یک گلدان و یا یک شاخه گل، تولدی دوباره برای پدران پیر و مادران کهنسال است.
«مائده علوی» گفت: خیرین می توانند در آغاز سال نو و فرار رسیدن روزهای سبز بهار، با دادن گل به سالمندان، لبخند را برای آنان به ارمغان بیاورند و یا جوانه ی سبزی را در باغچه دلشان یه یادگار بکارند. دیدار با سالمندان می تواند طراوت بهاری را در آسایشگاه هاجاری کرده و فضای جدیدی را ایجاد کند.
«مهربانو» ، بانوی خیر جوانی که بیشتر اوقاتش را با سالمندان این آسایشگاه می گذارند، می گوید: سالمندان با هر اتفاقی به سرعت عکس العمل نشان می دهند و هر رخدادی ممکن است لبخند را از چهره آنان دور و یا شادی را در وجودشان زنده کند.
وی افزود: آنان امید به بازگشت به کانون های گرم خانواده هایشان را فراموش کردند و به همین دلیل هر جوانه ای برایشان ، نشانی از تازگی ، پایداری و نوید زندگی است.
با آمدن بهار به دیدنشان برویم و آن ها را شاد کنیم و عهد ببندیم بزرگ تر هایمان را از خود دور نکرده و تنهایشان نگذاریم.
اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید . بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند.
این بانوی 75 ساله می گوید: زرد شدن این گل ها ، حکایت از تمام شدن عمر من دارد و دیگر زمان زنده ماندن من هم به پایان رسیده است.زرد شدن این گل ها آن هم در آخرین سرای زندگی ، نشانه اتمام ثانیه های زندگی است.
او در حالیکه زیر لب غزل خداحافظی را زمزمه می کرد ، گفت: روزهای سبز تمام شد و دیگر وقت رفتن است و باید عازم سفر ابدیت شد.
مهین 65 ساله، یکی دیگر از ساکنان این اطاق می گوید: من 10 سال است که مونس وهمدم زهرا هستم و برگ های گلدان من هم همین روزها پژمرده خواهد شد و به دیار باقی خواهم رفت.
وی که قادر به راه رفتن نیست و بر روی صندلی چرخدار نشسته، گفت: من طاقت دوری او را ندارم و نمی توانم لحظه های زندگی را بدون هم صحبتم سپری کنم.
بانوی خیری که مشغول شانه کردن موهای یکی از مددجویان بود ، گفت:زندگی گلدانی است که چهار فصل آن سبز است و زرد شدن برگی از آن، نشانه رویش دوباره زندگی است.
«فاطمه زلالی» که پنج سال است به طور خیرخواهانه در آسایشگاه سالمندان کهریزک، مشغول به فعالیت است،گفت: بعضی از زنان و مردان این آسایشگاه از روزگار عطر شادی را لمس نکردند و گل لبخند را از زمانه نچیدند.
وی گفت:آنان با افتادن هر برگ گلی و زرد شدن آن بسیار غصه می خورند و جوانه های امید به زندگی در وجودشان می خشکد. تزریق روحیه ای مملو از نشاط و شادی و برگرداندن به زندگی در این افراد بسیار سخت است.
کاشت یک نهال ، هدیه دادن یک گلدان و یا یک شاخه گل، تولدی دوباره برای پدران پیر و مادران کهنسال است.
«مائده علوی» گفت: خیرین می توانند در آغاز سال نو و فرار رسیدن روزهای سبز بهار، با دادن گل به سالمندان، لبخند را برای آنان به ارمغان بیاورند و یا جوانه ی سبزی را در باغچه دلشان یه یادگار بکارند. دیدار با سالمندان می تواند طراوت بهاری را در آسایشگاه هاجاری کرده و فضای جدیدی را ایجاد کند.
«مهربانو» ، بانوی خیر جوانی که بیشتر اوقاتش را با سالمندان این آسایشگاه می گذارند، می گوید: سالمندان با هر اتفاقی به سرعت عکس العمل نشان می دهند و هر رخدادی ممکن است لبخند را از چهره آنان دور و یا شادی را در وجودشان زنده کند.
وی افزود: آنان امید به بازگشت به کانون های گرم خانواده هایشان را فراموش کردند و به همین دلیل هر جوانه ای برایشان ، نشانی از تازگی ، پایداری و نوید زندگی است.
با آمدن بهار به دیدنشان برویم و آن ها را شاد کنیم و عهد ببندیم بزرگ تر هایمان را از خود دور نکرده و تنهایشان نگذاریم.
اگر می خواهید فراموش نشوید ، خود فراموش نکنید . بزرگ تر ها ی خانواده را یاد کنید و با احترام با آن ها رفتار کنید تا فرزندانتان بیاموزند و در آینده از شما یاد کنند.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ساعت 21:10 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران