سازمان کنفرانس اسلامی و چرایی آن؟
با داشتن 57 كشور مسلمان عضو، 74 درصد ذخایر نفت شناخته شده جهان و 50 درصد ذخایر گاز جهان وبا در اختیار داشتن تنگه ها وآ ب راهه ها و کلا 20 درصد از مناطق آبی و خاکی مهم جهان ،وبا 5/1 میلیارد جمعیت اکنون نزدیک به یک سوم تعداد کشور های عضو سازمان ملل را به خود اختصاص داده اند ، ازپتانسیل بسیار بالایی در معادلات جهانی برخوردار است . جهان اسلام از سواحل آفریقای شمالی در اقیانوس اطلس تا شرق اندونزی امتداد یافته
این سازمان می تواند به عنوان یک عامل مهم برای همبستگی و اعاده مجد و عظمت امت اسلام به صورت یك كل واحد دورنمای بسیار روشنی برای دنیای اسلام رقم بزند.
پیشینه سازمان کنفرانس سلامی
تاریخ اسلام منبع الهام اندیشمندان مسلمان و مایه حركت در میان نیرو های سیاسی جوامع اسلامی است . اعتقاد به اتحاد كه از هنگام ظهور اسلام درشبه جزیره عربستان به عنوان یك اندیشه در جوامع اسلامی حاكم بودکه از ارزش های سیاسی ریشه می گیرد و پایه ای دینی دارد . در واقع ، قرآن كریم راهنمای جاودانه مسلمانان شامل اشارات و تصریحاتی است كه ارزش های سیاسی خاصی را در این زمینه منعكس می سازد. برای نمونه می توان به این آیه توجه كرد: و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا:" به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید"
عواملی که سبب نضج گرفتن ایده سازمانی اسلامی شد را می توان به شکل زیر بر شمرد:
شكست مسلمانان در سال 1948 در فلسطین و تاسیس دولت صهیونیستی ؛ تاسیس كشور اسلامی پاكستان در بخش مسلمان نشین شبه قاره هند ؛ آغاز عصر استعمار زدایی و استقلال تدریجی كشور های اسلامی ؛ ظهور ناسیونالیسم به عنوان یك نیروی بزرگ سیاسی ؛ شكست اعراب از اسراییل در جنگ شش روزه و آتش سوزی در مسجد الاقصی توسط صهیونیست ها .
البته در همین راستا در سال 1952 كشور های مصر و عربستان و پاكستان كنفرانسی راتحت عنوان " كنفرانس عمومی اسلامی" تشكیل دادند
در طی سال های دهه 1970 به بعد دو جریان سیاسی در خاورمیانه ایجاد شد. این دو جریان یکی مربوط به رژیم پهلوی و تلاش در جهت تثبیت موقعیت خود در منطقه خاور میانه بود . شاه در صدد بود برای اینکه بتواند از وضعیتی که در کشورهای عربی به سبب وجود جمال عبدالناصر و تز وحدت عربی وی ایجاد شده بود کمال استفاده را بکند. در این میان با آغاز تنش و اختلاف میان سوریه و عراق شاه پیشنهاد داد که مجمعی از کشور های اسلامی برای میانجی گری در زمینه رفع اختلاف میان سوریه و عراق در تهران گرد هم آیند که با مخالفت های عربستان با شکست مواجه شد .
در مراسم حج سال 1960 ملک سعود پادشاه عربستان دستور داد تا کنفرانسی با وجود شخصیت های بزرگ اسلامی برای تبلیغ اسلام شرح اصول و تفسیر تعالیم آن و مبارزه با عقاید ضد اسلامی و جستجوی راه حلی برای مشکلات جهان اسلام تشکیل شود . این کنفرانس در همان سال برگزار شد و شرکت کنندگان خواستار یک سازمان بین المللی اسلامی شدند به همین دلیل برای تشکیل کنفرانس اسلامی ملک فیصل به کشورهای گوناگونی سفر کردو از سران آنها برای شرکت در کنفرانس دعوت به عمل آورد .
