باشند. وقتى یک جامعه را موظّف مى‏ کنند که آحادش باید دیگران را به معروف
امر و از منکر نهى کنند، این به چه معناست؟ چه وقت ممکن است آحاد یک ملت
آمر به معروف و ناهى از منکر باشند؟ وقتى که همه، به معناى واقعى در متن
مسائل کشور حضور داشته باشند؛ همه کار داشته باشند به کارهاى جامعه؛
همه اهتمام داشته باشند؛ همه آگاه باشند؛ همه معروف شناس و منکر شناس
باشند. این، به معناى یک نظارت عمومى است؛ یک حضور عمومى است؛ یک
همکارى عمومى است؛ یک معرفت بالا در همه است. امربه‏ معروف، اینهاست.
والّا اگر ما امربه ‏معروف را در یک دایره محدود، آن هم به وسیله افراد معلومى،
زندانى کنیم، دشمن هم در تبلیغات خودش بنا مى‏ کند سمپاشى کردن؛ که در
ایران بناست از این به بعد، نسبت به زنهاى بدحجاب، این‏طور عمل شود! این
واجبِ به این عظمت را، که قوام همه چیز به آن است، بیاورند در دایره‏اى محدود،
در خیابانهاى تهران؛ آن هم نسبت به چند نفر زنى که وضع حجابشان مثلاً درست
نیست. این است معناى امر به معروف؟! این است معناى حضور نیروهاى
مؤمن در صحنه‏ هاى گوناگون جامعه؟! قضیه، بالاتر از این حرفهاست. تخلّفها
یک اندازه و یک نوع نیست. تخلّفها، تخلّفهاى فردى نیست. بالاترین تخلّفها، آن
تخلّفها و جرایمى است که پایه ‏هاى نظام را سست مى‏ کند. نومید کردن مردم،
نومید کردن دلهاى امیدوار، کج ‏نشان دادنِ راه راست، گمراه کردن انسانهاى مؤمن
و بااخلاص، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامى،
کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احکام اسلامى و تلاش براى به فساد
کشاندن نسل مؤمن. امروز دستهایى تلاش مى‏ کنند تا فساد را به صورت
نامحسوس - نه آن طورى که شما در خیابان آن را ببینید و بفهمید و مشاهده
کنید - به شکلهاى گروهکى، ترویج کنند و جوانان را به فساد بکشانند؛ پسرها را
به فساد بکشانند؛ مردم را به بى ‏اعتنایى بکشانند. منکرات اینهاست؛ منکرات
اخلاقى، منکرات سیاسى، منکرات اقتصادى. همه ‏جا، جاى نهى از منکر است.
یک دانشجو هم، در محیط درس مى‏ تواند نهى از منکر کند. یک کارمند شریف
هم، در محیط کار خود مى‏ تواند نهى از منکر کند. یک کاسب مؤمن هم، در محیط
کار خود مى‏ تواند نهى از منکر کند. یک هنرمند هم، با وسایل هنرى خود،
مى‏تواند نهى از منکر کند. روحانیون در محیطهاى مختلف، یکى از مهمترین
عوامل نهى از منکر و امر به معروفند. نمى ‏شود این واجبِ بزرگ الهى را در
دایره‏ هاى کوچک، محدود کرد. کار هم کار همه است. این‏طور نیست که مخصوص
عدّه خاصى باشد. البته هرکس وظیفه‏اى دارد. من در پیام تشکّرى که منتشر شد،
عرض کردم: قشرهاى مختلف، باید جایگاه خود را در امربه معروف و نهى ازمنکر،
پیدا کنند. هر کس جایگاهى دارد. کجا باید نهى از منکر کنید؟ شما در مقابل کدام منکر
مى‏توانید مقاومت کنید و بایستید؟ کدام رامى‏ شناسید؟ کار، کار مردمى است.
البته، علماى دین باید مردم را هدایت و راهنمایى کنند؛ کیفیّت نهى‏ازمنکر را بیان
کنند و منکر را براى آنها شرح دهند. باید خطر را بشناسیم. باید نقاطى را که خطر،
از آن نقاط جامعه اسلامى را تهدید مى‏ کند، درست بشناسیم. آن عبرتهاى قضایاى
صدر اسلام را براى مردم و براى خودمان، باز کنیم. مهمترین وظیفه ‏اى که در صراطِ
امربه معروف ونهى‏ازمنکر وجود دارد، این است که نیروهاى مؤمن وآمربه‏ معروف و
ناهى‏ ازمنکر و آنهایى که در نظام اسلامى انگیزه دارند، باید در صحنه باشند.
همه ‏جا باید حضور داشته باشند. حزب‏ الّلهى بودن، یعنى آماده کار بودن براى
انجام تکلیف الهى. این، یک ارزش است؛ یک ارزش انقلابى است. در نظام اسلامى،
همه جا، کسى که داراى روحیه حزب الّلهى است بر کسى که داراى روحیه حزب الّلهى
نیست، ترجیح دارد.

تاریخ:۷/۵/۱۳۷۱