مى‏ فرماید: «و ما اعمال البّر کلها و الجهاد فى سبیل‏اللَّه عند الامر بالمعروف

و النّهى عن المنکر الا کنفثه فى بحر لجّى.»(۳) یعنى امر به معروف ونهى از

منکر، در مقیاس وسیع و عمومى خود، حتى از جهاد بالاتراست؛ چون پایه دین

رامحکم مى ‏کند. اساس جهاد راامربه معروف ونهى‏ ازمنکراستوار مى ‏کند.

مگر مأمورین و مسؤولین ما مى ‏توانند آمربه معروف وناهى از منکر را بادیگران

مساوى قرار دهند؛ چه رسد به این‏که نقطه مقابل ‏او را تأیید کنند!؟ البته جوان

حزب‏ اللّهى هم باید باهوش باشد. باید چشمهایش رابازکند و نگذارد کسى در

صفوف او رخنه کند و به‏ نام امربه معروف ونهى‏ ازمنکر، فسادى ایجاد نماید که

چهره حزب‏ اللَّه را خراب کند. باید مواظب باشید. این، به عهده خودتان است.

من یقین دارم - و تجربه‏ هاى این چندسال هم نشان داده - تانیروهاى مؤمن و

حزب‏ الّلهى براى انجامِ کارى به میدان مى‏ آیند، یک عدّه عناصر بدلى و دروغین،

با نام اینها در گوشه ‏اى فسادى ایجاد مى ‏کنند تا ذهن مسؤولین را نسبت به

نیروهاى مؤمن و حزب‏ الّلهى و مردمى چرکین کنند. مواظب باشید. مسأله امر

به معروف و نهى‏ ازمنکر، مثل مسأله نمازاست. یادگرفتنى است. باید بروید یاد بگیرید.

مسأله دارد که کجا و چگونه باید امر به معروف ونهى‏ از منکر کرد؟ البته من عرض

مى ‏کنم - قبلاً هم گفته‏ ام - در جامعه‏ اسلامى، تکلیف عامه مردم، امربه

معروف ونهى‏ از منکر با لسان است؛ با زبان. اگر کار به برخورد بکشد، آن دیگر

تکلیف مسؤولین است. آنها باید وارد شوند. اما امر به معروف و نهى از منکر زبانى،

مهمتر است. عاملى که جامعه رااصلاح مى‏ کند، همین نهى از منکر زبانى است.

به آن آدم بدکار، به آن آدم خلافکار، به آن آدمى که اشاعه فحشا مى‏ کند، به

آن آدمى که مى ‏خواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، مردم باید بگویند. ده‏ نفر،

صدنفر، هزارنفر! افکارعمومى روى وجود و ذهن او باید سنگینى کند. این،

شکننده‏ ترین چیزها است. همین نیروهاى مؤمن و بسیجى و حزب‏ الّلهى؛

یعنى همین عامه مردم مؤمن؛ یعنى همین اکثریّت عظیم کشور عزیز ما؛

همین هایى که جنگ را اداره کردند؛ همین هایى که از اوّل انقلاب تا به حال با

همه حوادث مقابله کردند، در این مورد مهمترین نقش را مى ‏توانند داشته باشند.

همین نیروهاى مردمى، که اگر نبودند - این بسیج اگر نبود، این نیروى عظیم

حزب اللَّه اگر نبود - در جنگ هم شکست مى‏ خوردیم؛ در مقابل دشمنان

گوناگون هم دراین چندسال شکست مى‏ خوردیم و آسیب ‏پذیر بودیم.

کارخانه ما را مى‏ خواستند به تعطیلى بکشانند؛ نیروى حزب‏ الّلهى از داخل

کارخانه مى ‏زد به سینه‏ شان. مزرعه ما را در اوایل انقلاب مى‏ خواستند

آتش بزنند؛ نیروى حزب‏ الّلهى از همان وسط بیابانها و روستاها و مزارع،

مى ‏زد توى دهانشان. خیابانها را مى‏ خواستند به اغتشاش بکشند؛

نیروى حزب‏ الّلهى مى‏ آمد سینه سپرمى ‏کرد و در مقابلشان مى‏ ایستاد.

جنگ هم که معلوم است! این، آن نیروى اصلى کشوراست. نظام اسلامى

متّکى به این نیروست. اگر مردم؛ یعنى همین نیروهاى‏مؤمن و حزب‏ اللّهى،

با نظام باشند، با دولت باشند - که هستند بحمداللَّه - اگراین نیروى عظیم و

این نیروى بزرگ شکست ناپذیر مردمى در کنار مسؤولین و پشت سر

مسؤولین باشد - که بحمداللَّه هست هیچ قدرتى نمى ‏تواند با

جمهورى‏اسلامى مقابله کند.



تاریخ: ۲۲/۴/۱۳۷۱