به هرحال مهم ترین عامل در تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی را باید به فلسطین اختصاص داد . آتش سوزی در مسجد الاقصی در سال 1969 که در پی اشغال بیت المقدس به دست صهیونیست ها صورت گرفت فرصت بسیار مناسبی برای تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی تلقی شد. تا اینکه سرانجا م در 22 سپتامبر 1969 سران 26 کشور اسلامی درشهر رباط پایتخت کشور مراکش گرد هم آمدند و موجودیت این کنفرانس را اعلام کردند .
به هر روی سازمان کنفرانس اسلامی به طور رسمی در می 1971 تاسیس شد (6) سازمان کنفرانس اسلامی دارای 57 عضو می باشد و جالب اینکه روسیه نیز به عنوان کشوری که داردی جمعیت زیادی مسلمان است پیشنهاد داد که به عنوان عضو ناظر دراین سازمان شرکت کند. اعضای سازمان کنفرانس اسلامی در گروه های کشور های عربی و افریقایی و آ سیایی تقسیم می شوند و کشور آلبانی تنها کشور اروپایی عضو سازمان سورینام نیز تنها کشور مسلمان در قاره آمریکا می باشد.
اهداف سازمان کنفرانس اسلامی
اهداف سازمان کنفرانس اسلامی که در منشور آن در سال 1972 به تصویب رسیده است چنین اعلام شده است:
1. پیشبرد اهداف اسلامی میان دولت های عضو
2. تحکیم همکاری میان دولت های عضو در زمینه های در زمینه های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی علمی و دیگر امور حیاتی و ترتیب مشاوره ها میان دولت های عضو که در سازمان های بین المللی قرار دارند.
3. تلاش برای حذف جداسازی و تبعیض نژادی و رفع استعمار در همه اشکال آن.
4. دست زدن به اقدامات لازم جهت پشتیبانی از صلح و امنیت بین المللی بر پایه عدالت.
5. هماهنگ سازی همه کوشش ها برای حراست از اماکن مقدس و پشتیبانی از نبرد مردم فلسطین و کمک به آنها برای استیفای حقوقشان و آزادی سرزمینشان
6. تقویت نبرد همه مسلمانان در خصوص حفاظت از منزلت ، استقلال وحقوق ملی آنها.
7. آفرینش فضای مناسب برای بهبود و همکاری و تفاهم میان دولتها ی عضو و دیگر کشور ها.
ارکان سازمان کنفرانس اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی از سه رکن تشکیل شده است:
-کنفرانس سران که هر سه سال یک بار تشکیل می شود
کنفرانس وزرای خارجه که هر سال تشکیل می شود
دبیرخانه: که ارگان اجرایی کنفرانس است و دبیرکل رییس آن است . دبیرکل نیز به نوبه خود از سوی کنفرانس وزرای خارجه برای مدت یک دوره چهار ساله انتخاب می شود.
البته اجلاس پنجم سران کنفرانس اسلامی که در کویت تشکیل گردید در سال 1978طی قطعنامه ای ایجاد "دیوان بین المللی عدل اسلامی "را به عنوان رکن چهارم سازمان كنفرانس اسلامی تصویب کرد اما هیچ گاه شكل عملی به خود نگرفت .
مقر دبیرخانه سازمان كنفرانس اسلامی به موجب منشور آن در شهر بیت المقدس است ولی تا هنگام رفع اشغال این شهر از سوی صهیونیست ها، شهر جده در عربستان سعودی به طور موقت مقر دبیر خانه خواهد بود. انتخاب كاركنان سازمان بسته به شرایطی است ، از جمله اینكه خود و همسرانشان مسلمان بوده و دارای ملیت یكی از كشورهای سازمان کنفرانس اسلامی باشند .
