اهميت و امکان حضور قلب
امام صادق مي فرمايند: «مَن اَحَبَّ اَن يعلَم اَقبِلَت صَلاتُهُ اَم لَم تُقبُل فَلينظُرهَل مَنَعَتهُ صَلاتَه عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر فَبِقَدرِ ما مَنِعَته قُبِلَت مِنه: هرکس دوست دارد بداند که نمازش مورد قبول واقع شده يا نه، بايد نگاه کند که آيا نمازش او را از منکر و فحشا بازداشته يا نه، به مقداري که او را از منکرات و فحشا بازداشته، از او قبول مي شود.»
نکته: حضور قلب از شراط صحت نماز نيست؛ يعني با نبودن حضور قلب، نماز باطل نمي شود و از لحاظ فقهي اشکالي ندارد، وليکن چنين، قالبي و بي فضيلت و غير مقبول است، يعني بالا نمي رود و اثر معراجي خود را دست مي دهد و دليل آنکه حضور قلب از شراط صحت نماز نيست، احتمالاً براي سختي و عسر و حرجي بود که اکثراً براي مردم ايجاد مي شد، چرا که اکثر مردم براي تحصيل حضور قلب به زحمت مي افتند و از عهده انجام آن بر نمي آيند و چه بسا اين امر را بهانه اي براي ترک نماز قرار مي دهند.
امکان کسب حضور قلب:
الف) وقوع حضور قلب: بهترين دليل براي امکان شيء، وقوع آن است. همين که پيغمبران ما و ائمه (ع) و اولياي خدا برحسب معرفت و ايمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دليل بر امکان آن مي باشد. البته حضور قلب، مراتب خاصي دارد. هرکس به فراخور استعداد معنوي، مراقبت، مجاهدت و شرايط لازم ديگر، داراي حضور قلب مي شود و همه در يک سطح و رتبه نيستند.
ب) وجود دستور عمل: درباره وجود دستور عمل جهت تحصيل حضور قلب از ناحيه رسول اکرم و ائمه در کتابها نوشته اند چرا که تکليف و دستور به آنچه در توان نيست بي معنا و غلط است؛ زيرا تحصيل امر محال، محال است و البته حضور قلب کامل در نماز، يعني نديدن هيچ چيز، حتي خود و حاضر بودن در محضر خدا، نصيب هرکسي نمي شود وليکن اين مطلب وظيفه ما را نسبت به کسب مراتب پايين تر، ساقط نمي کند.
مراتب حضور قلب:
شخص نمازگزار بايد اجمالاً بداند که با خداوند سخن مي گويد و حمد و ثناي او را مي گويد. اگرچه به معناي الفاظ توجه نمي کند. اين مرتبه براي آناني است که معناي نماز را مي دانند.
علاوه بر مرحله قبلي، به معناي کلمات و ذکرها نيز توجه داشته باشد و بداند که چه مي گويد. در اين مرحله، قلب، تابع زبان است.
اسرار عبادت و حقيقت ذکر و تسبيح و تحميد و ساير مفاهيم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه کند تا خوب بداند چه مي گويد و چه مي خواهد.
نمازگزار علاوه بر مراحل قبل، بايد اسرار و حقايق ذکر را به طور کامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله يقين و ايمان کامل برسد. در اين صورت است که زبان، از قلب پيروي مي کند. قلب چون آينه به آن حقايق ايمان دارد، زبان را به اذکار وادار مي کند.
در اين مرحله، نمازگزار به مرتبه کشف و شهود و حضور کامل مي رسد که به اين مرحله، حضور قلب در معبود مي گويند نه حضور قلب در عبادت؛ يعني مرحله اي که اسما و صفات و کمالات حق را با چشم باطن مشاهده مي کند.
گرفته شده از سايت www.irib.ir
با سلام و درود به همه منتظران