حقوق زنان
زنان و دختران بايد به آموزش ابتدايي دسترسي داشته باشند. آنان نبايد از شركت يا تدريس در مدارس متوسطه يا دانشگاهها منع شوند. حقوق اقتصادي براي زنان امكان نظارت بر داراييهاي اقتصاديشان را فراهم ميسازد و به آنان كمك ميكند تا از روابط پر مخاطره جنسي و احتمال سوء استفاده دوري كنند.
اين حقوق شامل موارد زير هستند:
▪ شرايط و مقياسهاي مشابه استخدام در مقايسه با مردان.
▪ مصونيت از ابطال استخدام به دليل بارداري يا ازدواج.
▪ مشاركت در برنامههايي از قبيل استفاده از وامهاي اشتغال زايي كوچك و آموزش مشاغل كه براي زنان امكان كسب درآمد را فراهم ميسازد.
▪ حق برخورداري از درآمد، رفتار و احترام مساوي در محل كار.
نظامهاي مردم سالار بايد براي كسب اطمينان از بهداشت و رفاه زنان و دختران و فراهم ساختن دسترسي مساوي به برنامههايي مشابه برنامههاي زير تلاش نمايند:
▪ مراقبتهاي بهداشتي عمومي، پيشگيري از بيماريها و مراقبتهاي پيش از زايمان.
▪ پيشگيري از بيماري ايدز، بهبود مراقبتهاي بهداشتي ارايه شده به مبتلايان، و كاهش از انتقال اين بيماري از طريق مادر به فرزند.
▪ مبارزه با قاچاقچياني كه زنان و دختران را به دام فحشاي اجباري يا بردگي داخل خانوادهها از طريق اغفال، تقلب يا اعمال زور مياندازند.
▪ مبارزه با آنچه پيشتر گردشگري جنسي ناميده ميشد و اغلب زنان و كودكان را مورد سوء استفاده قرار ميداد.
▪ آموزش پيامدهاي بهداشتي و اجتماعي ازدواج زود هنگام به خانواده ها.
▪ حمايت از مراكز قربانيان از جمله مراكز خشونتهاي خانوادگي و بحرانهاي ناشي از تجاوزات.
▪ آموزش كاستن از خشونتهاي خانوادگي به پليس، وكلا، قضات و هياتهاي پزشكي.
● حق دسترسي به تحصيلات
تحصيل حق جهاني بشر است. اين حق همچنين وسيلهاي براي دست يافتن به ساير حقوق بشر و ابزار قدرت بخش اجتماعي و اقتصادي است. كليه كشورهاي جهان از طريق اعلاميه جهاني حقوق بشر موافقت خود را با برخورداري همه انسانها از حق تحصيل اعلام كرده اند. شهروندان آگاه براي ارتقا مردم سالاري در جايگاه بهتري قرار دارند. سواد براي مردم، امكان كسب آگاهي را از طريق روزنامهها و كتابها فراهم ميسازد. همه جوامع، عادات ذهني، معيارهاي اجتماعي، فرهنگ و مطلوبات خود را از يك نسل به نسل بعد منتقل ميكنند.
ارتباط مستقيمي بين تحصيلات و ارزشهاي مردم سالاري وجود دارد: در جوامع مردم سالار، مطالب و تمرينهاي درسي از روش حکومت مردم سالار حمايت ميكنند. اين روند انتقال آموزشي در يك حكومت مردم سالار ضروري است، زيرا نظامهاي مردم سالار تأثير گذار، حكومتهايي پويا و رو به تكامل هستند كه به تفكر مستقل شهرواندنشان نياز دارند. وقوع تحولات مثبت اجتماعي و سياسي به اراده شهروندان بستگي دارد. حكومتها نبايد تحصيلات را وسيلهاي براي كنترل اطلاعات و شستشوي مغزي دانش آموزان و دانشجويان بدانند. نظامهاي آموزشي حكومتهاي مردم سالار، مانع از آموزش نظريههاي سياسي ديگر يا روشهاي حكومتي نميشوند. حكومتهاي مردم سالار دانش آموزان و دانشجويان را به طرح بحثهاي منطقي بر اساس پژوهش دقيق و درك كامل تاريخ تشويق ميكنند. گروههاي خصوصي و مذهبي بايد در تأسيس مدارس آزاد باشند يا اوليا ميتوانند آموزش فرزندانشان را در منازل انتخاب نمايند. مدارس دولتي بايد بدون در نظر گرفتن پيش زمينه قومي يا مذهبي، جنسيت يا ناتوانيهاي جسمي به طور مساوي در اختيار همه شهروندان باشند.
اصول و رسوم مردم سالاري بايد آموزش داده شوند تا مردم از امكانات و مسووليت هايشان به عنوان شهروندان آزاد آگاه شوند و قدر آنها را بدانند. آموزش براي تابعيت مردم سالارانه شامل آگاهي از تاريخ كشور و جهان و اصول بنيادين مردم سالاري است. دانش آموزان و دانشجويان بايد همچنين در تشكيل كانونها و انجام فعاليتهايي كه اصول مردم سالاري در آنها به اجرا درآيد آزاد باشند.
به عنوان نمونه:
▪ رهبري دانش آموزان و دانشجويان باعث تجربه اندوزي آنان در روند مردم سالاري ميشود.
▪ انتخابات آزمايشي به دانش آموزان و دانشجويان مشاركت شهروندان را آموزش داده، عادت راي دادن دايمي را در آنها پرورش ميدهد.
▪ روزنامه مدرسه به دانش آموزان نقش رسانهٔ آزاد و خبرنگاري مسئولانه را آموزش ميدهد.
▪ كانونهاي مدني باعث افزايش ارتباط با اجتماعات بزرگتر ميشوند.
با سلام و درود به همه منتظران