ارگان ها و كمیته های تخصصی سازمان كنفرانس اسلامی
بانك توسعه اسلامی، اتحادیه بین المللی بانك های اسلامی ،آژانس خبرگزاری اسلامی، صندوق همبستگی اسلامی ،كمیته قدس :مسئول به اجرا گذاشتن قطعنامه های سازمان كنفرانس اسلامی در باره موقعیت قدس است. این كمیته در واكنش تعرض صهیونیست ها به بیت المقدس و دیگر اماكن مقدس در سال 1975 تشكیل شد. كمیته دائم همكاری اقتصادی و بازرگانی. كمیته دائم امر فرهنگی و اطلاعاتی كمیته دائم تكنولوژیك و جمعیت هلال احمر .
فعالیت های سازمان كنفرانس اسلامی در ابعاد مختلفی صورت می گیرد. زمینه هایی مانند مسائل اقتصادی ، فرهنگی ، بشر دوستانه و سیاسی را می توان نام برد .
در زمینه فرهنگی ، سازمان به امر آموزش و پرورش در جوامع اسلامی توجه ویژه ای مبذول می دارد. ایجاد دانشگاه های اسلامی در نیجریه و اوگاندا، ترتیب برگزاری همایش هایی در باره ابعاد گوناگون اسلام، آشنایی با فرهنگ های ملل مسلمان و تشویق گفتگو با دیگر ادیان الهی از جمله برنامه های سازمان كنفرانس اسلامی است .
در زمینه كمك های بشر دوستانه به جوامع اسلامی كه از جنگ و بلایای طبیعی متاثر می شوند با همكاری سازمان ملل كمك هایی ار ارائه می دهد . اما در این میان فعال ترین بخش از سازمان كنفرانس اسلامی را باید در امور سیاسی جستجو كرد.
ایران و سازمان كنفرانس اسلامیبی شك ایران یكی از كشورهای مهم در جهان اسلام به شمار می رود چنانكه نظرات ایران در بیشتر موارد در باره مسائل جهان اسلام از سوی كشور های اسلامی لحاظ می گردد. ایران خود به عنوان یكی از كشور های موسس سازمان كنفرانس اسلامی می باشد و هم اكنو ن در این سازمان مشاركت فعال دارد.
در دوران اولیه تشکیل این سازمان یعنی در دهه 70 میلادی ایران در این سازمان نقش فعالی را ایفا می کرد . در این دوره هنوز برخی کشورهای انقلابی عرب به عضویت سازمان در نیامده بودند برخی از این کشور ها مانند سوریه و عراق و یمن جنوبی در اجلاس سازمان حضور نمی یافتند و عده ای همانند مصر و سودان نیز با نارضایتی و انتقاد اجلاس سران را دنبال می کردند. در اجلاس اولیه وزیران خارجه، کشورهای انقلابی پیش نویس قطعنامه ای را تهیه کردند که به موجب آن از همه کشور های اسلامی خواسته می شد تا روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را با اسراییل قطع کنند این امر مورد مخالفت حکومت های حامی غرب به ویژه ایران قرار گرفت و به تصویب نرسید اما در اجلاس چهارم وزرای خارجه(1973) کشور های تندرو مخالف غرب به شکل فعالانه تری در اجلاس شرکت کردند و در این زمان ایران چون حکومتی حامی منافع غرب و اسراییل در منطقه بود از اجلا کناره گیری کرد و روابط ایران با سازمان کنفرانس اسلامی وارد دورانی از رکود و سکون شد که تا پایان عمر حکومت شاهنشاهی ادامه یافت .همچنین مواضع ایران در جنگ اعراب و اسراییل ، ایران را هرچه بیشتر از سازمان کنفرانس اسلامی دور کرد . بنابر این در طی این دوران ایران در هیچ یک از اجلاس های رسمی این سازمان شرکت فعال نداشت و میزبان هیچ یک از اجلاس های رسمی این سازمان نیز نشدو هیچ تلاش جدی برای استقرار نهاد های وابسته به این سازمان در ایران نشد
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی دور جدیدی از روابط میان سازمان کنفرانس اسلامی و کشورمان پدیدار گشت. از یک سو این انقلاب در تضاد با منافع کشور های طرفدار غرب بو که دارای نفوذ بسیاری در سازمان کنفرانس اسلامی بودند و از سوی دیگر با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و عدم توفیق سازمان در مقابله با این جنگ سازمان را با چالش جدی مواجه کرد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،کشور های محافظه کار و سنتی را با مشکل مواجه می کرد و با تمام قدرت ، تفکر جدیدی برای فراخواندن مسلمانان به وحدت اسلامی مطرح کرد انقلاب ایران خواهان یک سیاست خارجی مستقل(نه شرقی نه غربی )برای خودو سایر کشور های مسلمان بوده و با هر گونه نفوذ شرق و غرب در خاورمیانه و سازمان های بین المللی مخالف بود .
