را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود می توان دلیل آن را وجود ارزشهای مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسانها و تمایل آنها در کنار هم زیستن و صلح است.

عید نوروز و جشنهای سال نو شمسی یکی از جشنهای مهم در بین ایرانیان است. این جشنها که با آغاز فصل بهار و بیداری طبیعت آغاز می شود همان حرکتی است که از یک فرهنگ ملی سرچشمه گرفته و در حال تبدیل شدن به یک “نماد جهانی” است.

این مسئله تا بدانجا اهمیت دارد که سازمان ملل سازمان ملل برای ثبت عید نوروز به عنوان یک روز جهانی آن را به نظر سنجی گذاشت.

تاریخچه

منشاء و زمان پیدایش نوروز به درستی معلوم نیست، اما این جشن قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند. برخی از روایتهای تاریخی نیز آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد.طبق این روایتها رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایتها از زرتشت به‌عنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است.

با افزایش محبوبیت عید نوروز در آسیای میانه و همچنین با اعلام رسمی شدن این مراسم در ترکیه، جهان در آینده نزدیک شاهد برگزاری آن در ابعاد وسیعتر خواهد بود.

نوروز در آذربایجان

عید نوروز در جمهوری آذربایجان همسایه شمالی ایران از اهمیت ویژه ای برای مردم این سرزمین دارد. نوروز به عنوان عید رسمی و ملی جمهوری آذربایجان بین مردم ارزش خاصی دارد. پس از استقلال جمهوری آذربایجان در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ عید نوروز از خانه‌ها به محله‌ها و سپس به میادین شهرها گسترش یافت و تبدیل به یک آیین و مراسم رسمی شد.

در سال جاری هیئت دولت آذربایجان، به مناسبت این عید ۸ روز تعطیل رسمی اعلام کرد. در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی نقل شده است. مثلاً در روایتی آمده است سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر می‌کند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به عقد وی در می‌‌آورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا می‌کند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش می‌گیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد جنازه‌اش را روی کنگره‌های دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن می‌کنند و مرثیه‌های بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیه‌ها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیه‌ها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.

اهالی آذربایجان بعد از پایان چله کوچک خود را برای استقبال از عید نوروز آماده می‌کنند و مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد می‌کنند و طبق آیین‌های باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی می‌کنند و قهر و کینه از میان برداشته می‌شود. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده‌ بدر برگزار نمی‌شود.

در آذربایجان رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فال‌ها داده می‌شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می‌شنیدند نیتشان عملی نمی‌گشته است. بنابراین برمبنای آیین عید مردم از بدگویی و حرف نامناسب دوری می‌جویند