3 قالَتْ عليها السلام : اءبَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، يُقْيمانِ اءَودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اءطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إ نْ واقَفُوهُما
ترجمه :
فرمود: حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و علىّ عليه السلام ، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آن ها را از انحرافات دنيوى و عذاب هميشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
4 قالَتْ عليها السلام : مَنْ اءصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اءهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ اءفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ
ترجمه :
فرمود: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.
5 ق الَتْ عليها السلام : إ نَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ، حَقَّ السَّعيدِ مَنْ اءحَبَّ عَليّا فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ
ترجمه :
فرمود: همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ عليه السلام در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.
6 قالَتْ عليها السلام : إ لهى وَ سَيِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ فى مُفارِقَتى اءَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتى ، وَشيعَةِ ذُرّيتَى .
ترجمه :
فرمود: خداوندا، به حقّ اولياء و مقرّبانى كه آن ها را برگزيده اى ، و به گريه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ايشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شيعيان و پيروان ما را ببخشى .
7 قالَتْ عليها السلام : شيعَتُنا مِنْ خِيارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالى اَوْليائِنا وَ مُعادى اءعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.
ترجمه :
فرمود: شيعيان و پيروان ما، و همچنين دوستداران اولياء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نيز آن هائى كه با قلب و زبان تسليم ما هستند بهترين افراد بهشتيان خواهند بود.
8 قالَتْ عليها السلام : وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اءكْرَهُ اءنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ اءنّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اءجِدُهُ سَريعَ الاْ جابَةِ.
ترجمه :
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود:
سوگند به خداوند، اگر نمى ترسيدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرين مى كردم .
و مى ديدى چگونه دعايم سريع مستجاب مى گرديد.
9 قالَتْ عليها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ اءبَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ
ترجمه :
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، ديگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرين خواهم كرد.
10 قالَتْ عليها السلام : إ نّى اءُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، اءنَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضيتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لا شْكُوَنَّكُما إ لَيْهِ
ترجمه :
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود:
خدا و ملائكه را گواه مى گيرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده ايد، و مرا راضى نكرديد، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكايت شما دو نفر را خواهم كرد.
11 قالَتْ عليها السلام : لاتُصَلّى عَلَيَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ اءبى رَسُولِ اللّهِ فى اءميرالْمُؤ منينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحيفَتى اللّتى كَتَبها لى اءبى بِمُلْكِ فَدَك ترجمه :
فرمود: افرادى كه عهد خدا و پيامبر خدا را درباره اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثيّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نبايد بر جنازه من نماز بگذارند.
12 قالَتْ عليها السلام : إ لَيْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ اءبى يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ
ترجمه :
خطاب به مهاجرين و انصار كرد و فرمود:
از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هايتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است .
آيا پدرم در روز غدير خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
الَتْ عليها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْ يمانَ تَطْهيرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزيها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّيامَ تَثْبيتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْييدا لِلدّينِ
ترجمه :
فرمود: خداوند سبحان ، ايمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد.
و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود.
و زكات (و خمس ) را براى تزكيه نفس و توسعه روزى تعيين نمود.
و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست .
و حجّ را براى استحكام اءساس شريعت و بناء دين اسلام واجب نمود.
14 قالَتْ عليها السلام : يا اءبَاالْحَسَنِ، إ نَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إ لَىَّ وَ حَدَّثَنى أ نّى اَوَّلُ اءهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ.
ترجمه :
فرمود: اى ابا الحسن ! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بيتش كه به او ملحق مى شوم وچاره اى از آن نيست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .
15 قالَتْ عليها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ اَوْ عَلَيَّ ثَلاثَةَ اءيّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَ حَياتِكِ؟
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا
ترجمه :
فرمود: هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حيات و يا پس از مرگ ما باشد.
16 قالَتْ عليها السلام : ما صَنَعَ اءبُوالْحَسَنِ إ لاّ ما كانَ يَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسيبُهُمْ وَطالِبُهُمْ
ترجمه :
فرمود: آنچه را امام علىّ عليه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جريان بيعت انجام داد، وظيفه الهى او بوده است ، و آنچه را ديگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نمايد.
17 قالَتْ عليه السلام : خَيْرٌ لِلِنّساءِ اءنْ لايَرَيْنَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ
ترجمه :
فرمود: بهترين چيز براى حفظ شخصيت زن آن است كه مردى را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد.
18 قالَتْ عليها السلام : اءوُصيكَ يا اءبَاالْحَسنِ اءنْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .

 ترجمه :
ضمن وصيّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى .
و به زيارت و ديدار من بر سر قبرم بيائى .
19 قالَتْ عليها السلام : إ نّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إ نّهُ يُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَيَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلينى عَلى سَريرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرينى ، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ
ترجمه :
در آخرين روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصيّتى به اسماء فرمود: من بسيار زشت و زننده مى دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه اى روى بدنش تشييع مى كنند.
و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى ديگران تعريف مى نمايند.
مرا بر تخت و بلانكاردى كه اطرافش پوشيده نيست و مانع مشاهده ديگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشييع كن ، خداوند تورا از آتش جهنّم مستور و محفوظ نمايد.
20 قالَتْ عليها السلام : .... إ نْ لَمْ يَكُنْ يَرانى فَإ نّى اءراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الريح .
ترجمه :
مرد نابينائى وارد منزل شد و حضرت زهراء عليها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علّت آن را جويا شد؟
در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم ، ديگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.