● او همـه‌چیـزمی خورد
<میشل لوتیتو> متولد پانزده ژوئن سال ۱۹۵۰ یک مرد فرانسوی است. لوتیتو که در شهر <گرین ویل> به دنیا آمده است به خاطر خوردن اشیای غیرقابل هضم مشهور شده و در کشور خود با لقب<موسیو مانگتو> به معنای <آقای همه‌چیزخوار> معروف می‌‌باشد. او برای مردم برنامه اجرا می‌‌کند و در برابر چشمان حیرت زده آنها همه نوع فلز، شیشه، پلاستیک و چیزهایی از این قبیل را می‌‌خورد. او تاکنون چندین دوچرخه و تلویزیون را در کنار اشیای کوچک‌تر خورده است. لوتیتو ابتدا اجزای این وسایل را از هم جدا می‌‌کند و سپس آنها را تکه‌تکه و به راحتی قورت می‌‌دهد.
لوتیتو خوردن وسایل غیرمعمول را از کودکی آغاز کرده بود و از سال ۱۹۶۶ یعنی از شانزده سالگی تا کنون برای مردم برنامه اجرا می‌‌کند. لوتیتو تاکنون به‌خاطر این رژیم غذایی عجیب خود احساس بیماری نکرده و حتی پس از خوردن مواد مسمومیت‌‌زا هم مریض نشده است. او در هنگام اجرای برنامه به طور متوسط روزی یک کیلوگرم وسایل غیرقابل هضم می‌‌خورد و قبل از صرف این غذای غیرمتعارف مقداری روغن معدنی تناول می‌‌نماید. در طول خوردن آنها نیز مقداری زیادی آب می‌‌نوشد. به نظر می‌‌رسد که ضخامت دیواره معده و روده‌های لوتیتو دو برابر یا حتی چند برابر مردم عادی است و اسیدهای معده‌اش آنقدر قوی هستند که می‌‌توانند غذاهای فلزی او را هضم کنند.

● صد و چهل سال عمر
<یوشیرو ناکاماتسو> که روز بیست و ششم ژوئن سال ۱۹۲۸ به دنیا آمده یک پزشک می‌‌باشد. او همچنین یک مخترع ژاپنی است که ادعا می‌‌کند رکورد بیشترین تعداد اختراعات را در دنیا شکسته است و بیش از سه هزار اختراع از خود بر جای گذاشته که از جمله معروف‌ترین آنها <دیسک‌ فلاپی> و کفش‌های فنری <پیون پیون> می‌‌باشند.
او در طول مدت سی‌و چهار سال از تمام وعده‌های غذایی که خورده است عکس‌برداری کرده و تمامی آنها را جزء جزء تجزیه و تحلیل نموده و خواص و مضرات تک‌تک آنها را برشمرده است. هدف اصلی ناکاماتسو از این کار عجیب که صبر و حوصله بسیاری را می‌‌طلبد علاوه بر رکوردشکنی این است که بتواند با در نظرگرفتن خاصیت‌های مختلف غذاها، بیش از صد و چهل سال عمر کند.

● او سه دهه نخوابید
<تای نگوک> شصت ساله که در محله خود به نام <های> معروف است، می‌گوید: از سال ۱۹۷۳ پس از یک تب شدید دیگر نتوانسته بخوابد و در طول بیش از ۱۱۷۰۰ شب بی‌خوابی گوسفندهای بیشماری را شمرده ولی تاثیری در این اختلال ایجاد نشده است. او می‌گوید: <نمی‌دانم این بی‌خوابی بر روی سلامتی‌ام تاثیر گذاشته است یا خیر ولی هنوز هم مثل دیگران سالم هستم و می‌توانم مزرعه‌ام را اداره کنم.>
یکی از همسایگان نگوک برای اثبات سلامتی او می‌گوید: <او می‌تواند پنج کیلوگرم کود را چهار کیلومتر با خود حمل کند و به خانه برگرداند.> همسر نگوک اظهار می‌دارد: <شوهرم قبلا خوب می‌خوابید ولی پس از آن تب حتی داروی خواب‌آور هم نتوانسته او را بخواباند.>
وی در ادامه افزود: وقتی نگوک برای انجام آزمایشات پزشکی به بیمارستان شهر رفت، پزشکان گفتند او در سلامت کامل به سر می‌برد و فقط کبدش کمی ضعیف کار می‌کند. نگوک در حال حاضر در مزرعه‌ای در دامنه کوهستان زندگی می‌کند و سرگرم مزرعه‌داری و مراقبت از مرغ‌ها و خوک‌های خود است.

او شش فرزند دارد که هر یک در خانه خود زندگی می‌کنند. او اغلب شبها اضافه‌کاری می‌کند یا برای جلوگیری از ورود دزدها نگهبانی می‌دهد. او می‌گوید: دو ماه از این شب‌های بی‌خوابی را سرگرم کندن دو استخر بزرگ برای پرورش ماهی بوده است.