اين نوع حکومت بر دو پايه استوار است: اول ”حکومت اکثريت“ و دوم ”حفظ حقوق فردي و اقليت‌ها“. تمام دموکراسي‌ها، ضمن احترام به خواست اکثريت، مدافع سرسخت حقوق اوليه افراد و همچنين حقوق گروه‌هاي اقليت هستند. يکي از هدفهاي اصلي از ساختن نظام دموکراتيک دفاع از حقوق اوليه‌اي همچون آزادي بيان، آزادي دين، حق برخورداري برابر از حمايت قانون و فرصت سازماندهي و مشارکت کامل در امور سياسي، اقتصادي و فرهنگي يک جامعه است. در نظامهاي دموکراتيک انتخابات آزاد و عادلانه به طور منظم برگزار مي‌شود که همه شهروندان حق شرکت در آن را دارند. در يک دموکراسي آرماني، انتخابات نبايد نمايي ظاهري باشد که ديکتاتورها و يا يک حزب خاص پشت آن مخفي شوند، بلکه، انتخابات رقابتي واقعي است براي جلب حمايت مردم.

دموکراسي دولت‌ها را قانون مدار مي‌سازد و متضمن اين است که تمامي شهروندان از حمايت برابر قانون برخوردار باشند و دستگاه حقوقي از حقوقشان دفاع کند. جوامع دموکراتيک به ارزش‌هايي همچون تحمل مخالف، همکاري و مدارا پايبند هستند. دموکراسي‌ها دريافته‌اند که براي دستيابي به وفاق، مدارا لازم است و همچنين اينکه شايد وفاق هميشه قابل حصول نباشد. به قول ماهاتما گاندي (۳)، ”عدم تحمل خود يک نوع خشونت است و يک مانع براي به وجود آمدن يک روحيه دموکراتيک راستين“ همه حکومتهاي دموکراتيک يک شکل نيستند. آنها متفاوت از يکديگراند و هر يک از آنها حيات سياسي، اجتماعي، و فرهنگي خاص ملت خود را منعکس مي‌کند. در حقيقت دموکراسي‌ها همگي بر پايه يک سري اصول اساسي استواراند، نه بر پايه شيوه‌هاي يکسان.

 

● وظايف شهروندان

حکومت مردم سالار، برخلاف نظام استبدادي، براي خدمت به مردم شکل گرفته است؛ اما مردم نيز بايد به قوانين مردم سالاري حاکم، پاي بند باشند. نظامهاي مردم سالار حقوق و آزادي هاي زيادي از جمله آزادي مخالفت با حکومت و انتقاد از آن، براي شهروندان قايلند. در مقابل شهروندان نيز آگاه‌اند که براي تداوم حمايت حکومت از حقوقشان، بايد بخشي از بار مسئوليت جامعه را بر دوش گيرند. آنان مي‌دانند که مردم سالاري به صرف وقت و کار سنگين احتياج دارد – حکومتي از دل مردم، نيازمند وجود تيزبيني و نظارت دايمي از جانب آنها است. در يک نظام مردم سالار، افراد ناراضي از رهبران جامعه مي‌توانند آزادانه و در آرامش، شرايط تغيير را فراهم سازند يا در زمان انتخابات به کساني غيراز رهبران حاکم راي دهند.

براي سلامت حکومت هاي مردم سالار، راي دادن گاه به گاه مردم کافي نيست. بلکه توجه، وقت و تعهد عده زيادي از شهروندان که خواستار حمايت دولت از حقوق و آزادي هايشان هستند، لازم است. در جوامع آزاد گفته مي‌شود: حکومتِ حاکم بر مردم متناسب با لياقت آنها است. براي موفقيت مردم سالاري، لازم است که شهروندان فعال باشند نه منفعل، چرا که موفقيت يا شکست حکومت به خود آنها بستگي دارد و نه هيچ کس ديگر. در ازاي آن، مقامات حکومتي مي‌دانند که بايد برخورد با تمام شهروندان، يکسان باشد و رشوه خواري جايي در حکومت مردم سالار ندارد.

