در قرآن کریم آمده :

اهل بهشت از جهنمیان از سبب دوزخی شدن آنها سئوال می کنند و دوزخیان جواب می دهند که چون از نمازگزاران نبودیم . همچنین خداوند ما و خانواده مان را امر به خواندن نماز می نماید و نیز در آیات دیگرما را به نتیجه نماز خواندن و ترک آن به طور کلی آگاه می کند و همه آن ها دلیل بر اهمیت نماز و انجام آن است.

 

درباره ترک نماز ، روایات زیادی داریم که بعضی مطلق و بعضی مقیدند ، یعنی در بعضی روایات تارک نماز به صورت کلی کافر معرفی شده است ، ولی در برخی روایات دیگر ، هر تارک نمازی کافر معرفی نشده است ، بلکه تارک نمازی کافر معرفی شده که نماز را از روی عمد ترک کند ؛ مثلا در روایتی از رسول اکرم (ص) آمده است که :

« من ترک الصلوه متعمدا فقد کفر؛ کسی که ؛ نماز را از روی عمد ترک کند کافر شده است » و نیز  می فرماید :

« من ترک الصلوته متعمدا فقد هدم دینه ؛ هر کس نماز را از روی عمد ترک کند دین خود را خراب کرده است » و در جای دیگر می فرماید :

« ما بین المسلم و بین عن تکفر الی ان یدرک الصلوه الفریضه متعمد او یتهاون فلا یصلیها ؛ فاصله ای بین مسلمان و کافر نیست مگر اینکه کافر از روی عمد نماز واجب را ترک می گوید و یا از روی سستی نماز نمی خواند » و همچنین در روایتی از امام صادق ( ع ) آمده که :

 

« تارک نماز کافر است ولیکن زنا کار کافر نیست بلکه فاسق است » که در این باره از امام صادق سئوال شد: چرا زانی کافر نیست ولیکن تارک نماز کافر است ، دلیلش چیست ؟ امام (ع) می فرماید :

 « زانی و مشابه آن عمل را از روی شهوت که یک نیروی غریزی است و بر او غلبه پیدا کرده انجام می دهند ولیکن تارک نماز ترک نماز نمی کند ، اینکه قصدش  کوچک شمردن نماز باشد و زانی به طرف زنا نمی رود ؛ مگر اینکه با به جا اوردن آن کسب لذت می کند ، برای هر کسی که نماز را از روی عمد و قصد ترک می کند به جهت کسب لذت نیست و هنگامی هم که لذت نباشد ، کوچک شمردن و سبک شمردن را به دنبال خواهد داشت و استخفاف و کوچک شمردن نماز موجب کفر می شود . »

 همانطور که مشاهده شد ، ترک نماز از روی عمد ، موجی کفر است و اگر در روایات دیگر ، ترک نماز را به صورت مطلق ، موجب کفر دانسته اند ، با این روایات مطرح شده و روایات مقید دیگر ، تخصیص زده می شوند ؛ یعنی ترک نماز ، همراه با عمد و قصد ، موجب کفر است .

کفر ، عبارت است از نپذیرفتن و انکار چیزی که عقل و فطرت آدمیان آن را حق می دانند ، که نتیجه چنین انکاری ، ترک ضروریات دین است و از جمله این ضروریات ، نماز است .

 

 نکته

کفر در اصطلاح فقها ، انکار اصول دین ( توحید ، نبوت و معاد ) و انکار ضروریات دین است و به همین جهت ، کفری که در روایات مطرح شده است و به تارک الصلوه نسبت می دهند ، کفر از دیدگاه فقهی نیست ؛ یعنی احکام کفر بر او بار نمی شود ، پس دلیل این که در روایات به تارک الصلوه کافراطلاق می شود ، اهمیت دادن به موضوع نماز و ترک نکردن آن می باشد ؛ البته ، اگر کسی نماز را به دلیل منکر بودن آن نخواند در اصطلاح فقها کافر گفته می شود ، زیرا منکر ضروری دین شده است . 

 

 

 

منبع:

http://ebadat.blogfa.com