مهربانى ، شاه كليد نفوذ در دلهاست
از زنى كه مرا پير كند، قبل
از اينكه دوران پيرى من فرا رسد(26).
روشن است كه پناه بردن انسان به خدا در جايى است كه احساس خطر و ناامنى و گمراهى وجود دارد، شايد در وجود زنى كه براى شوهرش پيرى زودرس مى آورد ريشه هاى ناامنى ، خطر و گمراهى نفوذ كرده باشد. طبيعى است كه چنين زنى موفق به آرام سازى محيط خانه و آرامش بخشى به شوهر نخواهد بود.
3 - در اوج پاكدامنى
عفت حالتى است نفسانى كه بازدارنده از غلبه شهوت است (27).
عفيف انسانى است كه با تلاش پى گير، به مقامى دست يافته كه خود را در اختيار خواسته هاى نفسانى قرار نمى دهد. روح چنين شخص آن چنان در اوج است كه به آسانى از آنچه ناپسند و نامشروع است چشم مى پوشد؛اگر چه توان انجامش را دارا باشد. اين مبارزه با نفس كه جهاد اكبر است چنان فضيلتى دارد كه صاحب اين مقام در مقايسه با مجاهد در جبهه جهاد اصغر، كه مبارزه با دشمن خارجى است ، از امتياز برخوردار است به اين روايت بنگريد:
حضرت اميرالمؤ منين مى فرمايد: جهادگرى كه در راه خدا به شهادت رسيده ، پاداشش ، برتر از توانگرى نيست كه با داشتن قدتر، عفت ورزيده است دور نيست كه عفيف فرشته اى از فرشتگان باشد (28).
ارزشمندى صفت عفت - با توضيحى كه داده شد - براى يك زن روشن است . هر زنى لازم است كه اين ويژگى را در زندگى مشترك به نمايش بگذارد و از اين راه ، فكر و ذهن و دل همسرش را از هر نوع پندار و توهم وسوسه پوچ احتمالى و بى اساس پاكسازى كند و زمينه پيدايش و رشد هر نوع احساس بدبينى را از ميان ببرد. آرامش روانى از آن مردى است كه اين ويژگى و خصلت را - كه انسان را تا مرز فرشتگان اوج مى دهد - در همسر خويش بيابد.
گلخانه زندگى در فضاى سالم و نشاطآور (عفت ) شاهد شكوفايى غنچه هاى معنوى و عطرآگين اعتماد زن و مرد به يكديگر خواهد بود.
از آنجا كه گام نهادن در مسير خوبيها و معنويات ، نيازمند تعاون و همكارى است ، يادآورى اين نكته ضرورى است كه اگر مردى ، خواهان عفت همسرش مى باشد، بايد زمينه و اسباب آن را در حد توان خويش فراهم كند، در اين ميان وظيفه مرد است كه به گونه اى آراستگى ظاهر داشته باشد و خود را متلزم به رعايت زيبايى و نظافت بداند كه پيوسته براى همسرش جذاب و دلربا باشد در اين زمينه به اين روايت جالب توجه كنيد:
حسن بن جهم مى گويد: امام رضا عليه السلام را ديدم كه محاسن خود را خضاب (رنگ ) كرده بود.
پرسيدم : فدايت شوم ، رنگ كرده ايد؟! امام پاسخ داد: آرى ، رسيدگى به خود (تغيير شكل و هيئت دادن ) از عوامل افزايش عفت زنان است ، و يكى از علل بى عفتى زنان اين است كه همسرانشان اين امر را رها كرده اند، آنگاه امام فرمود: آيا دوست دارى همسرت را به گونه اى ببينى كه وضعيتش همانند تو باشد، در حالتى كه به سر و وضع خود نرسيده اى ؟!
او جواب داد: خير، حضرت فرمود: همسر تو هم دوست ندارد كه تو را بدان گونه ببيند(29).