برخي الزامات مثل احترام به قانون، پرداخت صحيح ماليات ها، پذيرفتن مرجعيت دولت منتخب و احترام به حقوق افرادي که ديدگاه هاي متفاوت دارند، مربوط به همه حکومت هاي مردم سالار مي‌شود. در برخي از حکومت هاي مردم سالار نيز، خدمت مردم در هيات هاي منصفه يا خدمت نظام و يا خدمات ملي غير نظامي به عنوان مشارکت مدني مردم، اجباري است.

در حکومت مردم سالار، شهروندان:

▪ به احزاب سياسي مي‌پيوندند و براي پيروزي نمايندگان منتخبشان مبارزه مي‌کنند. آنان اين حقيقت را مي‌پذيرند که ممکن است قدرت همواره در دست حزب آنان نباشد.

▪ آزادند نامزد انتخابات شوند يا مدتي در جايگاه مقامات منتخب مردم به خدمت بپردازند.

▪ براي طرح مسايل محلي يا کشوري از مطبوعات آزاد استفاده مي‌کنند.

▪ به عضويت اتحاديه هاي کار، گروه هاي اجتماعي و انجمن هاي تجاري درمي آيند.

▪ به عضويت نهاد هاي داوطلبانه خصوصي فعال در زمينه علايقشان درمي آيند. اين سازمان‌ها ممکن است در زمينه مذهب، فرهنگ قومي، مطالعات دانشگاهي، ورزش، هنرها، ادبيات، بهبود اوضاع محل، تبادل بين المللي دانشجويان يا موضوعات فراوان ديگري فعال باشد. تمام اين گروه‌ها بدون آنکه موافقتشان با حکومت اهميتي داشته باشد، در پرمايگي و سلامت مردم سالاري سهيم هستند.

● حقوق و آزاديها در يک نظام دموکراتيک

حقوق بشر تمام انسان‌ها با حقوق مسلمي به دنيا مي‌آيند. اين حقوق به مردم اجازه مي‌دهد كه زندگي شرافتمندانه اي پيشه كنند. بنابراين هيچ حكومتي نمي تواند اين حقوق را اعطا كند، ولي تمام حكومت‌ها موظف به حفظ آن هستند. آزادي كه بر پايه عدالت، بردباري، شرافت و احترام (بدون در نظر گرفتن قوميت، مذهب، ارتباط سياسي يا موقعيت اجتماعي) شكل مي‌گيرد ايجاب مي‌کند که مردم در پي اين حقوق اصولي باشند. در حالي كه نظام هاي استبدادي حقوق بشر را نفي مي‌كنند، جوامع آزاد براي رسيدن به آنها همواره در تلاش اند. تمام موارد حقوق بشر به يكديگر وابسته و تفكيك ناپذير هستند؛ آن موارد جنبه هاي مختلف هستي انسان از جمله مسايل اجتماعي، سياسي و اقتصادي را در بر مي‌گيرند.

از ميان پذيرفته شده‌ترين آن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

▪ همه مردم بايد حق داشتن عقايد و بيان آنها را به صورت فردي و يا از طريق انجمن هاي صلح آميز داشته باشند. جوامع آزاد ”بازار نظرات“ را تشكيل مي‌دهند كه در آن‌ها افراد درباره هر تعداد موضوعي كه مايل باشند، به تبادل نظر مي‌پردازند.

▪ تمام مردم بايد حق مشاركت در حكومت را دارا باشند. حكومت‌ها بايد به وضع قوانيني در حمايت از حقوق بشر بپردازند و در عين حال دستگاه هاي قضايي بايد اين قوانين را به صورت يكسان براي مردم به اجرا در آورند.

▪ آزادي از بازداشت خودسرانه، حبس و شكنجه (چه فرد مورد نظر از مخالفان حزب قدرتمند باشد، چه اقليت قومي و چه يك جنايتكار عادي) از حقوق اوليه بشر به شمار مي‌رود.

▪ در كشورهايي با قوميت هاي گوناگون، اقليت هاي مذهبي و قومي بايد بدون نگراني از تهمت هاي اكثريت مردم، در استفاده از زبان و حفظ سنت هايشان آزاد باشند. حكومت‌ها بايد در عين احترام به خواست اكثريت، به حقوق اقليت‌ها نيز توجه داشته باشند.