از آغاز انقلاب اسلامی تا شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کشورمان حضوری نسبتا فعال در اجلاس ها ی کنفرانس اسلامی داشت و برخورد سازمان با انقلاب اسلامی احترام آمیز بود .در همین زمان در طی جریان تسخیر سفارت امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام و ایجاد مناقشه میان ایران و امریکا ، سازمان کنفرانس اسلامی طی قطعنامه ای با عنوان " فشار های خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات متحده" به تصویب رسید در این قطعنامه ، مخالفت قاطع سازمان با هرگونه تهدید و استفاده از زور ، فشار ،دخالت و یا اعمال مجازات های داخلی در مورد جمهوری اسلامی ایران بیان گردید.
همچنین در اجلاس یازدهم وزرای خارجه کشور های اسلامی که در سال 1980 در اسلام آباد تشکیل شد قطعنامه مستقلی تحت عنوان " تجاوز آمریکا به جمهوری اسلامی ایران" تجاوز نیروهای امریکایی در جریان عملیات طبس به شدت محکوم گردید و با جمهوری اسلامی ایران و مردم آن ، در تلاششان به منظور تاسیس کشور مستقل و اسلامی که الهام گرفته از تعالیم اسلامی باشد ، اعلام همبستگی گردید. به نظر می رسد آنچه سازمان را وادار به چنین موضع گیری هایی ساخت فشار ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی بر اعضای با نفوذ ، در خود سازمان بود زیرا رفتاری غیر از این می توانست به اعتبار سازمان و اعضای با نفوذ آن در میان ملل منطقه لطمه بزند.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شکنندگی سازمان در برابر این مساله به اثبات رسید . در جریان این جنگ نه تنها تلاش های سازمان برای حل و فصل بحران ، نتیجه ای جدی در پی نداشت ، بلکه سازمان با زیر پا گذاشتن بی طرفی ، اصول و اهداف منشور سازمان را نقض کرد . سازمان تنها چند روز پس از آغاز جنگ 26 سپتامبر 1980 ، اجلاس اضطراری با حضور وزیران خارجه کشور های اسلامی در نیو یورک تشکیل داد و کمیته ای تحت عنوان " کمیته حسن نیت " ایجاد شد . در اجلاس سوم سران اسلامی در طائف عربستان قطعنامه مستقلی در باره جنگ ایران و عراق به تصویب رسید و در حالی که هنوز بخش های زیادی از ایران در اشغال عراق بود ، بدون درخواست از طرفین برای عقب نشینی به مرزهای خود ، از دو طرف خواست تا آتش بس فوری را بپذیرند و این در حالی بود که در سال های بعد که نیروهای ایران به عراق نفوذ کرده بودند و قسمت هایی از این کشور را در تصرف داشتند ، تازه سازمان یادش آمده بود که باید نیروهای دوطرف به مرزهای بین المللی خود عقب نشینی کنند!!! .
