با مردی ارتباط برقرار میکنند که به نوعی عادی نیست ،مرد به انها محبت نکرده و جواب محبتهای آن را با بی تفاوتی پاسخ میگوید اما زن عشق خود را بیشتر میکند. زن فکر میکند هر چه بیشتر محبت کند بالاخره مرد تسلیم شده و اعتراف میکند که عاشق از خود گذشتگی و محبت زن شده است و بدون او لحظه ای دوام نخواهد آورد اما این فکر در نظرش همچنان بصورت رویا باقی خواهد ماند.
چون مرد با عشق بیشتر و بیشتر از سوی زن خود را در مرحله ای میبیند که زن به عشق او نیازی ندارد و یا حتی اگر دارد بی محبت او هم به او عشق میورزد پس هر بار دور و دورتر میشود و نهایتا او را ترک میکند.
با بررسی در مورد این زنان و سوابق زندگی آنها متوجه نیازشان به برتری جویی شدم.
سوابق دوران کودکی آنها به مقدار قابل توجهی روی روابط آنها با مرد زندگیشان اثر میگذارد.البته فقط زنها نیستند که دچار این حالت میشوند بلکه مردهایی هم هستند که این گونه رفتار میکنند.لیکن مردها با فرو رفتن در کار زیاد ،روی آوردن به ورزشهای مختلف و یا تفریحات دیگر به زن اعتیاد پیدا نمیکنند اما زنها به دلیل بیولوژیایی کمبودهای خود را در روابطشان متجلی میسازند.
از انواع سوابقی که در این زنان یافت شده :
1.در خانواده ناسالم بزرگ شده و به نیازهایشان بهای لازم داده نشده.
2.از آنجایی که از محبت و توجه لازم بی بهره بوده اند سعی میکنند نیازشان را با محبت کردن به دیگران به خصوص به مردانی که به نوعی به آنها محتاجند برآورده سازند.
3.تحت تاثیر وحشت ترک شدن و تنها ماندن ،همه تلاششان را میکنند تا رابطه از هم گسسته نشود.
4.در روابط با مرد خود 50% مسئولیت،احساس گناه و سرزنش را متوجه خو میدانند.
و ...
این افراد در ضمیر ناخوادگاه خود مجذوب این جمله شده اند:برایت رنج میکشم تا دوستم بداری.
زنان شیفته اغلب جدا از روابط اعتیادی زمینه ای مساعد برای اعتیاد به مواد مخدر ،الکل و وابستگیهای دیگر دارند.یکی از مشکلات مهم در آنها اعتیاد به خوردن و پرخوری است.آنها برای خراب کردن جلوه واقعیتها گرفتار اختلالات تغذیه ای میشوند و بسیاری دیگر با مشکل بی اشتهایی عصبی روبرو میشوند.
مطمئنا شدت مسائل و مشکلات نیست که بهبود یافتن یا نیافتن زنان را مشخص میکند.زنان شیفته بدون توجه به شرایطشان و بدون توجه به تاریخچه زندگیشان ویژگیهای مشابه دارند.اما زنی که بر انگاره محبت بی تناسب فایق آمده تا حدود زیادی متفاوت از زنی است که هنوز به مرحله بهبود نرسیده.
برای رسیدن به بهبودی بیش از هر چیزی باید خود بر مشکلتان آگاه باشید و بخواهید و واجب بدانید که خود را اصلاح کنید :
1.تقاضای کمک کنید.
2.بهبود خود را نخستین اولویت قرار دهید.
3.در یک گروه حمایتگر ثبت نام کنید.
4.از کنترل کردن دیگران خودداری کنید.
5.درگیر بازیهای روانی نشوید.
6.خودپردازی کنید.
7.خودخواه شوید.
8.آموخته های خود را با دیگران در میان بگذارید.
به بهبود دیگران کمک کنید و به جریان بهبود خود با دقت ادامه دهید.در میان گذاشتن تجارب خود با دیگران نوعی خودخواهی سالم است که در نتیجه آن به بهبود ادامه دار کمک میکند.

نویسنده: نازیلا کریمی
مرجع:woman who love too much when you keep wishing