انسان پر جربزه و قابل وقتي با بحران روبه‌رو مي‌شود، به تكيه‌گاه فكر نمي‌كند؛ روش خود را تحميل مي‌كند، مسؤوليتش را مي‌پذيرد و نتيجه كار را [پيروزي يا شكست] از آن خود مي‌داند. چارلز دوگل

حق کهنسال تر از قانون است

توي زندگي دو نفر باش.يکي براي خودت براي زندگي و ديگري براي ديگران زندگي باش
زندگي شما تنها زماني بهتر مي شود که خودتان بهتر شويد . برايان تريسي

اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد ( فاينمن)
يا چنان نماي که هستي، يا چنان باش که مي‌نمايي (بايزيد بسطامي)
مدتها پيش آموختم که نبايد با خوک کشتي گرفت، خيلي کثيف مي‌‌شوي و مهم‌تر آنکه خوک از اين کار لذت مي‌برد
اين شيوه آدم هاست که وقتي مي خواهند چيزي را نابود کنند ، از آن هيولايي در ذهن ديگران و يا خود ترسيم مي کنند
كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند
برادلي : اشتباه نيز جزئي از زندگي است، پس وقت خودت را تلف نکن و خودت را به خاطر اشتباههاي گذشته سرزنش نکن
زندگي من مجموعه اي از درسهايي است که به آن نياز دارم، درسهايي با نظم و ترتيب تمام در زندگي ام روي مي دهد.( اين سالمترين برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامين مي کند.)

زندگي يک مسابقه بخت آزمايي است اما من از هر اتفاقي که در زندگي روي مي دهد نهايت استفاده را مي برم (اين دومين انتخاب خوب است و کيفيت متوسطي را به زندگي مي بخشد)

چرا هميشه همه بلاها سر من مي آيد؟ (اين طرز برخورد نهايت ناکامي و بدبختي را تضمين مي کند)
دنيا را مي توان به دو بخش تقسيم کرد: بخشي که در آن هر چيزي قيمتي دارد و بخشي که در آن قيمت بي معنا
جايي که قيمت ها بي معنا مي شوند ارزشها ظهور مي کنند . قيمت ها به اشياء و امور مرده تعلق دارند
شما ممکن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال کنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد. «ولتر؛ نويسنده فرانسوي »
ما در زندگي مرتبا با درسهاي تازه اي روبرو مي شويم و تا زماني که درسي را ياد نگيريم مجبور به گذراندن دوباره آن هستيم. آندرو متيوز
اگر مي خواهي بزرگ شوي ، از کردار نيک ديگران فراوان ياد کن . اُرد بزرگ
کسي که مي‌خواهد رازي را حفظ کند بايد اين واقعيت را که رازي دارد، کتمان کند (گوته)
سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد
حقيقت هر اندازه عجيب به نظر برسد باز آشناست ، دروغ هر اندازه آشنا به نظر برسد باز غريب است
هيچ سمي مهلک تر از جاه طلبي نيست ، جاه طلبي سمي ست که تو را مي کشد و همچنان زنده نگه مي دارد و زندگي تو را به زندگي گياهي تبديل مي کند ،هيچ شکستي بد تر از توفيق در جاه طلبي نيست
آلفرد دوموسه : حيات خوابي است ، و محبت روياي آن
دنياي عجيبي است کسي که تو را دوست دارد تو. دوستش نداري و کسي که تو دوستش داري او تو را دوست ندارد وکسي را هم که تو دوستش داري و او نيز تو را دوست دارد به رسم دين و آيين به هم نميرسيد دکتر علي شريعتي


مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند ستايش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گريستم ، گفتند بهانه است خنديدم ، گفتند ديوانه است دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم دکتر علي شريعتي

هيچوقت نمي‌توانيد با مشت گره ‌کرده دست کسي را به گرمي بفشاريد (گاندي)

کساني که مي بخشند از بخشش خويش شادمان اند ، پاداش اينان همان شادماني شان خواهد بود

شاخ و برگ هاي زشت حسادت ، سلطه ، تفوق ، ، رقابت ، کينه ، بد بيني و بي اعتمادي ، مانع از آن مي شوند که عشق را تجربه کني

خوشبختي به سراغ کسي مي‌رود که فرصت انديشه درباره بدبختي را ندارد
مصيبتي از اين بزرگ تر؟؟ افلاطون گفت: مصيبتي از اين بزرگ تر چه باشد؟ كه جاهلي مرا بستايد و كار من او را پسنديده آيد! ندانم كه چه كار جاهلانه كرده ام كه او را خوش آمده است!(قابوس نامه)

اُرد بزرگ : هرگز به کودکتان نگوييد پيشه آينده اش چه باشد همواره به او ادب آموزش دهيد چون با داشتن ادب ، او و شما هميشه از مهر آدميان برخوردار خواهيد بود

بوسکاليا: يک زندگي را وقتي مي شود با خوشبختي قرين دانست که شروعش با عشق باشد و ختمش با جاه طلبي

اُرد بزرگ : هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، با خود بگويم اينبار کار نا پايان را بسر مي آورم
اُرد بزرگ : همواره بين خود و همسرت بازه اي (فاصله اي) را نگاهدار تا به خواري گرفتار نشوي


بيسمارک : اگر به جاي اسلحه با معلم به جنگ دنيا مي رفتيم ، همه دشمنان نابود مي شدند
فردوسي خردمند : کسي که به آباداني مي کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند

باب هاپ : تا وقتيکه مرد عروسي نکرده او را غير کامل مي خوانند ، بنابراين معلوم مي شود پس از ازدواج کار مرد تمام است

بطليموس: زمان را بر کارهاي خود تقسيم کنيد تا کاري بر زمين نماند

ارد بزرگ : هيچ دوستي بهتر از تنهايي ، براي اهل انديشه نيست

اُرد بزرگ : تاريخ هيچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روي داده و در حال رخ نمودن است پيراسته شدن ايده هاي بشري از ناراستي هاست
فردريش نيچه :آيا مي کوشي که ده بار يا صد بار دو چندان شوي ؟ نکند بهر خود مريدان بسيار مي جويي ؟ - پس مي بايد ظرفهاي تهي ( هيچ ) را بجويي

اُرد بزرگ : اگر بپذيريم همه ما آنگونه که مي بينيم و در مي يابيم ، مي گوييم و روشنگري مي کنيم بايد بن زندگي را دايره اي بزرگ بدانيم که همه چيز را نيز دايره ترسيم کرده است
گذشته چراغ آينده نيست بلکه گذشته سد راه آينده است

«موفقيت» بدست‌آوردن چيزي است که دوست داري و «خوشبختي» دوست داشتن چيزي است که بدست‌آورده‌اي

حقيقت چيزي نيست که نوشته مي‌شود .. آن چيزي است که سعي مي‌شود پنهان بماند!