در اجلاس دوازدهم وزرای خارجه کشور های اسلامی که در بغداد برگزار شد ، صدام حسین ایران را مسئول جنگ دانست و سازمان در یک جانبداری آشکار از متجاوز ،این نکته را عینا در بیانیه نهایی خود منعکس ساخت . در واقع ایران در طول سالهای جنگ ارتباط خود را با سازمان به حداقل کاهش داد.
این سازمان می تواند به عنوان یک عامل مهم برای همبستگی و اعاده مجد و عظمت امت اسلام به صورت یك كل واحد دورنمای بسیار روشنی برای دنیای اسلام رقم بزند.
پیشینه سازمان کنفرانس سلامی
تاریخ اسلام منبع الهام اندیشمندان مسلمان و مایه حركت در میان نیرو های سیاسی جوامع اسلامی است . اعتقاد به اتحاد كه از هنگام ظهور اسلام درشبه جزیره عربستان به عنوان یك اندیشه در جوامع اسلامی حاكم بودکه از ارزش های سیاسی ریشه می گیرد و پایه ای دینی دارد . در واقع ، قرآن كریم راهنمای جاودانه مسلمانان شامل اشارات و تصریحاتی است كه ارزش های سیاسی خاصی را در این زمینه منعكس می سازد. برای نمونه می توان به این آیه توجه كرد: و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا:" به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید"
عواملی که سبب نضج گرفتن ایده سازمانی اسلامی شد را می توان به شکل زیر بر شمرد:
شكست مسلمانان در سال 1948 در فلسطین و تاسیس دولت صهیونیستی ؛ تاسیس كشور اسلامی پاكستان در بخش مسلمان نشین شبه قاره هند ؛ آغاز عصر استعمار زدایی و استقلال تدریجی كشور های اسلامی ؛ ظهور ناسیونالیسم به عنوان یك نیروی بزرگ سیاسی ؛ شكست اعراب از اسراییل در جنگ شش روزه و آتش سوزی در مسجد الاقصی توسط صهیونیست ها .
البته در همین راستا در سال 1952 كشور های مصر و عربستان و پاكستان كنفرانسی راتحت عنوان " كنفرانس عمومی اسلامی" تشكیل دادند
در طی سال های دهه 1970 به بعد دو جریان سیاسی در خاورمیانه ایجاد شد. این دو جریان یکی مربوط به رژیم پهلوی و تلاش در جهت تثبیت موقعیت خود در منطقه خاور میانه بود . شاه در صدد بود برای اینکه بتواند از وضعیتی که در کشورهای عربی به سبب وجود جمال عبدالناصر و تز وحدت عربی وی ایجاد شده بود کمال استفاده را بکند. در این میان با آغاز تنش و اختلاف میان سوریه و عراق شاه پیشنهاد داد که مجمعی از کشور های اسلامی برای میانجی گری در زمینه رفع اختلاف میان سوریه و عراق در تهران گرد هم آیند که با مخالفت های عربستان با شکست مواجه شد .
در مراسم حج سال 1960 ملک سعود پادشاه عربستان دستور داد تا کنفرانسی با وجود شخصیت های بزرگ اسلامی برای تبلیغ اسلام شرح اصول و تفسیر تعالیم آن و مبارزه با عقاید ضد اسلامی و جستجوی راه حلی برای مشکلات جهان اسلام تشکیل شود . این کنفرانس در همان سال برگزار شد و شرکت کنندگان خواستار یک سازمان بین المللی اسلامی شدند به همین دلیل برای تشکیل کنفرانس اسلامی ملک فیصل به کشورهای گوناگونی سفر کردو از سران آنها برای شرکت در کنفرانس دعوت به عمل آورد .
به هرحال مهم ترین عامل در تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی را باید به فلسطین اختصاص داد . آتش سوزی در مسجد الاقصی در سال 1969 که در پی اشغال بیت المقدس به دست صهیونیست ها صورت گرفت فرصت بسیار مناسبی برای تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی تلقی شد. تا اینکه سرانجا م در 22 سپتامبر 1969 سران 26 کشور اسلامی درشهر رباط پایتخت کشور مراکش گرد هم آمدند و موجودیت این کنفرانس را اعلام کردند .