▪ تمام مردم بايد داراي امكان كار، امرار معاش و حمايت از خانواده هايشان باشند.

▪ لازم است كه از كودكان حمايت ويژه به عمل آيد. آنان بايد حداقل به آموزش ابتدايي، تغذيه درست و بهداشت دسترسي داشته باشند.

براي حفظ حقوق بشر لازم است كه شهروندان هر جامعه آزاد، هشيار باشند. مسئوليت شهروندان ضامن پاسخگو ماندن حكومت به مردم است.

● آزادي بيان

آزادي گفتار و بيان به ويژه در زمينه مسايل سياسي و ساير مسايل عمومي شريان اصلي هر حكومت مردم سالار است. حكومت‌هاي مردم سالار بر محتويات بيشتر اظهارات كتبي و سخنراني‌ها نظارت ندارند. بدين ترتيب در حكومت‌هاي مردم سالار معمولا صداهاي متفاوتي در حال بيان نظرات و عقايد متفاوت يا حتي متضاد با حكومت‌ها هستند. طبق باور نظريه پردازان مردم سالاري، مذاكره باز و آزاد معمولا به بهترين انتخاب ختم مي‌شود و احتمال خطا در آن کمتر است. مردم سالاري بر مردم با سواد و آگاهي متكي است كه دسترسي آنان به اطلاعات، امكان مشاركتشان را در زندگي عمومي جامعه شان و نيز انتقاد از مقامات حكومتي نابخرد يا مستبد به كامل‌ترين شكل ممكن فراهم مي‌سازد.

شهروندان و نمايندگان منتخب آنها مي‌دانند كه مردم سالاري بر پايه وسيع‌ترين دسترسي به نظرات، داده‌ها و عقايد بدون مميزي استوار است. براي اين كه مردم آزاد بتوانند بر خود حكومت كنند لازم است كه در بيان گفتاري و نوشتاري آزاد باشند تا بتوانند نظراتشان را به صورت باز، عمومي و مكرر اعلام نمايند. اصل آزادي بيان بايد توسط قانون اساسي مردم سالار حفاظت شود تا از سانسور اجباري قوه‌هاي قانون گذار يا اجرايي حكومت جلوگيري به عمل آيد. حمايت از آزادي بيان از حقوقي است كه "منفي" خوانده مي‌شود يعني از حكومت خواسته مي‌شود از محدود نمودن بيان بپرهيزد اين درست بر خلاف اقدامات مستقيمي است كه حقوق به اصطلاح "مثبت" نام دارند.

در بيشتر موارد، مقامات حكومت مردم سالار مداخله‌اي در محتواي بيانات نوشتاري و گفتاري جامعه ندارند. اعتراضات، حوزه آزمايش كليه حكومت‌هاي مردم سالار به شمار مي‌روند. حق تجمع آرام حقي ضروري است و نقش لازمي را در تسهيل كاربرد آزادي بيان ايفا مي‌كند. جامعه مدني براي افرادي كه با برخي ازمسايل مخالفت شديد دارند امكان برگزاري مجادلات تند را فراهم مي‌سازد. آزادي بيان يك حق لازم است، اما كافي نيست و نمي‌تواند در توجيه خشونت، تهمت، هتك حرمت، خرابكاري يا گفتار مستهجن به كار آيد.

حكومت‌هاي تثبيت شده مردم سالار معمولا براي توجيه منع سخنراني‌هايي كه ممكن است باعث بروز خشونت شوند يا پيشينه ديگران را بدون صحت خدشه دار نمايند يا موجب براندازي حكومتي قانوني گردند يا رفتار مستهجن را گسترش دهند نيازمند دلايل بسيار محکمي هستند. بيشتر حكومت‌هاي مردم سالار از بياناتي كه موجب بروز خشونت نژادي يا قومي‌شود ممانعت به عمل مي‌آورند. مشكل موجود بر سر راه مردم سالاري، برقراي تعادل بين دفاع از آزادي بيان و تجمع و مقابله با بياناتي است كه به طور واقعي از خشونت، ارعاب يا خرابكاري حمايت مي‌کنند.