4 - عزيز در فاميل
در مفهوم عزت يك نوع نفوذ ناپذيرى نهفته است ، زمين سختى كه چيزى در آن موثر نيست ، داراى صفت عزت است ، اين حالت ، همانند تمامى صفات خوب ديگر، اگر از منبع اصلى سرچشمه بگيرد پايدار و ماندنى است وگرنه زودگذر و از بين رفتنى خواهد بود.
در فرهنگ قرآن ، عزت حقيقى از آن خداوند و پيامبر او و مؤ منان است خداوند كانون همه خوبيهاست و همه اين خوبيها از او به پيامبرش و مؤ منان سرايت مى كند ايمان ، شرط اصلى عزت است و در سايه بندگى خداست كه سربلندى انسان تاءمين مى شود.
شايد عزيز بودن زن كه در كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله از ويژگيهاى زن خوب و شايسته معرفى شده است به اين معنى برگردد كه ايمان حقيقى يك زن از او در ميان فاميل چهره اى ساخته باشد كه مورد نظر و احترام و تكريم همه و داراى عزت و سرافرازى باشد. طبيعى است مردى كه اين موفقيت مطلوب را براى همسرش در ميان فاميل شاهد است و زنى كه از اين چنين جايگاه رفيعى برخوردار است ، هر دو در محيط مقدس خانه ، آرامش و امنيت را به وضوح احساس مى كنند.
نقطه مقابل اين زن ، زنى است كه بر اثر سوء رفتار و گفتار و عملكردهاى ناشايسته و موضعگيرى و اقدامهاى ناپسند و نابخردانه خود را در ميان فاميل و آشنايان خوار و ذليل كرده است . چنين زنى در روايت ديگرى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله داراى خصلتى از خصال بدترين زنان است (30).
زنى كه در ميان فاميل اعتبارى ندارد و با چشم حقارت و خوارى به او مى نگرند براى خود نيز شخصيت قابل اعتمادى را باور ندارد و هيچگاه موفق نخواهد شد كه بدون سرمايه لازم كه ، همان عزت و متانت و موقعيت خانوادگى است ، محيط خانه را محلى مناسب براى ارامش جسم و روح همسرش قرار دهد.
روشن است كه پناه بردن انسان به خدا در جايى است كه احساس خطر و ناامنى و گمراهى وجود دارد، شايد در وجود زنى كه براى شوهرش پيرى زودرس مى آورد ريشه هاى ناامنى ، خطر و گمراهى نفوذ كرده باشد. طبيعى است كه چنين زنى موفق به آرام سازى محيط خانه و آرامش بخشى به شوهر نخواهد بود.
3 - در اوج پاكدامنى
عفت حالتى است نفسانى كه بازدارنده از غلبه شهوت است (27).
عفيف انسانى است كه با تلاش پى گير، به مقامى دست يافته كه خود را در اختيار خواسته هاى نفسانى قرار نمى دهد. روح چنين شخص آن چنان در اوج است كه به آسانى از آنچه ناپسند و نامشروع است چشم مى پوشد؛اگر چه توان انجامش را دارا باشد. اين مبارزه با نفس كه جهاد اكبر است چنان فضيلتى دارد كه صاحب اين مقام در مقايسه با مجاهد در جبهه جهاد اصغر، كه مبارزه با دشمن خارجى است ، از امتياز برخوردار است به اين روايت بنگريد:
حضرت اميرالمؤ منين مى فرمايد: جهادگرى كه در راه خدا به شهادت رسيده ، پاداشش ، برتر از توانگرى نيست كه با داشتن قدتر، عفت ورزيده است دور نيست كه عفيف فرشته اى از فرشتگان باشد (28).
ارزشمندى صفت عفت - با توضيحى كه داده شد - براى يك زن روشن است . هر زنى لازم است كه اين ويژگى را در زندگى مشترك به نمايش بگذارد و از اين راه ، فكر و ذهن و دل همسرش را از هر نوع پندار و توهم وسوسه پوچ احتمالى و بى اساس پاكسازى كند و زمينه پيدايش و رشد هر نوع احساس بدبينى را از ميان ببرد. آرامش روانى از آن مردى است كه اين ويژگى و خصلت را - كه انسان را تا مرز فرشتگان اوج مى دهد - در همسر خويش بيابد.