به هر روی سازمان کنفرانس اسلامی به طور رسمی در می 1971 تاسیس شد (6) سازمان کنفرانس اسلامی دارای 57 عضو می باشد و جالب اینکه روسیه نیز به عنوان کشوری که داردی جمعیت زیادی مسلمان است پیشنهاد داد که به عنوان عضو ناظر دراین سازمان شرکت کند. اعضای سازمان کنفرانس اسلامی در گروه های کشور های عربی و افریقایی و آ سیایی تقسیم می شوند و کشور آلبانی تنها کشور اروپایی عضو سازمان سورینام نیز تنها کشور مسلمان در قاره آمریکا می باشد.
اهداف سازمان کنفرانس اسلامی
اهداف سازمان کنفرانس اسلامی که در منشور آن در سال 1972 به تصویب رسیده است چنین اعلام شده است:
1. پیشبرد اهداف اسلامی میان دولت های عضو
2. تحکیم همکاری میان دولت های عضو در زمینه های در زمینه های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی علمی و دیگر امور حیاتی و ترتیب مشاوره ها میان دولت های عضو که در سازمان های بین المللی قرار دارند.
3. تلاش برای حذف جداسازی و تبعیض نژادی و رفع استعمار در همه اشکال آن.
4. دست زدن به اقدامات لازم جهت پشتیبانی از صلح و امنیت بین المللی بر پایه عدالت.
5. هماهنگ سازی همه کوشش ها برای حراست از اماکن مقدس و پشتیبانی از نبرد مردم فلسطین و کمک به آنها برای استیفای حقوقشان و آزادی سرزمینشان
6. تقویت نبرد همه مسلمانان در خصوص حفاظت از منزلت ، استقلال وحقوق ملی آنها.
7. آفرینش فضای مناسب برای بهبود و همکاری و تفاهم میان دولتها ی عضو و دیگر کشور ها.
ارکان سازمان کنفرانس اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی از سه رکن تشکیل شده است:
-کنفرانس سران که هر سه سال یک بار تشکیل می شود
کنفرانس وزرای خارجه که هر سال تشکیل می شود
دبیرخانه: که ارگان اجرایی کنفرانس است و دبیرکل رییس آن است . دبیرکل نیز به نوبه خود از سوی کنفرانس وزرای خارجه برای مدت یک دوره چهار ساله انتخاب می شود.
البته اجلاس پنجم سران کنفرانس اسلامی که در کویت تشکیل گردید در سال 1978طی قطعنامه ای ایجاد "دیوان بین المللی عدل اسلامی "را به عنوان رکن چهارم سازمان كنفرانس اسلامی تصویب کرد اما هیچ گاه شكل عملی به خود نگرفت .
مقر دبیرخانه سازمان كنفرانس اسلامی به موجب منشور آن در شهر بیت المقدس است ولی تا هنگام رفع اشغال این شهر از سوی صهیونیست ها، شهر جده در عربستان سعودی به طور موقت مقر دبیر خانه خواهد بود. انتخاب كاركنان سازمان بسته به شرایطی است ، از جمله اینكه خود و همسرانشان مسلمان بوده و دارای ملیت یكی از كشورهای سازمان کنفرانس اسلامی باشند .
ارگان ها و كمیته های تخصصی سازمان كنفرانس اسلامی
بانك توسعه اسلامی، اتحادیه بین المللی بانك های اسلامی ،آژانس خبرگزاری اسلامی، صندوق همبستگی اسلامی ،كمیته قدس :مسئول به اجرا گذاشتن قطعنامه های سازمان كنفرانس اسلامی در باره موقعیت قدس است. این كمیته در واكنش تعرض صهیونیست ها به بیت المقدس و دیگر اماكن مقدس در سال 1975 تشكیل شد. كمیته دائم همكاری اقتصادی و بازرگانی. كمیته دائم امر فرهنگی و اطلاعاتی كمیته دائم تكنولوژیك و جمعیت هلال احمر .
