آنچه در فرآيند مشاوره ازدواج در اين مرحله مورد توجه است، رعايت اصل تناسب و اصل اولويت بندي است. بر اساس اصل تناسب گفته مي‌شود هر اندازه افراد از لحاظ شرايط مادي ، فرهنگي و شخصتي ، تحصيلي متناسب با يکديگر باشند ازدواج موفقتري خواهند داشت. به همان اندازه که ازدواج يک فرد از طبقه اقتصادي بسيار بالا با فردي از طبقه اقتصادي پايين عدم هماهنگي و در نتيجه احتمال عدم موفقيت را به همراه خواهد داشت، عدم تناسب ويژگيهاي شخصيتي نيز (حتي بيشتر) مشکلات عميق را بروز خواهد داد.

تصور کنيد ازدواج يک فرد با ويژگي شخصيتي برونگرايي با فردي با ويژگي شخصيتي درونگرايي را. با توجه به اينکه افراد برونگرا تمايلات شديد به شرايط بيروني مثل برقراري روابط اجتماعي ، حضور در جمع و غيره دارند و افراد درونگرا برعکس تنهايي را بيشتر مي‌پسندند، به نظر شما ازدواج موفقي خواهند داشت. بر اساس اصل الويت بندي گفته مي‌شود چون در عمل ، امکان ازدواج با فردي که از تمام جنبه‌ها مطابق با شرايط و مدارکهاي فرد باشد پايين است، بنابراين توصيه مي‌شود با اولويت بندي و امتياز دهي به هر يک از جنبه‌هاي مورد ملاک ، تصميم گيري را آسانتر انجام دهند. اين نوع اولويت بندي در کليه تصميم گيريها مورد نظر است.

شروع و تداوم ازدواج

در اين مرحله مسائلي مورد بررسي قرار مي‌گيرند که آغاز يک ازدواج موفق و تداوم آنرا تحت تأثير قرار مي‌دهند. با توجه به اينکه دو فردي که با امر ازدواج تصميم مي‌گيرند زندگي مشترکي را زير يک سقف آغاز کنند، تفاوتهاي عميقي دارند که بخشي از آن به تفاوتهاي زن و مرد و بخش ديگر به تفاوتهاي اقتصادي ، فرهنگي ، تربيتي و خانوادگي و ... باز مي‌گردد. رسيدن به يک خط تعادلي مشترک به نظر ، کلي مشکل مي‌رسد. البته در اوايل زندگي با توجه به ويژگي آرمانگرايي که هر دو طرفين دارند، اين مشکلات هر چند وجود دارند اما شايد کمتر به چشم بخورند.

در هر حال لازم است افراد در شرف ازدواج و زوجهاي جوان مطالبي را که معمولا به عنوان عوامل آسيب رسان به رابطه همسران شناخته مي‌شوند بشناسند و در مواردي که به استحکام روابط آنها کمک مي‌کنند آموزش بينند. روان شناسي ازدواج در اين مرحله آشنايي با تفاوتهاي زن و مرد ، روند حل مسأله ، مواجهه با تغييرات اساسي ، شيوه تعاملات مناسب را آموزش مي‌دهد.

چه عواملي تأثير منفي بر ازدواج مي‌گذارند؟

عوامل زير در عدم موفق ازدواج تأثيرات اساسي دارند:

* عدم تناسب فرهنگي ، اجتماعي ، شخصيتي و اقتصادي

* عدم آشنايي زوجها با برقراري ارتباط مناسب و تعاملات سازنده: زوجهايي که روابط متعادلتري برقرار مي‌کنند، معمولا موفقتر هستند. زوجهاي ناموفق افرادي بوده‌اند که يک يا هر دو آنها توان برقراري رابطه مثبت را نداشته‌اند يا بيش از حد به اين روابط بها داده‌اند، بطوري که به نوعي وابستگي کشانده شده‌اند. به عبارتي به همان اندازه که سردي در روابط عمدتا مشکل آفرين است، علاقمندي مفرط و خارج از حد که به صورت وابستگي و چسبندگي ظاهر مي‌شود مشکل آفرين خواهد بود.

* عدم آشنايي زوجها با فرآيندهاي حل مسأله و مواجهه با تغييرات اساسي زندگي: با توجه به اينکه هر فردي در طول زندگي خود با مسائل و مشکلاتي مواجه مي‌شود، براي حل اين مسائل فنوني را بکار مي‌برد. برخي از اين فنون منفي و برخي ديگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکلات را به شيوه مثبت داشته باشند و مثلا بجاي قهر ، داد و بيداد و غيره که شيوه‌هاي منفي هستند، به شيوه مؤثرتري مثل بحث و گفتگوي آرام و ... مسائل ما بين خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود.

* ازدواج قبل از 20 سالگي و يا پس از 30 سالگي

* زوجين بعد از يک اتفاق يا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند.

* يک يا هر دو شريک زندگي در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلي خود باشند، يا يکي يا هر دو آنها به خانواده خود وابسته باشند.

* زوجين داراي منظومه‌اي از برادران و خواهران ناسازگار باشند.

* زوجين در محلي بسيار نزديک يا بسيار دور از هر يک از خانواده‌هاي اصلي خود سکونت داشته باشند.

* زوجين از نظر مالي ، فيزيکي و يا عاطفي به خانواده خود وابسته باشند.

* زوجين قبل از يک دوره آشنايي 6 ماهه و يا پس از دوره نامزدي سه ساله ازدواج کرده باشند.
* جشن ازدواج بدون حضور اعضاء خانواده يا دوستان برگزار شده باشد.

* زن پيش از ، يا در طول اولين سال ازدواج باردار شده باشد.

* هر يک از زوجين با برادران ، خواهران و يا والدين خود رابطه ضعيفي داشته باشد.

* هر يک از زوجين دوران کودکي يا نوجواني خود را دوران ناخوشايند تلقي مي‌کنند.

* الگوها در هر يک از خانواده‌هاي زوجين بي‌ثبات باش

برگرفته از سایت www.ofc.ir