● آزادي مذهب

تمام شهروندان بايد در زمينه باورهاي مذهبي آزادي دنباله روي از درونشان را داشته باشند. آزادي مذهب شامل حق عبادت تك نفره يا گروهي، در جمع و يا در خلوت و مشاركت در مراسم مذهبي، اجراي مناسك و آموزش دين بدون ترس از آزار حكومت يا گروه‌هاي ديگر و همچنين حق نداشتن مذهب و تغيير مذهب در جامعه است. تمام مردم حق عبادت يا تجمع مرتبط با يك مذهب يا باور و تأسيس و حفظ اماكني به اين منظور را دارا هستند.

آزادي مذهب مانند ساير حقوق بنيادين بشر توسط كشور ايجاد يا بخشيده نمي‌شود، بلكه همه كشورها بايد از آن محافظت نمايند. حكومت‌هاي مردم سالار در ارتباط با آزادي مذهب آزادي زبان را نيز در قوانين اساسيشان مي‌گنجانند. حكومت‌هاي مردم سالار معمولا براي تنظيم امور مذهبي، آژانس‌هاي دولتي يا مركز رسمي ديگري تأسيس نمي‌كنند، با اين وجود ممكن است از اماكن عبادي و گروه‌هاي مذهبي بخواهند تا براي امور اداري يا مالياتي، خود را به ثبت برسانند. حكومت‌هايي كه از آزادي مذهبي حمايت مي‌كنند بيشتر به رعايت حقوق لازم ديگر براي آزادي مذهب از جمله آزادي بيان و آزادي تجمع توجه نشان مي‌دهند. حكومت‌هاي مردم سالار واقعي درك مي‌كنند كه بايد به تفاوت‌هاي مذهبي فردي احترام گذاشت و يكي از نقش‌هاي كليدي حكومت حتي در مواردي كه كشور باور مذهبي مشخصي را ممنوع مي‌داند حمايت از انتخاب مذهب است.

حكومت‌هاي مردم سالار همچنين:

▪ دين و مذهب رسمي براي کشور انتخاب نميکنند و بين اديان تبعيض قائل نميشوند.

▪ محتويات نشريات، دروس يا سخنراني‌هاي مذهبي را تعيين نمي‌كنند و در تاييد يا رد باورهاي ديني تلاش نميکنند.

▪ به حق والدين براي اداره آموزش مذهبي فرزندانشان و همچنين جلوگيري از آموزش ديني فرزندشان احترام مي‌گذارند.

▪ تحريك به خشونت مذهبي بر ضد ديگران را ممنوع مي‌نمايند.

▪ از ابزارهاي دولتي که با هزينه‌هاي مردم ايجاد مي‌شوند تبليغات به نفع يا عليه ديني نميکنند.

▪ در مدارس دولتي باورهاي ديني را تدريس نميکنند مگر مطالعات علمي ديني، مقايسه تاريخي اديان و تاريخ آنها.

▪ از اعضاي گروه‌هاي اقليت قومي، مذهبي يا زباني محافظت مي‌كنند.

▪ به مردم اجازه مي‌دهند تا ايام تعطيلات مرتبط با باورهايشان را برگزار نمايند و روزهاي مقدسشان را جشن بگيرند.

▪ از آنجا كه افراد صاحب اعتقادات گوناگون خواهان زمينه‌هاي مشترك در مسايل متنوع و همكاري براي حل مشكلات موجود براي كل جمعيت هستند به جريان‌هاي بين اعتقادي اجازه شكوفايي مي‌دهند.

▪ براي دولت و مقامات مذهبي، سازمان‌هاي غير دولتي و خبرنگاران، آزادي تهيه خبر درباره آزار مذهبي را فراهم مي‌سازند.

▪ به حق مشاركت و كمك به جامعه مدني از طريق راه اندازي مدارس اعتقادي، گرداندن بيمارستان‌ها و مراقبت از سالمندان و اجراي برنامه‌ها و فعاليت‌هاي ديگري كه به نفع جامعه است احترام مي‌گذارند.

▪ براي باورهاي ديني در مقابل باورهاي غير ديني امتيازي ويژه قائل نميشوند.