فعالیت های سازمان كنفرانس اسلامی در ابعاد مختلفی صورت می گیرد. زمینه هایی مانند مسائل اقتصادی ، فرهنگی ، بشر دوستانه و سیاسی را می توان نام برد .
در زمینه فرهنگی ، سازمان به امر آموزش و پرورش در جوامع اسلامی توجه ویژه ای مبذول می دارد. ایجاد دانشگاه های اسلامی در نیجریه و اوگاندا، ترتیب برگزاری همایش هایی در باره ابعاد گوناگون اسلام، آشنایی با فرهنگ های ملل مسلمان و تشویق گفتگو با دیگر ادیان الهی از جمله برنامه های سازمان كنفرانس اسلامی است .
در زمینه كمك های بشر دوستانه به جوامع اسلامی كه از جنگ و بلایای طبیعی متاثر می شوند با همكاری سازمان ملل كمك هایی ار ارائه می دهد . اما در این میان فعال ترین بخش از سازمان كنفرانس اسلامی را باید در امور سیاسی جستجو كرد.
ایران و سازمان كنفرانس اسلامیبی شك ایران یكی از كشورهای مهم در جهان اسلام به شمار می رود چنانكه نظرات ایران در بیشتر موارد در باره مسائل جهان اسلام از سوی كشور های اسلامی لحاظ می گردد. ایران خود به عنوان یكی از كشور های موسس سازمان كنفرانس اسلامی می باشد و هم اكنو ن در این سازمان مشاركت فعال دارد.
در دوران اولیه تشکیل این سازمان یعنی در دهه 70 میلادی ایران در این سازمان نقش فعالی را ایفا می کرد . در این دوره هنوز برخی کشورهای انقلابی عرب به عضویت سازمان در نیامده بودند برخی از این کشور ها مانند سوریه و عراق و یمن جنوبی در اجلاس سازمان حضور نمی یافتند و عده ای همانند مصر و سودان نیز با نارضایتی و انتقاد اجلاس سران را دنبال می کردند. در اجلاس اولیه وزیران خارجه، کشورهای انقلابی پیش نویس قطعنامه ای را تهیه کردند که به موجب آن از همه کشور های اسلامی خواسته می شد تا روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را با اسراییل قطع کنند این امر مورد مخالفت حکومت های حامی غرب به ویژه ایران قرار گرفت و به تصویب نرسید اما در اجلاس چهارم وزرای خارجه(1973) کشور های تندرو مخالف غرب به شکل فعالانه تری در اجلاس شرکت کردند و در این زمان ایران چون حکومتی حامی منافع غرب و اسراییل در منطقه بود از اجلا کناره گیری کرد و روابط ایران با سازمان کنفرانس اسلامی وارد دورانی از رکود و سکون شد که تا پایان عمر حکومت شاهنشاهی ادامه یافت .همچنین مواضع ایران در جنگ اعراب و اسراییل ، ایران را هرچه بیشتر از سازمان کنفرانس اسلامی دور کرد . بنابر این در طی این دوران ایران در هیچ یک از اجلاس های رسمی این سازمان شرکت فعال نداشت و میزبان هیچ یک از اجلاس های رسمی این سازمان نیز نشدو هیچ تلاش جدی برای استقرار نهاد های وابسته به این سازمان در ایران نشد
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی دور جدیدی از روابط میان سازمان کنفرانس اسلامی و کشورمان پدیدار گشت. از یک سو این انقلاب در تضاد با منافع کشور های طرفدار غرب بو که دارای نفوذ بسیاری در سازمان کنفرانس اسلامی بودند و از سوی دیگر با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و عدم توفیق سازمان در مقابله با این جنگ سازمان را با چالش جدی مواجه کرد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،کشور های محافظه کار و سنتی را با مشکل مواجه می کرد و با تمام قدرت ، تفکر جدیدی برای فراخواندن مسلمانان به وحدت اسلامی مطرح کرد انقلاب ایران خواهان یک سیاست خارجی مستقل(نه شرقی نه غربی )برای خودو سایر کشور های مسلمان بوده و با هر گونه نفوذ شرق و غرب در خاورمیانه و سازمان های بین المللی مخالف بود .
