ادر، عنوان عاشقانه‌ترین شعر خداست. شعری که مضمون آن جز عشق نیست.
مادر، همان عشقی‌‌ست که در هیأت آدمی بر خاک گام برمی‌دارد.
مادر، چیزی‌ست شبیه خودش.
هیچ‌چیز شبیه مادر نیست،
مادر، فقط مادر است...

و امّا، پدر:
پدر، می‌بخشد بی‌دریغ و دوست‌می‌دارد بی‌چشمداشت.
پدر، کار می‌کند آن‌گونه که شمع می‌‌سوزد.
او در تب و تاب، خود را آب می‌کند تا که گرما و روشنی به من و شما ببخشد.
تنها خداست که به خلوت و تنهایی پدران راه دارد.
تنها خداست که می‌داند پدران چه می‌کشند و چه‌ها در دل دارند.
پدران حضوری سبکبال دارند ، به چشم نمی‌آیند و آن‌گاه که دیگر نیستند ، جای‌شان چه‌قدر خالی‌ست.
جای خالی پدران را با هیچ‌چیز نمی‌توان پرکرد.
پدر ، همان روحی‌ست که خداوند به کالبد خاکی زندگی دمیده است.
زندگی اگر زنده است، دلیل آن پدران‌اند.
این ابر باران‌زای حضور پدران بر سرِ زندگی و سرزندگی‌تان هماره سایه‌گستر باد!