چهارشنبه سورى هم مراسم جانبى و سنت هاى جالبى را در دل خود داشت كه عبارتند از فال كوزه، فال گوش، قاشق زنى، شال اندازى، آش نذرى، كوزه شكستن، نيايش با تنديس شير، آجيل مشكل گشا قسمت كردن، پختن حلوا، اسپند سوزاندن، نمك گرد سر گرداندن و...

درباره ماهيت اين جشن بايد گفت كه در زمان هاى گذشته در غروب آخرين سه شنبه سال، مردم بيرون از خانه ها آتش روشن مى كردند و اثاثيه كهنه اى را كه در خانه تكانى دور انداخته بودند، درميان شعله هاى آتش مى سوزاندند؛ اين عمل آنها هم بى گمان جنبه نمادين داشته است و بدين معنا بوده است كه قرار است چيز هاى كهنه دور ريخته شود و چيز هاى تازه جايگزين شود. رنج ها و خستگى ها و بيمارى ها سوزانده شود و زردى رخسار خسته آدم ها به آتش سپرده شده و در عوض سرخى و شادى آتش را ارمغان بگيرند. اين آيين جالب در طول تاريخ سيماهاى متفاوتى يافته است كه اغلب به جذابيت آن افزوده است. از جمله معروف است كه در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارك، توپى به نام «توپ مرواريد» وجود داشت كه در شب هاى چهارشنبه سورى اطرافش مملو از دخترانى بود كه در آرزوى پيدا كردن شوهر بودند.آنها در اين شب به بالاى اين توپ قديمى مى رفتند و براى برآورده شدن حاجتشان بر روى اين توپ آرزو مى كردند. علاوه بر اين در برخى از شهر هاى ايران، اين جشن به شكل و شيوه نابى اجرا مى شود كه خالى از تازگى و نوآورى نيست؛ مثلاً در زنجان در مراسم كوزه شكستن، پولى با آب در كوزه مى اندازند و از بام به زير مى افكنند.

از ديگر رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سورى اين است كه معمولاً دخترانى را كه مى خواهند زودتر شوهر بدهند، به آب انبار مى برند و هفت گره بر جامه ايشان مى زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند. مردم برخى از مناطق ايران زمين، از جمله آذربايجان و همدان، اين جشن ملى را سمبليك تر برگزار مى كردند بدين شكل كه تنديسه و مظهرى از زمستان درست مى كردند و آن را مى زدند و از آبادى بيرون مى كردند و جشن مى گرفتند و يا در اروميه شب چهارشنبه سورى بر بام خانه ها مى روند و كجاوه اى را كه زينت كرده و آرايش داده، با طناب از بام به سطح خانه فرود مى آورند و مى گويند: «بكش كه حق مرادت را بدهد.» كسى كه در خانه است مكلف است كه در آن كجاوه شيرينى و آجيل بريزد و پس از آن كه در آن چيزى ريختند آن را بالا كشيده و به بام خانه ديگرى مى برند. اين رسم شايد شكل ديگرى باشد از رسم سنتى و ريشه دار قاشق زنى؛ درباره رسم قاشق زنى بايد گفت كه معمولاً جوانترها با انداختن چادرى بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينى يا مشتى آجيل مى گيرند.
جالب است بدانيد كه برخى از محققان بر اين باورند كه مراسم چهارشنبه سورى پيش و بيش از آن كه ماهيت ايرانى داشته باشد، رسمى است كه بعد از حمله اعراب در ايران زمين باب شد. اين محققان بر اين باورند كه زرتشتيان پريدن از آتش مقدس را شايسته نمى دانند و در نتيجه اين رسم، رسمى ريشه دار و منطبق با تقدس آتش نيست. در پايان بد نيست بدانيم كه برخى از انديشمندان چهارشنبه سورى سالروز كشته شدن سياووش مى دانند و آتش افروزى در اين روز را نمادى از بازنمايى غم انگيز مرگ سياووش؛ «چون در آيين زرتشتى مراسم سوگوارى در رثاى مردگان جايز نيست، پارسيان زرتشتى در آخرين شب چهارشنبه پايان سال از آتش مى گذشته اند تا خاطره سياووش به منظور دفاع از عفت و پاكدامنى _ جاودان باقى بماند...» با چنين نگاهى ظاهراً چهارشنبه سورى را نبايد از جمله جشن ها به شمار آورد.

• جشن فروردگان
علاوه بر اينها پنجشنبه آخر سال را زرتشتيان متعلق به فره وش هاى درگذشتگان مى دانستند و در اين روز به زيارت آرامگاه آنها مى شتافتند و برايشان سفره تنقلات و سبزه تازه روييده مى بردند. البته اين صورت امروزين اين جشن باستانى است. در منابع تاريخى درباره محتواى ديرينه اين جشن آمده كه در اين روز معمولاً مغان و روحانيون زرتشتى، طعام و شراب درست كرده و در دخمه هاى مردگان مى نهادند تا روح مردگان از آنها بياشامند و بخورند. اما درباره زمان برگزارى اين آيين اتفاق نظر وجود ندارد. براساس برخى مدارك و شواهد تاريخى ديگر، اين آيين نه در روزهاى پايانى سال كه در روز فروردين از ماه فروردين يعنى نوزدهم فروردين ماه برگزار مى شده است. در اين روز زرتشتيان معتقد به دخمه ها رفته و در معبد، چوب صندل بخور مى دادند و موبدان با نذر و ميوه و گل مراسم آفرينندگان به جاى مى آوردند.