و در قسمت ديگري از مكاشفه ي يوحناي لاهوتي بشارت ظهور حضرت مهدي (ع) چنين آمده است : " و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسب سفيدي كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داوري و جنگ مي نمايد و چشمانش چون شعله ي آتش و بر سرش افسر هاي بسيار و اسمي مرقوم دارد كه جز خودش هيچ كس آن را نميداند و جامه ي خون آلود – سرخ- در بر دارد و نام او را كلمه ي خدا مي خوانند . و لشگر هايي كه در آسمانند بر اسب هاي سفيد و به كتان سفيد و پاك ملبس از عقب او مي آمدند. و از دهانش شمشيري تيز بيرون مي آيد تا آن امتها را بزند و آنها را به عصاي آهنين حكمراني خواهد نمود...و ديدم فرشته را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمام مرغاني را كه در آسمان پرواز مي كنند ندا كرده مي گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران ..."5

با دقت در آيات فوق مي توان گفت همه ي فراز هاي بالا د راحاديث اسلامي آمده است .




--------------------------------------------------------------------------------

رساله يولس آروميان :



"زيرا يقين مي دانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد ، هيچ است"

"....و آن كه براي حكمراني امتها مبعوث شود، اميد امتها بر وي خواهد بود."

"زيرا اينرا به شما از كدام خدا مي گوييم كه مازنده و تا آمدن خداوند باقي ميباشيم بر خوابيدگان سبقت نخواهيم جست ; زيرا خداوند با صدا و آواز رييس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، و مردگان در مسيح اول خواهند برخاست، آنگاه ما كه زنده و باقي باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در هوا استقبال كنيم و همچنين هميشه با خداوند خواهيم بود."

اما براي روشن گرديدن موضوع مورد بحث بشارات، و اشاره به حوادث روز در ميان اين بشارات مقالهاي برگرفته از نشريه ي موعود را ذكر ميكنيم كه خالي از حسن نيست .

با نظر به ظهور مسيحيت بنيادگرادر كشور امريكا و جنگ عليه عراق، نظريه پردازان مسيحي اين جنگ را شاهدي بر تحقق پيشگوييهاي كتاب مقدس بويژه بخش پاياني كتاب (مكاشفه ي يوحناي لاهوتي)راجع به آخر الزمان مي دانند ، كه عقيده در كتابها، ادبيات،وبسايتهاو حتي فيلمها نيز ديده مي شود .بيل برودي 6اخيرا طي مقاله اي در واشنگتن پست نوشت :"حادثه هاي جهان-مخصوصا حركت نظالمي آمريكا بسوي عراق- موجب شده است تا اشخاصي با دلايل جديد براي تعبير و تفسير كردن آخرين حادثه ي جهاني خودنمايي كنندو در وبسايتهاي پيشگويي، اين بحث مشتاقانه بالا ميگيرد، گروهها و مخصوصا در كليسا ها به مطالعه ي كتاب مقدس مي پردازند. در جمعيتهاي مذهبي درآخر ماه بحثي ا زپيشگويي ميشود، مثل چيزي كه در ماههاي گذشته تحت عنوان بيستمين كنفرانس بين المللي ، پيشگويي آخر الزمان در تاميا برگزار شد

بردوي اضافه مي كند و چنين مينويسد:" به نظر بسياري شواهد دال بر نقش عراق در سناريوي آخر الزماندر بخشهاي كليدي پيشگويي هاي آخر الزمان كتاب مقدس وجود دارد."

مكاشفات بخش پاياني كتاب مقدس به عنوان نقشه ي حوادثي كه در عراق به وقوع پيوسته به حساب مي آيد.

دكتر مورگان استرانگ مي نويسد:"جري فالول به طور كامل و بي هيچ ابهامي معتقد است كه ما بايد به جنگ با عراق برويم ، تا حوادث مصيبت باري را به بار بيندازيم كه مو جب فراهم شدن دومين ظهور حضرت عيسي (ع) مي شود. جنگ با عراق به پايان روزگار منجر خواهد شد . ما اين را ميدانيم ، اسرائيل پا بر جا خواهد ماند، اسرائيل در طي آخر الزمان از بين خواهد رفت هر يهودي كه در هر جا زنده بماند به مسيحيت خواهد گرويد. دكتر مورگان استرانگ اضافه ميكند:"بر طبق علم آخر الزمان شناسي ، مسلمانان،بوداييها،هندوها،كاتوليكها،و هر كس ديگر، در جنگ آخر الزمان هلاك خواهد شد و يا اينكه به مسيحيت اصولگرا و بنيادگرا ايمان خواهد آورد."

همه به گونه اي جنگ عراق را نشانه اي بر شمارش معكوس آخر الزمان مي دانند ،اما در عين حال سعي ميكنند ذهن خود را فارغ از ايدئولوژي آخر الزمان كنند.مارك هيتچكوك در كتب خود در زمينه ي پيشگويي هاي كتاب مقدس چنين آورده است كه :"جنگ در عراق بيشتر يك عامل گرم كننده و عامل شتاب دهنده اي است براي حوادث نگران كننده اي كه رخ خواهد داد "

با ذكر مطالب فوق اين نكته روشن مي گردد كه حتي دانشمندان غربي به آمدن دوباره حضرت مسيح اعتقاد دارند و بروز جنگ عراق را نشانه اي براي اين ظهور مي دانند. فراز ديگر از اناجيل را "عبد اله بن سليمان

" روايت كرده كه بسيار جالب است . او ميگويد:"من در اناجيل خواندم كه خداوند به عيسي فرمود :من تو را بسوي خود بالا ميبرم سپس تو را در آخر الزمان فرو مي فرستم تا از امت اين پيامبر شگفتي ها ببيني،وآنها را در كشتن دجال ياري دهي ، تو رادر وقت نماز ميفرستم،تا با آنها نماز بخواني كه آنها امت مرحومه هستند."