گلخانه زندگى در فضاى سالم و نشاطآور (عفت ) شاهد شكوفايى غنچه هاى معنوى و عطرآگين اعتماد زن و مرد به يكديگر خواهد بود.
از آنجا كه گام نهادن در مسير خوبيها و معنويات ، نيازمند تعاون و همكارى است ، يادآورى اين نكته ضرورى است كه اگر مردى ، خواهان عفت همسرش مى باشد، بايد زمينه و اسباب آن را در حد توان خويش فراهم كند، در اين ميان وظيفه مرد است كه به گونه اى آراستگى ظاهر داشته باشد و خود را متلزم به رعايت زيبايى و نظافت بداند كه پيوسته براى همسرش جذاب و دلربا باشد در اين زمينه به اين روايت جالب توجه كنيد:
حسن بن جهم مى گويد: امام رضا عليه السلام را ديدم كه محاسن خود را خضاب (رنگ ) كرده بود.
پرسيدم : فدايت شوم ، رنگ كرده ايد؟! امام پاسخ داد: آرى ، رسيدگى به خود (تغيير شكل و هيئت دادن ) از عوامل افزايش عفت زنان است ، و يكى از علل بى عفتى زنان اين است كه همسرانشان اين امر را رها كرده اند، آنگاه امام فرمود: آيا دوست دارى همسرت را به گونه اى ببينى كه وضعيتش همانند تو باشد، در حالتى كه به سر و وضع خود نرسيده اى ؟!
او جواب داد: خير، حضرت فرمود: همسر تو هم دوست ندارد كه تو را بدان گونه ببيند(29).
4 - عزيز در فاميل
در مفهوم عزت يك نوع نفوذ ناپذيرى نهفته است ، زمين سختى كه چيزى در آن موثر نيست ، داراى صفت عزت است ، اين حالت ، همانند تمامى صفات خوب ديگر، اگر از منبع اصلى سرچشمه بگيرد پايدار و ماندنى است وگرنه زودگذر و از بين رفتنى خواهد بود.
در فرهنگ قرآن ، عزت حقيقى از آن خداوند و پيامبر او و مؤ منان است خداوند كانون همه خوبيهاست و همه اين خوبيها از او به پيامبرش و مؤ منان سرايت مى كند ايمان ، شرط اصلى عزت است و در سايه بندگى خداست كه سربلندى انسان تاءمين مى شود.
شايد عزيز بودن زن كه در كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله از ويژگيهاى زن خوب و شايسته معرفى شده است به اين معنى برگردد كه ايمان حقيقى يك زن از او در ميان فاميل چهره اى ساخته باشد كه مورد نظر و احترام و تكريم همه و داراى عزت و سرافرازى باشد. طبيعى است مردى كه اين موفقيت مطلوب را براى همسرش در ميان فاميل شاهد است و زنى كه از اين چنين جايگاه رفيعى برخوردار است ، هر دو در محيط مقدس خانه ، آرامش و امنيت را به وضوح احساس مى كنند.
نقطه مقابل اين زن ، زنى است كه بر اثر سوء رفتار و گفتار و عملكردهاى ناشايسته و موضعگيرى و اقدامهاى ناپسند و نابخردانه خود را در ميان فاميل و آشنايان خوار و ذليل كرده است . چنين زنى در روايت ديگرى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله داراى خصلتى از خصال بدترين زنان است (30).
زنى كه در ميان فاميل اعتبارى ندارد و با چشم حقارت و خوارى به او مى نگرند براى خود نيز شخصيت قابل اعتمادى را باور ندارد و هيچگاه موفق نخواهد شد كه بدون سرمايه لازم كه ، همان عزت و متانت و موقعيت خانوادگى است ، محيط خانه را محلى مناسب براى ارامش جسم و روح همسرش قرار دهد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۱۵ ساعت 22:55 توسط فرهادی مسجدسلیمانی
|
با سلام و درود به همه منتظران