از آغاز انقلاب اسلامی تا شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کشورمان حضوری نسبتا فعال در اجلاس ها ی کنفرانس اسلامی داشت و برخورد سازمان با انقلاب اسلامی احترام آمیز بود .در همین زمان در طی جریان تسخیر سفارت امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام و ایجاد مناقشه میان ایران و امریکا ، سازمان کنفرانس اسلامی طی قطعنامه ای با عنوان " فشار های خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات متحده" به تصویب رسید در این قطعنامه ، مخالفت قاطع سازمان با هرگونه تهدید و استفاده از زور ، فشار ،دخالت و یا اعمال مجازات های داخلی در مورد جمهوری اسلامی ایران بیان گردید.
همچنین در اجلاس یازدهم وزرای خارجه کشور های اسلامی که در سال 1980 در اسلام آباد تشکیل شد قطعنامه مستقلی تحت عنوان " تجاوز آمریکا به جمهوری اسلامی ایران" تجاوز نیروهای امریکایی در جریان عملیات طبس به شدت محکوم گردید و با جمهوری اسلامی ایران و مردم آن ، در تلاششان به منظور تاسیس کشور مستقل و اسلامی که الهام گرفته از تعالیم اسلامی باشد ، اعلام همبستگی گردید. به نظر می رسد آنچه سازمان را وادار به چنین موضع گیری هایی ساخت فشار ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی بر اعضای با نفوذ ، در خود سازمان بود زیرا رفتاری غیر از این می توانست به اعتبار سازمان و اعضای با نفوذ آن در میان ملل منطقه لطمه بزند.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شکنندگی سازمان در برابر این مساله به اثبات رسید . در جریان این جنگ نه تنها تلاش های سازمان برای حل و فصل بحران ، نتیجه ای جدی در پی نداشت ، بلکه سازمان با زیر پا گذاشتن بی طرفی ، اصول و اهداف منشور سازمان را نقض کرد . سازمان تنها چند روز پس از آغاز جنگ 26 سپتامبر 1980 ، اجلاس اضطراری با حضور وزیران خارجه کشور های اسلامی در نیو یورک تشکیل داد و کمیته ای تحت عنوان " کمیته حسن نیت " ایجاد شد . در اجلاس سوم سران اسلامی در طائف عربستان قطعنامه مستقلی در باره جنگ ایران و عراق به تصویب رسید و در حالی که هنوز بخش های زیادی از ایران در اشغال عراق بود ، بدون درخواست از طرفین برای عقب نشینی به مرزهای خود ، از دو طرف خواست تا آتش بس فوری را بپذیرند و این در حالی بود که در سال های بعد که نیروهای ایران به عراق نفوذ کرده بودند و قسمت هایی از این کشور را در تصرف داشتند ، تازه سازمان یادش آمده بود که باید نیروهای دوطرف به مرزهای بین المللی خود عقب نشینی کنند!!! .
در اجلاس دوازدهم وزرای خارجه کشور های اسلامی که در بغداد برگزار شد ، صدام حسین ایران را مسئول جنگ دانست و سازمان در یک جانبداری آشکار از متجاوز ،این نکته را عینا در بیانیه نهایی خود منعکس ساخت . در واقع ایران در طول سالهای جنگ ارتباط خود را با سازمان به حداقل کاهش داد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۱/۰۱ ساعت 10:42 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران